تاریخچه شهرستان گنبدکاووس*بزرگترین برج آجری جهان
شهرستان گنبدکاووس با مساحت 2059 هکتار در بخش شرقی استان گلستان واقع شده از طرف شمال به جمهوری ترکمنستان، از طرف غرب به شهرستانهای علی آباد، آق قلا و گرگان، از طرف شرق به شهرستان های کلاله و کوهستانی و جلگه ای تشکیل شده، حد فاصل بین گرگان رود و نوار مرزی ترکمنستان که در بخش داشلی برون قرار گرفته ، مناطق استپی وسیعی را در بر دارد. این مناطق، مهمترین مراتع قشلاقی اند. آب و هوای این شهرستان در ارتفاعات آزادشهر و رامیان، معتدل و کوهستانی بوده و در شمال گرگانرود به سوی مرز ترکمنستان به آب و هوای نیمه بیابانی معتدل و نیمه خشک تبدیل می شود.میزان بارندگی آن هم از جنوب به شمال و از شرق به غرب کاهش می یابد. جمعیت 294637 نفری شهرستان گنبدکاووس را ترکمن ها، مهاجران ترکی آذری و اقوامی از خراسان ،سمنان و سیستان و بلوچستان و ... تشکیل می دهند.پایۀ اقتصادی این شهرستان کشاورزی بوده و از محصولات عمدۀ آن ،گندم ،جو، پنبه و دانه های روغنی است. دامداری و صنایع وابسته به کشاورزی نیز در ان رواج دارند. از صنایع دستی هم قالی، قالیچه و قارچین شهرستان گنبد به ویژه فرش های سرخ رنگ و مرغوب ترکمن که مظهر پایداری این قوم است، دارای شهرتند، پرورش اسب هم در منطقه رایج بوده و اسب ترکمن از معروفیت جهانی برخوردار است. همچنین کارخانه هایی مانند آرد، روغن، پنبه پاک کنی، کنسرو، کمپوت، نئوپان و .. در این شهرستان فعالند.
درباره نامگذاری این شهر باید گفت که نام آن از قابوس ابن وشمگیر گرفته شده است. قابوس یکی از حاکمان ال زیار بود مرکز حکومتش را در شهر جرجان قدیم یعنی همین گنبدکاووس فعلی قرار داد. گرگان قدیم بر اثر هجوم مغول و تیموریان از بین رفت و در ان شهر جدیدی بنا شد که در سال 1361 هجری شمسی گنبدکاووس نام گرفت. نقشۀ اصلی این شهر را کارشناسان آلمانی در زمان پهلوی اول مطابق اصول شهرسازی آن زمان طراحی کردند از همین رو خیابان هایش متقاطع بودو فاقد معابر کم عرض است.
از اثار قدیمی شهر گنبدکاووس ، بلندترین بنای آجری جهان بنام برج قابوس و امامزاده یحیی ابن زیدو خرابه های جرجان قدیم است. تالاب های آلاگل ، اجی گل و آلما گل در بخش داشلی برون که زیستگاه پرندگان مهاجر و کنار آبی است از جذابیت های طبیعی منطقه می باشد. از دیگر دیدنی های شهر گنبدکاووس، مجموعه سوارکاری و برگزاری مسابقات اسبدوانی و کورس پاییزه و بهاره است.
شهر گنبدکاووس براساس جمعیتی بالغ بر 140 هزار نفر و مساحتی بالغ بر 27 کیلومتر مربع و در شرق استان گلستان بافاصله 98 کیلومتر از مرکز استان و 500 کیلومتر از پایتخت قرارداشته و در مسیر زائران حضرت امام رضا(ع) با فاصله 480 کیلومتر از مشهد مقدس قرار گرفته است. و اما در ادامه:

برج قابوس، بزرگترین برج آجری جهان
این بنای معروف که یکی از بلندترین آثار تاریخی جهان بشمار میآید بر فراز تپه خاکی که قریب 15 متر از سطح زمین بلند تر است قرار دارد این بنا در سال (397 ه. ق. و 375 ه. خ) و در زمان سلطنت شمس المعالی قابوس بن وشمگیر و در شهر جرجان که پایتخت پادشاهان آن دیار بوده، بنا گردیده است. پروفسور آرتور اوفام پوپ در مورد این بناچنین نوشته است: در زیر سمت شرق کوههای البرز و در برابر صحراهای پهناور آسیا یکی از بزرگترین شاهکارهای معماری ایران با تمام شکوه و عظمت خود قد بر افراشته است. این بنا گنبد قابوس بقعه آرامگاه قابوس بن وشمگیر میباشد و برج آرامگاه از هرگونه آرایش مبراست. جنگندهای با نیروی ایمان در نبرد رودرروی، پادشاهی شاعر در نبرد با اب مشخصات سازه گنبد قابوس شامل 2 قسمت است: * 1-پی یا پای بست بنا و بدنه * 2-گنبد مخروطی پی سازی بنا از زمین سفت شروع و تا ارتفاع حدود 15 متری با آجر و مصالح مشابه خود بنا انجام شده است. درون پای بست سردابی وجود داشته که پا کار طاق آن هنوز بر جای است ولی بر اثر کاوشهای پیاپی کاوشگران که در پی گنج بودهاند آثاری از کف آن بر جای نمانده است. بدنه مدور خارجی گنبد قابوس دارای 15 ترک (دندانه نود درجه) میباشد (همانند ستاره ده پر) این ترکها که در اطراف آن و به فواصل مساوی از یکدیگر قرار دارند، از پای بست بنا شروع و تا زیر سقف گنبدی ادامه مییابد و میان این ترکها با کوههای آجری پر شده است. به جز در ورودی) راس این ترکها به اندازه یک مترو سی چهار سانتی متر از یکدیگر فاصله دارند. قطر داخلی گنبد به طول نه متر و هفتاد سانتی متر و قطر آن از قاعده ترکها بطول چهارده متر و شصت و شش سانتی متر و طول قطر آن از رأس ترکها یا به عبارتی قطر ارباب یا پای بست آن هفده متر و شش سانتی متر میباشد ضخامت میل از پایین به بالا کرنش کمی دارد و در ارتفاع 37 متری گنبد مخروطی بنای برج را تکمیل میکند. این گنبد که با آجرهای مخصوص دنباله دار کفشکی ساخته شده است دو پوسته است. گنبد درونی مانند گنبدهای خاکی به شکل نیم تخم مرغی و از آجر معمولی است و پوسته بیرونی با آجر دنباله دار، و ارتفاع این گنبد مخروطی 18 متر است در بدنه شرقی روزنهای تعبیه شده که ارتفاع آن یک متر و نود سانتیمتر استعرض روزنه در قسمت بالا 73 و در وسط 75 و در پایین 80 است. در ضلع جنوبی آن یک ورودی میباشد که 5/1 متر عرض و 55/5 متر ارتفاع دارد. در درون طاق هلالی سر در آن، مقرنسی است که به نظر میرسد در مراحل نخستین پیشرفت این نوع تزئینات معماری و گچ بری است. شاید این مقرنس ساده و در عین حال زیبا از اولین نمونههای مقرنس سازی در بناهای اسلامی میباشد که بتدریج تکمیل شده است دکتر ویلسن آمریکایی نماینده دانشگاه پنسیلوانی نیز در بازدید و تحقیقاتی که از این بنا داشته راجع به این مقرنسها چنین نوشته است: بالای در، داخل هلال مدخل گیلویی مقرنسی است که در مراحل اولیه ترقی میباشد و این یکی از نمونههای تزئینی است از اصول یک معماری که بعد اهمیت پیدا کرده است در ردیف کتیبه کوفی بصورت کمر بند وار بدنه را آرایش کرده است که یک ردیف آن در 8 متری پای آن و دیگری بالا در زیر گنبد مخروطی قرار دارند نوع نوشته کوفی کتیبهها ساده و آجری است حروف آن آرایش ندارند. بر جسته و خوانا میباشد و حاشیه دور آنها قاب مستطیلی شکلی است از آجر. مصالح بكار رفته در اين بنا ملات ساروج و آجر است اين بنا تماماً از آجرهاي پخته قرمز ساخته شده است آجرهاي سخت اين بنا بدليل عوامل جوي بمرور به رنگ برنزي در آمده است در نحوة اجراي اين ساختمان بدليل نبودن امكانات و تكنولوژي پيشرفته به جاي چوب بست از كوبه و متراكم كردن خاك به دور نما بصورت مارپيچ و پله اي تا انتهاي آن استفاده شده است كه بعد از اتمام بنا خاكها را بصورت تپه در اطراف بنا پخش نموده اند.شيوه معماري بنا : اين بنا يكي از اولين ساختمانهايي است كه مرز بين شيوة معماري خراساني و رازي محسوب مي شوند و در واقع مربوط به اوائل دورة شيوة معماريرازي است ساختمان اين بنا تماماً از آجر و ملات ساروج ساخته شده است . يكي ازبارزترين ويژگيهاي شيوة معماري رازي استفاده از آجر با بهترين كيفيت ممكن است .
متن کتیبههای سازه چنین است:
بسم الله الرحمن الرحیم
- هذ القصر العالی
- الامیر شمس المعالی
- الامیر ابن الامیر
- امر به نبائه فی حیاتی
- سنه سبع و خمسین و ثلثماته قمریه
- و سنه خمس و سبعین و ثلثماته
به نام خداوند بخشنده مهربان
- این است کاخ باشکوه
- امیر شمس معالی
- امیر پسر امیر
- قابوس فرزند وُشمگیر
- فرمان داد به ساخت آن در زندگی خویش
- سال سیصد و نود و هفت قمری
و سال سیصد و هفتاد و پنج (خورشیدی)

امامزاده يحيي بن زيد (ع)
حضرت يحيي بن زيد (ع) از نوادگان حضرت حسين بن علي بن ابي طالب مي باشد ، مادرش ريطه دختر ابوهاشم عبدا… بن محمد بن حنيفه بن اميرالمؤمنين حضرت علي (ع)است.حضرت يحيي بن زيد در زمان يزيد با 700 نفر از طرفداران خود در خراسان قيام نموده و آنچنان با دشمن به جنگ پرداخت كه سپاه دشمن را شكست داد و با پيروزي خارق العاده اي عازم هرات شد و از آنجا به شهر جرجان روانه شد. نصروالي خراسان همراه هشتاد هزار سوار مجهز از سپاه شام و اطراف براي سركوبي يحيي وارد قريه ارغوان شد سه روز و سه شب جنگ كرد و در نتيجه يحيي و همراهانش به شهادت رسيدند يحيي همانند پدر و بر اثر تيري كه به پيشانيش وارد شد درعصر روز جمعه سنه 125 هجري قمري شهيد گشت.حضرت يحيي بن زيد كه از طرف پدر و مادر با سه واسطه به امام علي (ع) ميرسد نوه امام زينالعابدين (ع) و يكي از راويان و محدثين بوده است كه در سنين جواني به شهادت رسيد و در نوشتههاي تاريخي او را اولين فردي ميدانند كه كتاب صحيف سجاديه را به ايران آورده است.اين امامزاده داراي بناي بزرگ و محوطهاي وسيع و رواق آيينهكاري شده ميباشد و محوطه داخلي اين امامزاده داراي صحن وسيع و بناهاي متعدد براي استراحت و رفاه حال مسافران و زائران است و در خارج از محوطه نيز پاركينگ وسيع و همچنين بازارچهاي به منظور رفع نيازمنديهاي زوار و مسافران اعم از صنايع دستي و مواد خوراكي ايجاد شده است. از امتيازات اين مكان مذهبي وجود محراب گچ بري دوره سلجوقي در جوار ضريح مطهر آن امام است و همچنين اين مقبره در نزديكي شهر تاريخي جرجان قرار دارد.
اين امامزاده در شهرستان گنبد قرار دارد و داراي 23150 متر مربع فضاي مسقف و شبستان است و در اطراف آن 134 زائر سرا وجود دارد و هر کدام در طول سال تعداد 3000 نفر زائر را پذيرا مي باشد.
مجتمع عظيم سواركاري
مجتمع سواركاري گنبد در سال 1340 با اهداف مسابقات كورس اسب دواني وتوليد وپرورش اسبهاي اصيل تركمن تاسيس گرديد. بعد از انقلاب مجموعه با تصويب شوراي انقلاب به سازمان تربيت بدني واگذار گرديد ودر حال حاضر مدت سه سال است كه مجتمع با كليه اموال منقول وغير منقول به شركت تجهيز ونگهداري اماكن ورزشي سازمان تربيت بدني واگذار گرديدوا ز سوي ديگر فدراسيون سوار كاري مجموعه را براي مدت نامعلومي از شركت تجهيز اجاره نموده است.
اين مجموعه داراي 120 هكتار زمين كشاورزي،پاركينگ،فضاي سبز،پيست اسبدواني به مساحت تقريبي30 هكتار،سوئيت،ويلا،اصطبل زمستانه وتابستانه،جايگاه مسابقات واستخر شنا
ميباشد.
مسابقات اسبدواني در فصلهاي بهاروپاييز برگزار مي شودو علاقمندان زيادي را ازگوشه وكنار كشور به خود جذب مي كند.مسابقات اسبدواني به جز گنبد در شهرهاي تهران، مشهد،كردستان و بندرتركمن برگزار مي گردد، طول مسافت مسابقه 1400 متر است كه به شكل بيضي است شرايط نام نويسي اسبها به دو صورت انجام ميگيرد.
1ـ داشتن شناسنامه اسب ايراني- داشتن شناسنامه شركت در مسابقات
2- سن اسب نبايد كمتر از18 ماه باشد.


شهر تاریخی جرجان
شهر تاريخي جرجان يكي از شهرهاي بزرگ جهان اسلام بوده است كه با شهرهايي همچون ري، مرو و جندي شاپور برابري مي كند. اين شهر معماري و شهرسازي بسيار پيشرفته اي داشته كه با كاوش هاي انجام گرفته، معلوم شد كه بيش از ۱۰۰۰ سال قبل داراي فاضلاب شهري، خيابانهايي با سنگفرش هاي منقش آجري و سيستم آبرساني به خانه ها بوده كه از طرح شهرسازي و وجود نقشه براي ساخت آن خبر مي دهد. آبگينه ها و سفال هاي ارزشمند به دست آمده از دفينه هاي جرجان نيز گوياي اين مطلب است كه اين شهر يكي از مراكز صنعت آبگينه و سفال در دوره هاي بعد از اسلام يعني سده هاي ۵ و ۶ هجري شمسي بوده است... خرابه هاي شهر جرجان كه اكنون در سه كيلومتري جنوب غربي شهر گنبدكاووس قرارگرفته در زمان آبادي ۱۲۰۰ هكتار را شامل مي شده كه در قرن اخير به علت هاي مختلف چون كاوشهاي غيرمجاز، توسعه كشاورزي و ساخت خانه هاي جديد، از بين رفته و فقط مساحتي در حدود ۲۵۰ هكتار در دوسوي گرگان رود از آن باقي مانده است. در اصل اين شهر در زمان سامانيان بر روي ويرانه هاي برجاي مانده از شهري ساساني بنا شد و به صورت چندضلعي نامنظم همانند شهرهاي منطقه در قبل از اسلام ساخته شده است.
همه معابر اصلي و فرعي شهر با آجر و به صورت نقوش هندسي زيبا سنگفرش و چيده شده و شهر جرجان مانند همه شهرهاي آباد منطقه، ديوارهايي براي حصارهاي داخلي، خارجي و خندقي بين دو ديوار داشته كه اهالي شهر را از گزند دشمنان مهاجم حفظ مي كرد. هر چند مصالح ساختماني حصار شهر از آجر، سنگ و گچ بوده اما به علت تخريب شديد در سال هاي گذشته، از ارتفاع و عرض حصارها و خندق اطلاعي در دست نيست. «جاويد ايمانيان» مدير پژوهشي شهر تاريخي جرجان - گنبد قابوس در مورد اين شهر مي گويد: با بررسيهايي كه از شهر جرجان صورت گرفته ثابت شده كه اين شهر از يك معماري و شهرسازي پيشرفته بهره مند بوده است.
از ويژگي هاي جالب اين شهر، كانال فاضلاب سراسري بوده كه اين مسأله اهميت فراواني در بهداشت شهر داشته است. اين كانال سرپوشيده، فاضلاب هر واحد مسكوني را از شهر خارج مي كرده است. عمق كانال فاضلاب ۳ متر و عرض آن ۱ / ۸۰ متر بوده كه با آجر و به صورت طاق گهواره اي ساخته شده است. همچنين واحدهاي مسكوني داراي چاههاي متعدد آب و آذوقه بوده و هر واحد مسكوني از كانال اصلي آب شهر مشروب مي شد. «جاويد ايمانيان» ادامه مي دهد از آثار با ارزش معماري شهر جرجان ساخت خيابان ها و گذرهاي آجري است كه با ويژگي هاي خاصي در شهر ايجاد شده. ساخت هريك از خيابانها كه باتوجه به نياز و اهميت نقاط مختلف شهر صورت گرفته، تاكنون در كمتر شهرهاي اسلامي ديده شده است. خيابان ها و گذرهاي شهر جرجان طرح شبكه بندي داشته و از شمال به جنوب و از شرق به غرب امتداد يافته و تقريباً همه شهر را در برمي گرفته است كه مي توان آن را نهايت ذوق و استادي معماران و شهرسازان جرجان دانست. ايمانيان مي افزايد: يكي از خيابان هاي كشف شده، خياباني است كه از دو نقطه شهر يعني امامزاده يحيي (ع) شروع و به گرگان رود ختم مي شده است. عرض آن ۱۰متر و طولش از شمال تا جنوب شهر است.
با كاوش اين خيابان، حدود ۲۰۰ متر از طول آن آشكار شده است كه بررسي ها نشان مي دهد اين خيابان در مجموع حدود ۲كيلومتر طول داشته و مربوط به ساخت و سازهاي عهد ساماني است كه به مرور زمان با بازسازي خيابان شكل آن تغيير يافته. به اين ترتيب كه از قسمت هاي مياني خيابان براي كانال آب استفاده مي كردند و با تعريض خيابان آن را به صورت بلوار مانند درآوردند كه به احتمال، آب اين كانال به ساختمان هاي اطراف خيابان منتقل مي شده است.
او ادامه مي دهد خيابان ديگري هم از طرف شرق تا مقبره قابوس امتداد مي يافته كه اين خيابان با آجر ساخته شده است و از نظر معماري قسمت هاي لبه خيابان كمي مرتفع تر از قسمت هاي مياني بوده تا به هنگام باران، آب هاي زائد از قسمت هاي مركزي به خارج سرازير شود. عرض اين خيابان ۳ متر بوده است. كشف خيابان هاي يادشده به علاوه ديگر گذرها و كوچه هاي شهر نشان مي دهد كه شهر جرجان در قرون مياني اسلام يك نقشه شهرسازي پيشرفته داشته است. يكي ديگر از ويژگي هاي اين شهر تاريخي، عبور گرگان رود از وسط شهر است، به اين ترتيب شهر جرجان در دو سوي رودخانه واقع و به دو بخش نام هاي دهستان (شيعه نشين) و بكرآباد(سني نشين) تقسيم شده بود كه به وسيله پل هاي آجري به هم مرتبط بودند. ارگ كه در قرون اسلامي دهستان ناميده مي شده در قسمت مركزي شهر واقع شده و شكلي ۶ ضلعي داشته است. بناهاي مذهبي و همچنين كارگاه هاي صنعتي شهر در ميان و اطراف ارگ متمركز بوده است.
در خرابه اي شهر جرجان تپه هاي به نسبت مرتفعي وجود داشته كه در كاوش هاي غيرمجاز يك قرن اخير از بين رفته است. اما در يكي از اين تپه ها آثار ساختماني يك تالار ستوندار و كوره هاي آهنگري به دست آمده است. به نظر مي رسد اين كارگاه هاي صنعتي اغلب در جنب خيابان هاي اصلي شهر قرار داشته است. صنعت شيشه و سفال گري از معروف ترين صنايع شهر تاريخي جرجان است كه نمونه هايي از آن هم اكنون در موزه هاي معروف داخلي و خارجي نگهداري مي شود و يكي از بزرگترين گنجينه هاي يافت شده از شهرهاي اسلامي زمان قديم است. هرچند شهر تاريخي جرجان در حملات مغول به سال ۶۱۷ هجري قمري از بين رفت اما از خرابه هاي به جاي مانده اين شهر هنوز شكوه و عظمت آن آشكاراست و تنها نماد برجاي مانده از اين شهر تاريخي يعني «برج گنبدقابوس» گواهي براين مدعاست.
از اين رو شهر تاريخي جرجان يكي از پر ارزش ترين آثار برجاي مانده از دوران اسلامي با شماره ۴۰ در فهرست آثار باستاني در سال ۱۳۱۷ به ثبت رسيده است. هم اكنون كار مطالعات پژوهشي اين شهر باستاني را در سطح ملي، پايگاه پژوهشي شهر جرجان و گنبدقابوس انجام مي دهد. برنامه هايي كه اين پايگاه در آينده اجرا خواهد كرد شامل اسكنرليزر يا تهيه تصاوير سه بعدي از محل، ادامه كاوش هاي باستان شناسي براي شناخت بيشتر شهر، حفاظت از محوطه هايي كه باستان شناسان آن را يافته اند و در نهايت ايجاد سايت موزه شهري است.
شهر تاريخي جرجان بيش از ۱۰۰۰ سال قبل داراي فاضلاب شهري، خيابان هايي با سنگفرش هاي منقش آجري و سيستم آبرساني به خانه ها بوده است كه از وجود طرح شهرسازي و نقشه براي ساخت آن خبر مي دهد. آبگينه ها و سفال هاي ارزشمند به دست آمده از دفينه هاي شهر نيز گوياي اين مطلب است كه اين شهر يكي از مراكز صنعت آبگينه و سفال در دوره هاي بعد از اسلام يعني سده هاي ۵ و ۶ هجري شمسي بوده است.
![]() | ![]() |
دریاچه مصنوعی و بازارهای شبانه
سدها و آببندانها
مجموعه طرحهاي سد و شبكه آبياري و زهكشي گلستان شامل دو سد مخزني بنامهاي گلستان 1 و 2 ، شبكه هاي آبياري و زهكشي ، و ايستگاههاي پمپاژ بوده ودر شمال شرقي شهرستان گنبد واقع است .
الف ) سد مخزني گلستان 1 :
در 12 كيلومتري شمال شرقي شهرستان برروي رودخانه گرگانرود احداث شده و هدف از احداث آن توسعه اراضي ساحل راست گرگانرود با ايجاد شبكه آبياري و زهكشي به وسعت 10000 هكتار مي باشد.86 ميليون متر مكعب حجم مخزن و 101 ميليون متر مكعب حجم آب قابل تنظيم ساليانه آن است.
ب ) سد مخزني گلستان 2:
در 35 كيلومتري شمال شرقي شهرستان گنبدكاووس بر روي رودخانه گرگانرود در حال احداث مي باشد اين سد از نوع خاكي همگن بوده و هدف آن توسعه اراضي ساحل راست گرگانرود با ايجاد شبكه آبياري و زهكشي به وسعت 4200 هكتار مي باشد.
حجم مخزن در تراز تاج سرريز 2/54ميليون متر مكعب و حجم آب قابل تامين كشاورزي 28 ميليون متر مكعب در سال است.
ج ) بند دانشمند
مخزن دانشمند در منطقه داشلي برون و در محدوده تپه هاي دوزالوم و دانشمند واقع گرديده و هدف از ايجاد آن تنظيم حدود 20 ميليون متر مكعب از آب كانال اصلي آلاگل بمنظور استفاده هاي كشاورزي ، دامداري ، پرورش ماهي ، كشت زيتون و زيست محيطي مي باشد.
سطح درياچه 400 هكتار و حجم درياچه 12800000 متر مكعب است.




جامعه شناسی روستایی- کنفرانس
جامعه شناسی روستایی
جامعه شناسی روستایی شاخهای از جامعه شناسیاست که از قواعد ، اصول و روشهای جامعه شناسی پیروی میکند. از ویژگیهایش این است که موضوعش محدود میشود به پدیدههای اجتماعی و نوع فرهنگی که به دنیای روستایی تعلق دارد.
تاریخچه جامعه شناسی روستایی
جامعه شناسی روستایی در آمریکا نزدیک یک قرن است که عنوان رشته جداگانهای از جامعه شناسی شناخته شده است. نخستین انجمن جامعه شناسی روستایی در سال 1937 تشکیل شد و به دنبال آن مجله جامعه شناسی روستایی انتشار یافت که در آن نتایج بررسیهای انجام شده در زمینه مسایل روستایی منتشر میشد. میتوان گفت که پیدایش جامعه شناسی روستایی در آمریکا ناشی از مشکلاتی بود که در زندگی مردمان روستایی وجود داشت، به همین جهت بیشتر جنبه کاربردی پیدا کرد.
اهداف جامعه شناسی روستایی
- از جامعه شناس روستایی انتظار میرود که مسائل اقتصادی ، فنی ، زیستی ، طبیعی ، و نیز عوامل دیگری که در پذیرش تغییرات و نوآوریها و بطور کلی پذیرش شیوههای جدیدی که در پیشرفت اقتصاد کشاورزی و توسعه روستایی موثر است از طریق تحقیق تبیین کند.
- جامعه شناس روستایی در وهله نخست یک جامعه شناس است و با همان روشی به بررسی پدیدههای اجتماعی جامعه روستایی میپردازد که جامعه شناس دیگر در زمینه مسائل اجتماعی جامعههای شهری ، صنعتی ، خانواده ، آموزش و پرورش و زمینههای مشابه دیگر بکار میبرند. درک معنی جامعه شناسی روستایی با آگاهی از مفهوم جامعه شناسی ، روشها و قوانین آن ارتباط نزدیک دارد به عبارتی دیگر پدیدههای اجتماعی جامعه روستایی موضوع بررسی رشته خاصی از جامعه شناسی یعنی جامعه شناسی روستایی است.
- جی بی تامبار (J.B.Chitambar) هدف جامعه شناس روستایی را شناخت رفتار انسان روستایی میداند و عقیده دارد که این امر از لحاظ کاربردی دارای اهمیت خاصی است، زیرا دانشجوی علوم اجتماعیاز طریق مطالعه در زمینههای جامعه شناسی روستایی میتواند درک بیشتری از رفتار انسان روستایی و رفتار خود داشته باشد.
- جامعه شناسی روستایی در بررسی جامعه روستایی از دست آوردهای علوم دیگری مدد میگیرد، یا اینکه دست کم از روشهای آن علوم در کار تحقیق استفاده میکند. شهر و ده موضوعهای بررسی پیچیده و شواری را تشکیل میدهند که شناخت کامل آن با علوم متعددی ارتباط دارد.
- جامعه شناسان روستایی همچنین درباره فرهنگپذیری و چگونگی تغییرات فرهنگ سنتی روستایی به تحقیق میپردازند و در این زمینه از دست آوردهای مردم شناسان و روان شناسان اجتماعی بهره میگیرند.
- بررسیهای جامعه شناسی روستایی زمینه توسعه و پیشرفت روستاها را فراهم میآورد. کسانی که با مسائل روستایی سروکار دارند، کارشناسان روستایی ، مهندسان کشاورزی ، کارکنان خدمات روستایی ، ماموران دولتی ، مشاوران خانواده روستایی ، مروجان و معلمان کشاورزی ، برنامه ریزان توسعه روستایی همه میتوانند از دست آوردهای جامعه شناسان روستایی بهره مند شوند.
کنفرانس در مورد اقوام ایرانی، در جامعه شناسی روستایی توسط مدیر وبلاگ:
منبع:www.daneshnameh.roshd.ir
نمونه ای از مجموعه موضوعات پایان نامه
نمونه ای از مجموعه موضوعات تحقیقات (پایان نامه رشته علوم اجتماعی)، مهدی تکه.
1. بررسی رابطه اشتغال زنان و عزت نفس آنها.
2. بررسی تاثیر پایگاه اجتماعی و هویت جوانان.
3.بررسی رابطه پایگاه اجتماعی دانشجویان و برقراری ارتباط و دوستی با جنس مخالف
4. شناسایی و رتبه بندی عوامل موثر بر جمع گرایی دانشجویان.
5. بررسی رابطه پایگاه اجتماعی و فرهنگ سیاسی دانشجویان
6. رابطه توسعه پایدار و رفاه اجتماعی جوامع روستایی شهرستان ؟؟ ....
7. شناسایی و اولویت بندی عوامل موثر در توسعه گردشگري روستايي
8. شناسایی عوامل موثر در شكل گيري انواع گرايشات ديني در بين دانشجويان. فرقه های جدید وهابی- بهایی- گروه های شیطان پرستی و...
9. شناسایی عوامل موثر بر تقویت عدالت اجتماعی از نگاه روستاییان و شهرنشینان
10. شناسایی عوامل موثر بر احساس محرومیت نسبی در بین جوانان
11. بررسی رابطه خود اتکایی و عزت نفس دانشجویان
12. بررسی رابطه عوامل اجتماعی و دینداری جوانان
13. نقش عوامل اجتماعی در فرد گرایی و جمع گرایی جوانان
14. بررسی عوامل اجتماعی موثر بر پیشرفت مدیریتی زنان
15. بررسی رابطه فردگرايي، انزوا و خودشيفتگي
16. رابطه سرمایه اجتماعی و توسعه پایدار در مناطق روستایی
17. شناسایی و رتبه بندی عوامل موثر بر شكل گيري سرمايه اجتماعي
18. بررسی رضایت از عملکرد شوراهای اسلامی شهرها یا روستا ها ؟؟...
19. بررسی ر ابطه نحوه گذران اوقات فراغت و شکل گیری هویت نوجوانان
20. بررسی ر ابطه نحوه گذران اوقات فراغت و بزهکاری نوجوانان
21. رابطه سرمایه فرهنگی و سرمايه اجتماعي با سبك زندگي
22. شناسایی و رتبه بندی عوامل موثر بر احساس امنيت اجتماعي زنان
23. سنجش میزان احساس امنيت اجتماعي زنان ؟؟ (موردی شهر گنبد یا غیره....)
24. شناسایی و رتبه بندی عوامل موثر بر بيگانگي اجتماعي دانشجویان
25. شناسایی و رتبه بندی عوامل موثر بر بي تفاوتي اجتماعي دانشجویان
26. شناسایی عوامل موثر بر شكل گيري كنش هاي جمعي
27. شناسایی و اولویت بندی عوامل اجتماعي موثر بر رضايت از زندگي دانشجويان
28. شناسایی و اولویت بندی عوامل اجتماعي موثر بر رضايت از زندگي زنان شاغل
29. شناسایی و اولویت بندی عوامل موثر بر تجددگرايي دانشجويان
30. شناسایی و اولویت بندی عوامل موثر بر تفکر انتقادی دانشجويان
31. بررسی رابطه دین داری و سرمایه اجتماعی
32. تحلیل عوامل اجتماعی موثر بر مشاركت سياسي دانشجويان
33. بررسی رابطه سرمایه اجتماعی و کیفیت زندگی شهرنشینان یا روستائیان؟؟؟.....
34. تحلیل عوامل موثر بر ميزان مشاركت شهروندان در امور شهري
35. آسیب شناسی توسعه شهرنشینی شهرستان گنبد کاووس؟ یا.....
36. عوامل اجتماعي مؤثر بر نگرش افراد به مقوله طلاق
37. بررسي عوامل اجتماعي موثر بر پايبندي به ارزشهاي ديني
38. بررسي عوامل اقتصادي، فرهنگی موثر بر پايبندي به ارزشهاي ديني
39. شناسایی و اولویت بندی عوامل اجتماعي موثر بر خشونت عليه زنان
40. شناسایی و اولویت بندی عوامل فرهنگی اقتصادی موثر بر خشونت عليه زنان
41. بررسی عوامل اجتماعی موثر بر مصرف مواد مخدر
42. شناسایی و اولویت بندی عوامل موثر بر مشارکت فرهنگی زنان
43. شناسایی و اولویت بندی عوامل موثر بر مشارکت اجتماعی زنان
44. بررسی عوامل اجتماعی موثر بر جامعه پذيري دانش آموزان
45. بررسي عوامل اجتماعی موثر بر احساس آرامش و امنيت اجتماعي زنان دانشجو
46. تاثير عوامل فرهنگی، اجتماعي – اقتصادي بر تعداد فرزندان. موضوع روز *****
47. بررسی تاثیر سبک زندگی بر گرايش افراد به سوء مصرف مواد مخدر.
48. رابطه باورهای مذهبی، دینی با استحکام پیوند زناشویی
49. بررسي ديدگاه دانشجويان نسبت به تعاليم اجتماعي قرآن مجيد و ميزان انعکاس اين تعاليم در رفتار اجتماعي آنان.*****
50 . بررسی علل دین گریزی جوانان شهرگنبدکاووس یا ؟؟.....
www.mehdigonbad.blogfa.com
فیلمهای پورنو یا مستهجن
برای بهبود عملکرد جنسی در زندگی زناشویی فیلم های پورنو یا مستهجن ببینیم یا نه؟
بسیاری از زوجهای جوان به دلیل عدم آشنایی و در پاره ای از موارد نبود آگاهی کافی درباره نحوه برخورد با روابط عاطفی و زناشویی بین همسران ، با مشکلاتی مواجه هستند، که متاسفانه این مشکلات در برخی از موارد تبدیل به بحران های خانوادگی می گرد که آثار آن در معضلاتی همچون افزایش آمار طلاق در جامعه ، تنوع طلبی جنسی و.... قابل مشاهده می باشد . سیمرغ با هدف پیش گیری از ایجاد این گونه مشکلات و با احترام به حریم خانواده ، جهت افزایش دانایی زوجهای جوان و کمک به بهبود واستحکام روابط همسران اقدام به تهیه و ارائه مطلب زیر نموده است.


جامعه شناسی چیست؟
جامعه شناسی انسانها بیشتر عمرشان را در گروهها زندگی می کنند؛آنها به عنوان اعضای خانواده ، ساکنان یک محله یا شهر، اعضای یک گروه خاص اجتماعی یا اقتصادی و یا مذهبی و قومی نیز به عنوان شهروندان یک ملت با یکدیگر رابطه دارند. انسانها حتی اگر خودشان هم آگاه نباشند که اعضای یک گرو هند ، باز به شیوه هایی فکر و عمل می کنند که دست کم بخشی ازآنها را عضویت در گروه تعیین می کند... جامعه شناسی مطالعه قوانین و فرایندهای اجتماعی است که مردم را نه تنها به عنوان افراد و اشخاص بلکه به عنوان اعضاء انجمنها ،گروهها و نهادهای اجتماعی شناسانده و مورد بررسی قرار می دهد .دامنه جامعه شناسی بینهایت وسیع است و از تحلیل برخوردهای گذرا بین افراد در خیابان تا بررسی فرایندهای اجتماعی جهانی را در بر می گیرد . ● مقدمه انسانها بیشتر عمرشان را در گروهها زندگی می کنند؛آنها به عنوان اعضای خانواده ، ساکنان یک محله یا شهر، اعضای یک گروه خاص اجتماعی یا اقتصادی و یا مذهبی و قومی نیز به عنوان شهروندان یک ملت با یکدیگر رابطه دارند. انسانها حتی اگر خودشان هم آگاه نباشند که اعضای یک گرو هند ، باز به شیوه هایی فکر و عمل می کنند که دست کم بخشی ازآنها را عضویت در گروه تعیین می کند. نوع لباسی که آدمها می پوشند، نوع خوراک و نحوه خوردن آنها، عقاید و ارزشهایشان و رسومی که رعایت می کنند، همگی تحت تأثیر عضویت آنان در گروههای گوناگون می باشند. جامعه شناسی را می توان به عنوان بررسی علمی زندگی گروهی انسانها تعریف کرد.جامعه شناسان در واقع می کوشند تا آنجا که ممکن است این نکته را به دقت و به گونه ای عینی توصیف و تبیین کنند که انسانها چرا و چگونه در گروهها با یکدیگر رابطه دارند. یکی از اهداف عمده جامعه شناسی پیش بینی رفتار اجتماعی و نظارت بر آن است. این هدف در جامعه نوین بصورتهای گوناگونی تحقق می یابد. همچنین جامعه شناسی به تخفیف تعصبها و پیشداوریهایی که مانع انعطاف پذیری بیشتر انسانها در برخورد با موقعیتهای تازه می شوند، کمک می کنند. سرانجام باید گفت که بررسی جامعه شناختی شیوه های نگرش و واکنش نوینی را در برخورد با سیمای پیوسته متغیر واقعیت اجتماعی، برایمان فراهم می آورد. ● تاریخچه جامعه شناسی جوان ترین رشته علوم اجتماعی است. واژه جامعه شناسی را در سال ۱۸۳۸ اگوست کنت فرانسوی در کتاب فلسفه اثباتی اش بدعت گذاشت .کنت را عموما بنیانگذار جامعه شناسی می دانند. او معتقد بود که علم جامعه شناسی باید بر پایه مشاهده منتظم و طبقه بندی استوار گردد. هربرت اسپنسر انگلیسی در سال ۱۸۷۶ نظریه تکامل اجتماعی را تحول بخشید که پس از پذیرش و رد اولیه ، اکنون بصورت تعدیل شده دوباره پذیرفته شده است. اسپنسر نظریه تکاملی داروین را در مورد جوامع بشری به کار بسته بود. او معتقد بود که جوامع انسانی، از طریق یک تکامل تدریجی، از ابتدایی به صنعتی تکامل می یابند. او در نوشته هایش یادآور شده بود که این جریان یک فراگرد تکاملی طبیعی استکه انسانها نباید در آن دخالت کنند. لستر وارد آمریکایی کتاب جامعه شناسی پویا را در سال ۱۸۸۳ منتشر کرد. او در این کتاب از پیشرفت اجتماعی از طریق کنش اجتماعی با هدایت جامعه شناسان ، هواداری کرد. امیل دورکیم در ۱۸۹۵ کتاب قواعد روش جامعه شناسی را منتشر کرد و در آن ، روشی را که در بررسی ماندگارش از خودکشی در گروههای گوناگون به عمل آورده بود، به روشنی شرح داد. دورکیم یکی از پیش گامان تحول جامعه شناسی است. او سخت بر این باور بود که جوامع بشری با باور داشتها و ارزشهای مشترک اعضایشان انسجام می یابند. ماکس وِبِر (۱۹۲۰-۱۸۶۴)معتقد بود که روشهای علوم طبیعی را نمی توان درباره مسائل مورد بررسی در علوم اجتماعی بکار بست. وبر استدلال می کرد که چون دانشمندان اجتماعی جهان اجتماعی محیط زندگی خودشان را بررسی می کنند، همیشه قدری برداشت ذهنی در بررسیهایشان دخالت دارد. او معتقد بود که جامعه شناسان باید فارغ از ارزشهایشان کار کنند و هرگز نباید اجازه دهند که تمایلات شخصی شان در پژوهشها و نتیجه گیریهایشان دخالت کنند. درس جامعه شناسی در دهه ۱۸۹۰ در بسیاری از دانشگاهها ارائه شد. در ۱۸۹۵، مجله آمریکایی جامعه شناسی انتشارش را آغاز کرد و در ۱۹۰۵ انجمن جامعه شناسی آمریکا بنیان گذاشته شد. ● ارتباط جامعه شناسی با علوم دیگر معمولا علوم را به دو شاخه عمده تقسیم می کنند که یکی را علوم طبیعی و دیگری را علوم اجتماعی می گویند. علوم طبیعی با بررسی پدیده های مادی سر و کار دارند ولی علوم اجتماعی عرصه پهناور رفتار انسانی را بررسی می کنند. جامعه شناسی یک علم اجتماعی است. علوم اجتماعی دیگر عبارتند از: روان شناسی (بررسی رفتار فردی)؛روان شناسی اجتماعی(بررسی روابط افراد با گروه)؛علوم سیاسی(بررسی حکومت،فلسفه سیاسی،و تصمیم گیری دولتی)؛اقتصاد(بررسی تولید،توزیع و مصرف کالاها و خدمات در جامعه)؛و انسان شناسی (شامل باستان شناسی که به مطالعه بقایای تمدن های از بین رفته می پردازد،زبان شناسی که بررسی زبان است،انسان شناسی جسمانی که کارش بررسی تکامل انسان است و انسان شناسی فرهنگی یا اجتماعی که با بررسی شیوه های زندگی در میان اجتماعات سراسر جهان سرو کار دارد.) رشته های جامعه شناسی و انسان شناسی فرهنگی و اجتماعی مفاهیم مشترک بسیاری دارند. جغرافیا (که به بررسی نقش مشخصات اقلیمی در فراگرد های گونا گونی چون رشد،انحطاط و جنبش اجتماعات جهان می پردازد)و تاریخ(که رویدادهای گذشته را بر حسب فعالیتهای بشری ثبت و تعیین می کند)،نیز با جامعه شناسی ارتباط دارند. درباره تفاوت میان علوم اجتماعی و رشته های جامعه شناسی دو نظریه مطرح می باشد: الف) نظر اول این است که هر یک از رشته های علوم اجتماعی بطورذ کلی به تحلیل امور و مسائل مربوط به موضوع خود می پردازند. ب) نظر دوم این است که هر یک از علوم اجتماعی به یکی از ابعاد مختلف واقعیت اجتماعی توجه دارد و رشته های جامعه شناسی هم همین کار را انجام میدهند ، اما با این تفاوت که در این حد توقف نمی کند بلکه سعی دارد در تحقیق و مطالعه از یک لایه اجتماعی آنرا به لایه های دیگر ارتباط دهد و بصورت یک کل واحد در نظر بگیرد و تبیین نماید. ![]() |
http://www.socialsciences.ir
طلاق عاطفی

یکی از موضوعاتی که محصول قرن جدید و مدرنیته می باشد بحث زندگی مشترک در زیر یک سقف ولی جدا از هم می باشد. یک زوج وقتی نمی توانند با هم زندگی کنند و عقاید خود را با هم ترکیب کنند اقدام به طلاق و جدایی می کنند ولی در بسیاری از مواقع بنا بر شرایط اجتماعی ، فرهنگی و... طلاق صورت نمی گیرد و زوجین سعی می کنند در زیر یک سقف ولی جدا از هم زندگی کنند و این مسئله طلاق عاطفی نام دارد که متأسفانه عواقب زیانباری برای خانواده ها خواهد داشت...
پارسينه/ الهام رشيدي: زن در خود مچاله شده است و خوابيده، صورتش چنان درهم است که انگار کابوسي دردناک دارد خواب شبانه او را در هم ميپيچد.در اتاقي ديگر مردي تنها در بستر رها شده است، چهرههاش خالي از هر حسي است، انگار خوابش تهي از هر رويايي است.
گويا هيچ چيزي انگيزهاي براي بيدار شدن و ادامه زندگي ندارد.دستانش را به هر طرف بچرخاند خالي است، کسي نيست که آغوش او را پر کند و مرد را به اين فکر بيندازد که بايد موجودي را که در آغوش گرفته خوشبخت کند.
نه زن و نه مرد هيچکدام ديگر تصميم ندارند يکديگر را خوشبخت کنند آنها مدتهاي زيادي است که در زير يک سقف زندگي ميکنند اما به يکديگر کاري ندارند، آنها يکديگر را دوست ندارند و اگر زير يک سقف ماندهاند براي اين است که بچه يا بچههاي آنها خانواده داشته باشند و از نعمت پدر و مار برخوردار باشند اما بچهها همه چيز را ميبينند، زندگي دردناک پدر و مادر خود را ميبينند که چگونه بدون هيچ عشقي در کنار هم مُردن را تجربه ميکنند.آنها ميبينند که خانه آنها خالي از هر عاطفهاي است و حالا آنها ميدانند که پدر و مادر آنها درگير «طلاق عاطفي» شدهاند.

زن و شوهري که دچار طلاق عاطفي شدهاند به انسانهايي افسرده تبديل ميشوند که توان زندگي ندارند آنها در ظاهر کارهاي روزمره را انجام ميدهند اما از زندگي لذت نميبرند.
لذت نبردن از زندگي بدترين تجربهاي است که يک آدم ميتواند داشته باشد.اين زن و مردها به تدريج به انسانهاي خاموشي تبديل ميشوند که مانند مردگان متحرک گاهي از نقطه اي به نقطهاي ديگر حرکت ميکنند.
طلاق عاطفي اما چه هنگام شکل ميگيرد؟ زماني که زن و مرد ديگر نقطه تفاهمي با يکديگر نداشته باشند.از يکديگر آزرده شده باشند اما اين آزردگي را بر طرف نکرده باشند.آزردگي زماني به وجود ميآيد و دائمي ميشود که بانک عاطفي يکي از طرفين و يا هر دو نفر به اندزه کافي پس انداز نداشته باشد.وقتي پس انداز عاطفي کافي باشد،
ميتوان در مواقع ضروري از آن برداشت کرد اما وقت اين صندوق خالي است ديگر نميتوان از آن برداشتي داشت.بانک عاطفي زماني اندوخته کافي دارد که هر روز به آن افزوده شود.محبت، صداقت، از خودگذشتگي و فداکاري اندوختههاي اين بانک است.وقتي زن و مردي براي هم به اصطلاح مايه ميگذارند، اندوختهها بيشتر ميشود.اما گاهي اين رفتارها يک طرفه ميشود مثلا زن به مردش محبت ميکند بدون اينکه محبت دريافت کند.
در مواقع لزوم به کمک او ميآيد و بي هيچ چشم داشتي خلاهاي شخصي و کاري او را پر ميکند.در اين شرايط زن هزينه کرده است و يک مرد هوشيار ميداند که بايد خيلي زود اين هزينه را جبران کند.اگر نکند از اندوخته بانک عاطفي او کاسته ميشود.
مرد و زن در زندگي بده بستانهايي با هم دارند.بايد دهنده و گيرنده هر دو هوشيار باشند و بدانند که بايد به يک ميزان براي هم خرج کنند.اين خرج کردن اصلا مفهوم مالي ندارد.هر قدمي که زن براي مرد برميدارد بايد در آيندهاي نه چندان دور جبران شود و بلعکس. بايد هر دو مراقب بانک عاطفي خود باشند.
براي حفظ اندوخته اين بانک بايد گفتمان وارد محيط زن و شوهري شود.بايد اختلافات و آزردگيها به زبان آيد و حل شود.اگر کدورتها برطرف نشود به مرور طلاق عاطفي شکل ميگيرد. اگر زن و مردي با هم گفتگو کنند و در اصل آينه هم باشند هيچ وقت دچار طلاق عاطفي نميشوند.آينه چهره آدمي را همانگونه که هست نشان ميدهد اما تخريب نميکند.
وقتي زن و مردي با هم به اختلاف برميخورند بهتز است با هم صحبت کنند، بگويند که دلخورياشان از چيست، نقاط ضعف يکديگر را آينهوار بهم نشان دهند و به رفع آن به هم کمک کنند.
در چنين شرايطي آزردگي برطرف ميشود و دوستي و محبت در کحيط خانه جريان پيدا ميکند اما اگر آزردگيها برطرف نشود، کينه شکل ميگيرد و کينه راه انتقام را باز ميکند و در چنين شرايطي زندگي به ميدان جنگ تبديل ميشود. بعد از مدتي طرفين خسته از جنگ هر کدام به پيله خود پناه ميبرند و با اين توجيه که بچهها پدر و مادر ميخواهند در زير يک سقف با هم زندگي دردمندانهاي را ادامه ميدهند.
اما ايکاش به جاي استفاده از اين روش زن و مرد بانک عاطفي خود را هر روز بررسي کنند وببينند کداميک براي ديگري بيشتر قدم برداشته است.اين فاصله نبايد به وجود آيد و يا زياد شود.اگر هر کدام بيشتر از ديگري فعاليت عاطفي از خود نشان دهد روزي فاصله زن و مرد آنقدر زياد ميشود که پر کردن آن ديگر کار راحتي نيست.
زن و مرد بايد منصفانه در کنار هم زندگي کنند، عدالت عاطفي زندگي را راحتتر و زبياتر ميکند و امنيت رواني به وجود ميآورد.راههاي يک طرفه معمولا به بن بست ميرسد در يک رابطه هر دو طرف بايد برا ي هم هزينه کنند.

6 دلیل برای زندگی بعد از طلاق عاطفی:
سوالهایی كه برای زن و مرد پیش میآید این است: « خانوادهام چه میگوید ؟ دیگران چه میگویند ؟ این انتخاب من بود و هیچكس در آن دخالتی نداشته و باید تحمل كنم. » گاهی هم والدین راه را برای برگشت فرزندان میبندند و آنقدر در زندگی میمانند تا اینكه كاملا به پایان خط برسند.
2 - امكانات مالی
مثلا یك استاد دانشگاه رشته روانشناسی كه به مردم در مشكلاتشان كمك میكند از تفاوتهای خود و همسرش چشمپوشی میكند و با مدارا زندگی را ادامه میدهد زیرا با طلاق جایگاهش در میان عموم و جامعه تزلزل مییابد. این گروه از افراد سعی میكنند شیوه سازگاری را در پیش گیرند.
-ارسال مطلب : زیبا شکارچی ( ک ارشد پژوهش علوم اجتماعی)
http://www.socialsciences.ir
http://www.seemorgh.com
همجنس گرایی... (گوگوش)
آهنگ گوگوش در حمایت از همجنس گرایان
پس از انتشار این ویدیو کلیپ از گوگوش، آرش سیگارچی مجری و گزارشگر شبکه ضد انقلاب صدای آمریکا با درج پستی در صفحه فیسبوک خود از این اقدام گوگوش حمایت کرده و نوشته:
این کلیپ گوگوش که با اسم بهشت و تحت شعارFreedom to Love for All بیرون آمده، مهم است. اولین کار جدی در احترام به همجنسگرایی ایرانی ست.
گفتنی است این اقدام تابو شکنانه گوگوش و سیگارچی حتی به مذاق طرفداران این دونفر نیز خوش نیامده تا جایی که مخاطبان با کامنت هایی تند برای سیگارچی و گوگوش ابراز تاسف کرده اند و از زمان هایی که برای شنیدن کارهای سیگارچی و گوگوش صرف کرده اند اباراز ناراحتی و تاسف فراوان کرده و تا جایی که برخی کاربران از شدت عصبانیت به فحاشی به آنها روی آورده اند.
گفتنی است که شبکه ضد انقلاب صدای آمریکا نیز این ویدئو کلیپ را بصورت رسمی در چند نوبت روی آنتن برده با تبلیغات ویژه این اقدام ضد بشری ضد اخلاقی همجنس گرایی را تبلیغ کرده است.
منبع خبر: انقلاب نیوز
دهکده جهانی...

برای آنکه دهکده جهانی را بهتر بشناسید ابتدا با ید با واژه بزرگتری که به جهانی سازی موسوم است ،آشنا شوید واژه ای که حدودا از دهه 1960 رواج یافته است و بستر اولین فرهنگ معتبری بود که در سال 1961 میلادی تعاریفی برای اصطلاحات (Globalismجهان گرایی) و (Globalization)جهانی سازی ارائه کرد .
اصولا هنگامی که از جهانی سازی و جهانی شدن سخن به میان می آید ، نام هربرت مارشال مک لوهان ، دانشمند علوم ارتباطات و جامعه شناس کانادایی که این نظریه را برای اولین بار به شکل کنونی ارائه کرد نیز مطرح می شود. عمده ترین مباحث مک لوهان در آثارش به جریان ارتباطات و تحول ابزارهای آن در بازه های زمانی پیش رو اشاره دارد.
مهمترین آثار وی عبارت انداز : کهکشان گوتنبرگ : شناخت انسان چاپی ( 1964 ) ، برای درک رسانه ها ( 1964) ، رسانه پیام است ( 1967) ، جنگ و صلح در دهکده ی جهانی ( 1968 ) و...
مک لوهان ادوار تاریخی بشررا بر مبنای نوع ارتباط و تحول ابزار ارتباط بشری طبقه بندی نموده و در این راستا برای تاریخ بشر سه مرحله را ازهم تفکیک می کند :
- مرحله ی بدوی و بی سوادی
- مرحله ی ارتباط کتبی
- مرحله ی ارتباط الکترونیک
از دیدگاه مک لوهان دنیای امروز یک دنیای الکترونیکی است و رسانه های الکترونیکی با گسترش خود فاصله های زمانی و مکانی موجود میان انسانها را از بین برده اند . به عبارتی دقیق تر وسایل ارتباط جمعی جدید مانند تلویزیون ، رادیو ، مطبوعات ، اینترنت و ... شیوه های زندگی بشری را تحت تاثیر خود قرار داده و متحول نموده و به گونه ای جهان کنونی را به یک دهکده ی کوچک تبدیل کرده اند .

مک لوهان این دهکده ی کوچک را دهکده جهانی می نامد که در آن افکار و اعمال جوامع از یک دیگر پنهان نمی باشند و در عین حال تاریخ شاهد به منصه ظهور رسیدن یک نوع جدید از فردگرایی انسانی است .
ازدیدگاه وی دردهکده جهانی هرگونه اتفاقی که دریک نقطه می افتد قابل تسری و تعمیم به دیگر نقاط دهکده است . چرا که فرایند تبادل اطلاعات ، علوم و اندیشه با سرعت قابل ملاحظه ای درجریان است . بنابرآن چه که تا کنون گفته شد جهانی سازی را می توان این گونه تعریف کرد :
جهانی سازی در واقع عبارت است از فرایند فشردگی فزاینده زمان و مکان که مردم دنیا به واسطه آنها و به صورت آگاهانه در جامعه جهانی ادغام می شوند .
به بیان دیگر جهانی شدن معطوف به فرایندی است که در جریان آن فرد و جامعه در گستره ی جهانی با یکدیگر پیوند می خورند .
از تعریف فوق چنین بر می آید که جهانی سازی فقط یک مفهوم اقتصاد محور نیست و چه بسا حوزه های سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی را نیز در بر می گیرد . از این رو برخی معتقدند که جهانی شدن جوامع بشری را در سه جبهه مورد حمله قرار می دهد : جبهه ی اقتصادی ، جبهه ی ایدئولوژی و جبهه نظامی .
جبهه اقتصادی : از طرق گوناگونی مانند سرمایه ی ارزی صندوق بین المللی پول ، سازمان تجارت جهانی ، بانک جهانی ، تسلط اقتصاد مبتنی بر خصوصی سازی و ....
جبهه ایدئولوژی : حمایت از موسسات پژوهشی ، دانشگاه ها ، رسانه های گوناگون مانند سی ان ان ، تایمز و دیگر رسانه های خبری
جبهه نظامی : مانند جنگ جهانی علیه تروریسم
دکتر پیروز مجتهد زاده ، صاحب نظر ایرانی در تحلیل پیامدهای جهانی سازی ، دو نوع پیامدهای مثبت و منفی را برای آن ذکر می کند .
پیامدهای مثبت جهانی سازی عبارت اند از :
- پیامدهای مثبت مانند بهم پیوستن فزاینده ی اقتصادها
- ازمیان رفتن موانع و حرکت اطلاعات و آگاهی ها
- اقتصادی کردن جهان به جای ایدئولوژیک کردن آن
پیامدهای منفی آن عبارت اند از :
- ازمیان رفتن امنیت شغلی در جهان
- افزایش شکاف میان سرمایه داران و فقراء
- گسترش سود جویی و سود پرستی که منجر به مادی گرا شدن فرهنگ ها می شود
آنتونی گیدنز در باب جهانی سازی معتقد است که زمان و مکان مفهوم سنتی خود را دردنیای صنعتی جهانی شده از دست می دهند و کم رنگ تر می شوند و بسیاری از نهاد ها مانند دولت ها ، سازمان های بین المللی و ... از نو در این جهان جدید تعریف می شوند .
از هنگامی که مارشال مک لوهان در دهه ۱۹۶۰ ایده،ً دهکده جهانی را مطرح کرد مدت زمان زیادی نمی گذرد با این حال پیش بینی او خیلی سریع تر از آنچه خودش تصور می کرد تحقق پیدا کرد .هم اکنون وسائل ارتباط جمعی با یاری گرفتن از تکنولوژی ماهواره های مخابراتی و شبکه های اعجاب انگیز اینترنت ، تمامی نقاط دنیا را به هم پیوند داده است و امکان ارتباط سریع و آسان را را فراهم کرده است و تازه این ابتدای کار است ...ولی وسائل ارتباطی فقط یک وسیله و ابزار هستند . موضوع پر اهمیت تر نحوه بکار گیری این ابزارها ست همواره خطر سوء استفاده از طرف سرمایه داران و نااهلان وجود دارد کما اینکه هم اکنون نیز بیشترین استفاده از اینتر نت در جهت کسب پول است ... ولی ما می توانیم فارغ از آن اهداف ؛ از این امکان موجود در جهت ارتباط بهتر استفاده کنیم . انسان موجودی است که نیاز به برقراری ارتباط با همنوعان خود را دارد دوست دارد توانائیهای خود را بروز دهد و در معرض دید دیگران بگذارد دوست دارد شناخته شود و این به مطرح شدن و مورد قضاوت قرار گرفتن فی نفسه نه تنها ایرادی ندارد بلکه بسیاری مواقع لازم است و باعث می شود مدعیان دروغین کنار روند و صحنه زندگی ما عرصه فعالیت و حضور گروهی شود که شایستگی آن را داشته و حرفی برای بیان کردن و عملی برای انجام دادن دارند .
این در حالی است که «مانوئل کاستلز» به صراحت میگوید: دهکده جهانی یک موضوع قوی و جالب توجه در زمان بیانش بود، یک پیشبینی کاملاً غلط بود. آن یک دهکده نیست، بلکه یک شبکه جهانی از کومههای شخصی است که بسیار متفاوت است. اینترنت جوامع محلی را به جوامع جهانی تبدیل میکند که این کار از طریق اتصال به موتورهای جستوجوگر، اطلاعات فرامتنی با دادههای متفاوت فراوان صورت میگیرد.
مک لوهان با جمله قصار خود که «رسانه، پیام است» نیز اندیشههای بسیاری را به چالش طلبید. منظور وی از این جمله آن است که پیامی که از سوی هر شکل ارتباطات انتقال مییابد، اساساً تحتتأثیر رسانهای است که از طریق آن فرستاده شده است. مک لوهان در این نظریه که «وسیله ارتباطی همان پیام است»، آنقدر تندروی میکند که گویا برای او وسیله ارتباطی، ارزش و اعتباری بیش از پیام یا محتوای ارتباط دارد. به همین دلیل، بسیاری از دانشمندان معاصر وی، او را طرد کردند. مک لوهان نه تنها رسانهها بلکه جوامع میزبان رسانهها را نیز به دو دسته گرم و سرد تقسیم میکند و ناخودآگاه برای فرهنگ و معنیهای مخاطب نیز اهمیت بسیار قایل میشود.
او درباره علت نامگذاری وسایل سرد و گرم مینویسد: «وقتی میگوییم فلان شخص نسبت به فلان موضوع گرایش سرد دارد، منظورمان این است که چنان با آن یکی میشود، آنچنان نسبت به آن احساس علاقه و تعهد میکند که گاهی اوقات بین او و موضوع فاصله و تفاوتی نمیتوان قایل شد. من دو صنعت گرم و سرد را به طور متفاوت به کار گرفتم، زیرا در فرهنگ عامه بهخصوص بین جوانان، واقعاً سرد و گرم درست برخلاف معانی ظاهری آنها به کار برده میشود».
وسیله ارتباطی گرم از نظر او وسیلهای است که تنها یکی از حواس پنجگانه ما را در نهایت تکامل و قدرت به کار میگیرد. وقتی میگوییم یک چیز در مقابل حواس ما نهایت تکامل و وضوح خود را آشکار میکند، مقصودمان این است که تمام جزئیات آن دیده میشود و حس ما در برخورد با آنها نباید چیزی از خود مایه بگذارد یا خلأ موجود را پر کند. وسیله ارتباطی سرد، ضرورتاً دخالت و همکاری بیشتری از حواس مخاطب طلب میکند، در حالی که مخاطب یا گیرنده پیام در مقابل وسیله ارتباطی گرم از این دخالت بینیاز است و همکاری او به حداقل میرسد. رادیو یک وسیله ارتباطی گرم است. به هنگام شنیدن رادیو، شنونده خود را به دست آن میسپارد و به اصطلاح در آن غرق میشود. وی معتقد است، هنگامی که رادیو به بازار کشورهای اروپایی و آمریکایی سرازیر شد و مورد استفاده وسیع قرار گرفت، تنها دو کشور انگلستان و ایالات متحده بر ضد اثرات ناگهانی و تکاندهنده آن واکسن مصونیت زده بودند.
مطلب فوق را قدری کالبدشکافی میکنیم تا ایده مک لوهان آشکارتر شود، گرچه باید اعتراف کرد که شناخت مک لوهان از طریق آثارش بسیار دشوار است و تاکنون منابع موجود به زبان فارسی در مورد این متفکر کانادایی قلیل و انگشتشمارند. به عقیده مک لوهان واقعیت تأثیر وسایل ارتباطی بر فرهنگ و تمدن بشری در طول 3500 سال گذشته از نظرها دورمانده، زیرا علمای سیاسی و اجتماعی همواره تأثیرات شخصی و اجتماعی این وسایل را جدا از وسیله در متن و محتوا جستوجو کردهاند. برخلاف مکتب جامعهشناسی ارتباطات، مک لوهان معتقد است وسیله همان پیام است. او برای اثبات این گفته معروفش لامپ الکتریکی را مثال میزند. به نظر او لامپ الکتریکی اطلاعات محض است. این وسیله ارتباطی فاقد هر گونه پیام و محتواست، سیستم ارتباطی خودکاری است که بررسی دقیق آن معلوم میدارد که وسیله همان پیام است.
مک لوهان تاریخ بشر را به سه دوره تقسیم میکند. ابتدا دورهای بسیار طولانی که فرهنگ شفاهی و حس سامعه غالب بوده و مظاهر فرهنگی آن عبارت بودند از نقل اشعار و افسانهها و نمایش تراژدیها. این دوره با اختراع چاپ پایان یافت. پس از آن دوره بسیار کوتاه کهکشان گوتنبرگ آغاز شد که از زمان اختراع چاپ تا ظهور وسایل ارتباطی الکترونیکی در نیمه دوم قرن بیستم به طول انجامید و بالاخره دوره کنونی که عصر ارتباطات الکترونیکی و غلبه حس لامسه و بازگشت به خصوصیات شفاهی است. یکی از اندیشههای اساسی مک لوهان که کلید درک بسیاری از عقاید او است، مربوط به فرهنگ سمعی، شفاهی و بصری است.
برای روشن شدن مفهوم فرهنگ سمعی و بصری، بد نیست در اینجا به برداشتهای مک لوهان از حواس مختلف که تفوق هریک از آنها بر چهار حس دیگر، فرهنگ خاصی را پدید میآورد، اشاره کنیم. به نظر این متفکر کانادایی در میان تمامی حواس انسان، تنها حس بینایی است که میتواند باعث احساس جدایی و عدم پیوستگی شود. سایر حواس چنین خاصیتی نداشته و برعکس عمل میکنند. مثلاً حس لامسه، فرد را وادار به دخالت و یکی شدن با محیطش میکند. حس حرکت، ذائقه و شنوایی نیز دارای خصوصیات مشابهی هستند. به هنگام استفاده از هریک از این حواس، انسان خواه ناخواه با محیط خود درآمیخته و در آن تحلیل رفته و به صورت جزء جداییناپذیری از آن درمیآید. در فرهنگ سمعی، این حس شنوایی است که حکمفرماست. دنیای طبیعی یک انسان شفاهی و بیبهره از سواد را حد و حدود شنوایی او میسازد. در فرهنگ سمعی یا شفاهی که به عقیده مک لوهان متعلق به دوران پیش از اختراع چاپ در غرب و مشخصه مشرق زمین است، اعمال و وظایف نیمکره راست مغز بر نیمکره چپ تفوق دارند. فرهنگ سمعی که مک لوهان از آن یاد میکند، فرهنگی است که احساسات، سنت و مذهب بر آن حکمفرماست. برعکس، فرهنگ بصری با اعمال و وظایف نیمکره راست مغز سر و کار دارد که جایگاه قدرت تکلم، منطق و تفکر ریاضی است. مردم متعلق به فرهنگ شفاهی به زمین وابستهاند و در این فرهنگها مفهوم زمان دایرهوار است و اندازهگیری آن به وسیله ریتمهای زمین صورت میگیرد، در حالیکه در فرهنگ بصری زمان به طور خطی اندازهگیری میشود.
مک لوهان فرهنگ بصری را خاص جوامع غربی میداند، یعنی جوامعی که در 400سال اخیر یا به عبارتی از عصر گوتنبرگ و اختراع چاپ تا نیمه دوم قرن بیستم تکیهشان بر فرهنگ و ارتباط بصری بوده است. طی این دوران در این جوامع، هر آنچه با چشم دیده میشد قابل باور بود و سایر حواس در ازای حس بینایی کنار گذاشته شده بودند. تعصب بصری این جوامع بر منطق، علوم و قالبهای اجتماعی و هنرهای آنها نفوذ بسزا داشت.(1)
قرآن و جامعه جهانی
حج یکی از اعمال عبادی اسلام است که جنبه سیاسی و اجتماعی ان در شریعت ما جایگاه ویژهای دارد. علت تشریع این مراسم عبادی عظیم در ایات قران و روایات ائمه اطهار به خوبی بیان شده است.

برای بررسی فلسفه حج و ضرورت بهرهبرداری از ظرفیتهای حج در راستای جامعه اسلامی با دکترمحمود واعظی، معاون فرهنگی سابق سازمان فرهنگ و ارتباطات و استاد دانشگاه تهران و دانشکده علوم حدیث به گفت و گو پرداختیم که در ادامه میاید.
جایگاه حج به عنوان یک عبادت جمعی در دین اسلام چیست؟
- حج مجموعه اعمال فردی و جمعی است که به عنوان تابلوی فرایض اسلام در نظر گرفته شده است. در روایات امده «علمالاسلام» حج است؛ حج نشانه اسلام است. بنده تعبیرم این است که حج محل مانور شریعت اسلامی، تجسم و عینیتبخشی همه فرائض و شرایع شریعت اسلامی در یک عرصه است، یا به تعبیر دیگر اردوگاه برای نشان دادن همه زوایای اسلام است.
خداوند در قران کریم چه پیامها و ثمراتی را برای حج عنوان کرده است؟
- خداوند «حج» را وسیلهای برای اعاده حیات اسلام قرار داده است. اینکه مسلمانان اعم از زن و مرد و فارغ از رنگ و نژاد و جایگاه اجتماعی، در مکانی گرد هم بیایند، حاوی پیام مهمی است.
چه پیامی؟
- اینکه مسلمانان با همدیگر اشنا شوند، شرق و غرب عالم همدیگر را ببینند و این شناخت مقدمهای برای حل مشکلات اقتصادی انها شود. هر قوم و ملیتی در حج باید با دیگران تبادل دیدگاه داشته باشند و از همدیگر نفع ببرند و با اثار رسول اکرم(ص) آشنا شوند.
کنگره حج، میدانی طراحی شده در جهان اسلام است تا مسلمانها بتوانند با اجتماع و بیان مشکلات و ارائه راه حل برای رفع انها زمینه تشکیل جامعه جهانی آماده کنند.
اسلام دهکده جهانی را در حج طراحی کرده، مسلمانان در اردوگاهی در یک شب مشخص همه با هم در یک بیابان حاضر شوند و در یک روز مشخص همه با هم قربانی کنند. در ایات و روایات سفارش شده که حج ترک نشود و مسلمانان حج را سبک نشمارند و به ان پشت نکنند که تخریب اسلام، کشورها و هلاکت انها را در پی خواهد داشت. بنابراین میتوان ادعا کرد که حج برای این راهاندازی شده که دین تقویت شود «فرض ا... حج تقویت الدین». این ماموریت و هدفی است که شارع مقدس و مکتب اسلام برای قیام، منافع، حل مشکلات طرفینی و دشمنشناسی فرض کرده است.
بزرگترین هدفی که در حج مورد نظر است، اینکه ملتها بتواند پیامهای خودشان را برسانند، جمهوری اسلامی ایران که در بین کشورهای اسلامی به عنوان کشور الگوست و 30 سال تجربه مردمسالاری دارد و هیچ کشوری در جهان اسلام این تجربه را ندارد، میتواند کارهای مهمی انجام دهد و برنامه های حکومت دینی را به عنوان الگو به جهان اسلام ارائه کند.
پیامرسانی جمهوری اسلامی ایران به سایر ملتها میتواند یکی از بزرگترین مسائلی باشد که در حج ابراهیمی مورد توجه قراربگیرد، تا انتقال این تجربه باعث قوام، ایستادگی و استحکام ملتها شود. بزرگترین ماموریتی که حج برای ما ایجاد میکند ماموریت پیامرسانی و تبادل اطلاعات است که متاسفانه فضای عربستان سعودی اجازه این کار را نمیدهد. هدف مسؤولان سعودی این است تا حج به حرکتهای فردی تبدیل شود و قابل کنترل باشد و خروجی و نتیجه خاصی هم نداشته باشد، اکنون متاسفانه داستان حج اینگونه است.
حج آوردگاهی برای تعامل است، ما باید پیامهای حج را به مسلمانان جهان بگوییم، ما باید بتوانیم اثبات کنیم که «ان العزه لله». عزت در سایه چاپلوسی بعضی از کشورهای اسلامی و غیر اسلامی در درگاه مستکبران به دست نمیاید. به مسلمانان سفارش شده که یهود و نصاری را به دوستی نگیرید، ایجاد ارتباط با صهیونیستها در جهان اسلام و در کشورهای عربی به نفع کیست؟ در حج باید این پیامها زنده شود.
در ایام حج باید «اشِدَّاء عَلَى الْکُفَّارِ» و «رُحَمَاء بَیْنَهُمْ» باشیم. اگر عین پیامهایی را که اسلام به ما ارائه کرده انجام ندهیم، دشمنان برنامه زندگی را برای ما طراحی میکنند و کشورهای جهان اسلام را با یکدیگر درگیر کرده تا جهان اسلام مطلوب انها شکل گیرد.
درحالیکه مناسک حج به دلیل ارایه برنامههای هماهنگ و یکسان در یک برهه زمانی خاص زمینه وحدت و همدلی بین همه مسلمانان را فراهم میسازد. اما سؤال این است که چرا در محیط خارج از حج فراموش میکنیم که ان کارهای ما یک نماد بود، نماد شیطان اکبر که در صبح روز دهم رمی و رجم میکنیم و از او برائت میجوئیم نماد خارجی ان صهیونیست و استکبار است که به جان جهان اسلام افتادند. چرا این پیامها در مراسم حج میان مسلمانان رد و بدل نمیشود؟ وظیفه ما در این دوران و در این حج این است که حجی را به نمایش بگذاریم که دشمن از این همایش بزرگ جهانی ملل اسلامی بترسد، اگر چنین شود نشان دهنده این است که حج ما ابراهیمی بوده است، اگر این طور نیست، نشان دهنده این است که فاصلهها زیاد است و ما باید تلاش کنیم که با اطلاعرسانی این فاصلهها را کم کنیم.(2)

منبع(1):
ماهنامه مدیریت ارتباطات
آزمون ارتباطات
ژایگاه مجلات تخصصی نور
منبع(2):
دکتر محمود واعظی - پایگاه خبری-تحلیلی قدس آنلاین- بخشی از مصاحبه
نگاهی به تاریخ ترکمنها و ترکمنستان تا استیلای روسها
تحقیق از: فروزان معین
مقدمه
فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و ایجاد پانزده کشور جدید از جمله شش کشور مسلمان در آسیای مرکزی و قفقاز پدیدهء نوینی را در جغرافیای سیاسی منطقه و جهان ایجاد نموده است.منطقهء گستردهء جمهوریهای تازه استقلال یافتهء آسیایی که پس از فروپاشی ابرقدرت شرق،پا به عرصهء سیاسی جهان گذاردهاند که مورد توجه خاص کشورهای منطقه و جهان قرار گرفته است،از یک سو باعث جلب توجه بسیاری از محققان به مسائل مربوط به این کشورها،و از طرف دیگر سبب جلب حکومتها برای استفاده از منابع طبیعی و پتانسیل قدرت کار و سرمایهگذاری در منطقه شده است.
از میان این کشورهای تازه استقلال یافته«جمهوری ترکمنستان»به سبب دارا بودن پیوندهای تاریخی و فرهنگی و وجود مرز مشترک آبی و خاکی با کشور ایران،و همچنین به سبب دارا بودن منابع طبیعی غنی و موقعیت مناسب استراتژیکی برای ایجاد روابط نزدیک مابین دو کشور دارای شرایط مناسبتری میباشد.
عزم به احیای جاده ابریشم ونیز مذاکراتی که منتهی به ایجاد روابط سیاسی و اقتصادی نزدیکتری خواهد شد(مانند کشیدن خط لولهء گاز ترکمنستان از ایران)نشان دهندهء علاقهء متقابل دو کشوردر گسترش روابط دو جانبه میباشد.در این میان نگاهی به پیشینهء روابط دو کشور در طول تاریخ سبب دید صحیحتر و درک بهتر ما از شرایط و موقعیت فعلی مناسبات دو کشور خواهد شد.کسانی که با موضوع آشناتر میباشند متوجه هستند که در طول تاریخ روابط دو کشور،قرن نوزدهم میلادی جایگاه و اهمیت بخصوصی دارد.قرن نوزدهم برای کشور ما و بخصوص کشورهای آسیای مرکزی ازحساسیت بخصوصی برخوردار است.در این زمان روسیهء تزاری با سیاستهای جهانگشایی خود که به دنبال وصیتنامهء سیاسی پطر کبیر همیشه در مخیلهء سیاستمداران بعد از او،وجود داشت به پیشروی به سوی آسیای مرکزی پرداخت.این جریان و حرکت سبب تأثیرات و تغییرات عمیقی در سیاست،فرهنگ و باورهای ملل آسیای مرکزی گردید.
تاریخ ترکها
ترکها که از قبایل کهن قدیمی میباشند،در طول گذشتهء بسیار طولانی خود به صورت ملتی درآمدند که در سه قارهء آسیا،اروپا و آفریقا پراکنده شدهاند.هنگام بررسی تاریخ ترکها متوجه میشویم که از لحاظ زمان و مکان و تاریخ،ترکها با اقوام دیگر متفاوتاند.نکات مهم در این تفاوت را میتوان چنین طبقهبندی کرد:
1-تاریخ ترکها را به سبب پراکنده و جدا زندگی کردن از یکدیگر و انتخاب راههای مختلف و متفاوت از یکدیگر برای پیشرفتشان، نمیتوان در یک مقطع زمانی مشخص،و به صورت یکپارچه بررسی کرد.
2-برعکس ملل دیگر،ترکها قرنهای متمادی به دنبال پیدا کردن اقلیمها،چراگاهها و مناطق جدید وبهتر برای زندگیشان تاریخ قوم خود را در مناطق مختلف به وجود آوردهاند.
به سبب این دلایل در هر دورهای از گذشته در مکانهای مشخص اجتماع ترکها واداره و دولتهایشان را میتوان پیگرفت.بنابراین، زمانی که صبحت از تاریخ ترکها به میان میآید،منظور یک قوم و یا قبیله که در یک مکان زندگی میکنند در یک برهه از تاریخ نیست، بلکه صحبت از کل تاریخ ترکها به صورت یکپارچه میباشد.1
نام ترک
تحقیقات و بررسیهای مختلف نشان دهند این مسئله میباشد که نام «ترک»در اصل نمایانگر نام قومی و قبیلهای یک گروه نیست،بلکه یک نام سیاسی میباشد.از تأسیس حکومت خاقانی گوک ترک Gok-Turk Hakanligi ابتدا این حکومت و سپس ترکهای دیگری که به این امپراطوری وابسته بودند و با نامهای ویژهء خود شناخته میشدند،این نام را گرفتند و کم کم،و به مرور زمان نام ترک به تمام قبایلی که از نژاد ترک بودند به صورت یک نام ملی اطلاق شد.
قبل از اینکه کلمهء ترک صاحب ماهیت سیاسی شود،از یک سند به دست آمده میتوان فهمید که کلمهء ترک به معنای«زور و قدرت» بوده است.در ضمن برای توصیف قبایل آلتایی (Altayi) به صورت صفت،کلمهء ترک در یک متن فارسی قدیمی استفاده شده است.به
--------------
(1). Mehmet Saray.Turkmen Tarihi,Istanbul,1993.s.9. (محمد سارای،تاریخ ترکمن،استانبول،3991،ص 9.)
صورت صفت مثلا در کلمهء(ترک-هون)یعنی هون قدرتمند میتوان به معنای کلمهء ترک پیبرد.ولی در هر صورت این امپراطوری«گوگ- ترک»بود که از کلمهء ترک به عنوان رسمی دولت،و اولین تشکل سیاسی استفاده کرد.1
در مورد وطن اصلی یا اولیهء ترکها،در دنیای علم نیز عقاید و نظرات متفاوتی وجود دارد.در تحقیقات و پژوهشهای بسیاری که اواخر قرن نوزدهم واوایل قرن بیستم انجام یافت هاست و همینطور باستانشناسان در پی کندو کاوهای مختلف در کل تصویری که از وطن اولیه ترکها به دست دادهاند به این صورت است:
محققان و تاریخشناسان با تکیه بر اسناد چینی،کوههای آلتای (Altay) و حول و حوش آن را به عنوان اولین زادگاه ترکها پذیرفتهاند.
دانشمند علم نژادشناسی،مناطق جنوبی آسیای داخلی را به عنوان اولین منطقهء پیدایش ترکها،و وطن اصلی آنها نشان دادهاند.
انسانشناسان و یا دانشمندان علم مردم شناسی،معتقدند که اولین وطن ترکها بین استپهای قرقیز و کوههای تانگری یا تانری(تیان شان Tian shan بوده است.
دانشمندان علم تاریخ هنر نیز منطقهء بین آلتایی و آسیای شمال غربی،و نیز دانشمند تاریخ فرهنگ،نیز التایها و صحرای قرقیز و همچنی منطقه جنوب غربی دریاچهء بایکال را به عنوان اولین محل سکونت و وطن اصلی ترکها پذیرفتهاند.
علت اینکه نظریات این چنین متفاوت و مختلف است،این است
--------------
(1). Saray.ayni eser,s.10 (سارای،همان اثر،ص 01.
که ترکها ملتی بودند که دائم در حرکت بودهاند و به مناطق مختلف و متفاوتی رفتهاند،و هر جا که رفتهاند از فرهنگ خود تأثیری بجا نهادهاند.از سوی دیگر،دانشمندان علم زبانشناسی(زبانشناسان)در طی تحقیقات مختلفشان،وطن اصلی را منطقهای بین کوههای آلتای و اورال و شمال و شمال شرقی دریای خزر پشبینی کردهاند.1
دربارهء حرکت ترکها و انتشار و پیشروی آنها،باید گفت شروع حرکت ترکها و جدا شدن آنها از موطن اصلی از زمانهای بسیار کهن شروع شده و هزاران سال ادامه پیداکرده است.با اینکه تاریخ دقیق مهاجرت ترکها مشخص نیست،ولی تمام این مهاجرت قبایل همه به قبل از میلاد میرسد.یعنی بنا به برخی نوشتهها مهاجرت تمامی قبایل ترک در تاریخی در قبل از میلاد انجام شده است.
به عنوان مثال قبایل یاگوت و چوواش که از قبایل ترک میباشند به احتال قوی در تاریخ دوری در قبل از میلاد از اجتماع اصلی ترک جدا شده،و در منطقهای در شرق سیبری اسکان گزیدهاند.علت آن نیز این است که زبان آنها به زبان اصلی ترکها،دورترین لهجه میباشد وتفاوتهای زیادی دارد.بخصوص زبان یاگوتها در بین لهجههای ترک دارای بیشترین تفاوتها و تمایزها است.
بنابه بعضی تخمینها،گروهی از ترکها نیز با حرکت به سوی غرب در مناطق هموار اطراف رود ولگا در تاریخی حدود 6 تا 3 قبل از میلاد همراه با اسکیتها iskitler به زندگی پرداختهاند.اولین
--------------
(1). Saray,ayni eser,10-11. (سارای،همان اثر،ص 11-01.)
حرکت گروهی از ترکها به سوی هندوستان مصادف با اولین هزارهء قبل از میلاد میباشد.این گروه،در بعضی مناطق از جمله حوالی پنجاب و ایندوس دیده شدهاند.
در زمانهای قبل از آن به احتمالی ترکها از مناطق وسیع و هموار فلات ایران عبور کرده به سوی بین النهرین رفتهاند،واینها احتمالا اولین قبایل مدنی تاریخ یعنی سومریها میباشند که زبانشان از گروه زبانهای سامی بوده،که زبان ترکی نیز جزو آن گروه میباشد یا منسوب به آن گروه است.اما در هر صورت،هنوز در دنیای علم، منشأ سومریها و اینکه آیا آنها از آسیای مرکزی و احتمالا از قبایل و دارای ریشه ترک میباشند یا نه،صورت قطعی نیافته است.
در مورد مهاجرت قبایل ترک بعد از میلاد،اینکه کدام گروه از ترکها به این مهاجرت داخل بودهاند و...اطلاعات موثق و دقیقی در دست میباشد.
-هونها،از منطقهء اورخون به طرف جنوب ومناطق خشک و صحراهای قزاقستان و از اواخر قرن اول تا اواسط قرن دوم میلادی به ترکمنستان و از سال 573 میلادی به بعد،به سوی اروپا.
-اووار هونها (Uar-Hun) حوالی سال 053 میلادی به جانب افغانستان و شمال هندوستان.
-اوغورها (Ogurlar) ،در حوالی سالهای 564-164 میلادی به سوی جنوب غربی سیبری و از آنجا به جنوب روسیه.
-اغوزها(-غزها) Oguzlar در قرن دهم میلادی به کنارههای سیحون در منطقهء اورخون ودر قرن یازدهم از ماوراء النهر به سوی ایران و از آنجا به آناطولی.
-آوارها Avarlar در اواسط قرن ششم از ترکستان غربی به سوی اروپای مرکزی.
-بلغارها (Bulgarlar) از سالهای 866 بعد از شمال دریای سیاه به بالکان و اطراف رودخانهء ولگا واز 038 میلادی به بعد به همراه مجارها و بعضی از ترکها از شمال قفقاز به سوی اروپای مرکزی.
-سیبرها،از نیمهء دوم قرن پنجم از شمال آرال به سوی منطقه قفقاز.
-پجنکها،کومانها،قبچاقها واوزها (Uzlar) (که زیر گروه اوغوزها هستند)در قرون نهم-یازدهم میلادی از شمال دریای خزر به سوی اروپای شرقی و بالکان.
-اویغورها از سالهای 048 میلادی به بعد از منطقه اورخون به آسیای داخلی مهاجرت کردهاند.اینها،بخصوص مهاجرتهای هونها و اوغوزها به علت طولانی بودن مسافت پیموده شده در طول مهاجرت،و هم به علت اثرات تاریخی مهمی که به جا گذاردهاند نسبت به بقیه مهاجرتها مهمتر میباشند.
این مهاجرتها که به عزم ایجاد موطنی جدید شروع شده بود،در نهایت با نام فتوحات ذکرو توصیف شده است.
در تاریخ،از شکل دیگر گسترش ترکها به نام نفوذ یاد میشود.این شکل مهاجرت،و یا شیوهء دیگر گسترش ترکها به این صورت است که گروهی از قبیلهای پرجمعیت و اصلی جدا شده،و این گروه،خانواده، یا جوانان قوی بنیهای بودند که از اجتماع خود جدا و در حکومتهای بیگانه برای یافتن کار و حرفه راهی میشدند.در این حالت نیز نمونههایی از موفقیت ترکها در کارهای سیاسی یا نظامی دیده شده که این جوانها با وارد شدن در دستگاه حکومتهای بیگانه توانستهاند به درجات نظامی بالا نایل شده،و این نیز به سبب استعدادها و قابلیتهای آنها بوده و حتی نمونههایی در مصر و هندوستان دیده شده که اینها توانستهاند در آن اجتماعات بیگانه خود تشکیل دولت و حکومتی دهند.
حال به این سؤال میرسیم که اصولا علت و یا علل مهاجرت ترکها از وطن اصلی چه بوده است؟چه مسائل و شرطهایی قبایل ترک را ملزم و مجبور به مهاجرت کرده است؟تحقیقات و بررسیها، نشاندهندهء این واقعیت است که هیچ قبیله و اجتماع ترک،خود بخود و یا برای ایجاد تنوع و به علل واهی اقدام به کوچ نکرده است، و همیشه پشت سر هر مهاجرتی سببهای مجبور کنندهای میتوان یافت.علت عمده و دلیل اصلی مهاجرتها،مسائل اقتصادی بوده است.مثلا در مواردی کافی نبودن زمین و مکان مناسب برای ادامهء زندگی یا چراگاههای کافی،و در مهاجرت هونها خشکسالی وسیع علت جدایی این قبایل از وطن اصلی بوده است،و در مورد اوغوزها ازدیاد جمعیت و کمبود مرتع باعث حرکت این قوم به سوی مناطق جدید و به دست آوردن امکانات برای ادامهء زندگی شده است.
با ازدیاد جمعیت،منطقهای که قبلا برای ادامهء زندگی کافی به نظر میرسید دیگر کفاف گذران زندگی قبیله را از لحاظ کمبود خاک مساعد کشت و یا مرتعهایی برای تغذیه دامها نمیداد.و ترکها که از این دامها هم برای مواد غذایی و هم پوشش...استفاده میکردند،با بروز این کمبودها،در پی چارهجویی،شروع به حرکت به سوی مناطقی کردند که از لحاظ این امکانات بسیار غنی و از لحاظ نفوس دارای جمعیت بسیار کمی بودند.امکانات طبیعی فراوان که در دست حکومتها و قبایل همسایه بود،باعث جلب این افراد و قبایل،به سمت مناطق جدید شد.
در کنار عوامل و سببهای اقتصادی،هجونم قبایل مغول کیتان در قرن یازدهم میلادی نیز یکی از علل خارجی بود که سبب حرکت ترکها به سمت مناطق جدید شد.در این مورد عدهای از ترکها که اطاعت و انقیاد از مغولها را قبول نکرده و آزادی را ترجیح میدادند، چشم از وطن پوشیده،به سوی سرنوشت جدید شروع به کوچ کردند.البته مسئله کوچ و مهاجرت هر اندازه که برای یک اجتماع اسکان یافته سخت و غیرعملی به نظر میآید،برای گروهی انسان کوچنشین و بیابانگرد به مراتب آسانتر خواهد بود.در مورد ترکها نیز که از اول قبایل بیابانگرد بودهاند این مهاجرتها به مراتب آسانتر بوده است.1
تاریخ ترکمنها
ترکمنها همانطور که از اسمشان نیز برمیآید از قبایل ترک بوده و مسلمان سنی مذهب میباشند.ترکمنها در طول صدها سال تاریخشان به صورت قبیلهها و عشایر پراکنده و کوچنشین زندگی کرده و فقط در موارد جنگ گرد هم آمدهاند.2در مورد به وجود آمدن نام ترکمن و معنای آن باید گفت نام ترکمن برای اولین بار در قرن دهم میلادی رایج و مورد استفاده قرار گرفته است.بنا به منابع و مآخذ
--------------
(1).برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد نام ترک و وطن ترکها و علل مهاجرت آنها رک به: ابراهیم قفس اوغلو،تاریخ ترک،ج 1،چاپ دوم،آنکارا،2991،ص 51-11. ابراهیم قفس اوغلو،فرهنگ ملی ترک،چاپ پنجم،استانبول،8991،ص 25.
(2).ابراهیم قفس اوغلو،«نام ترکمن،معنا و ماهیت آن»یادوارهء ژان دنی،آنکارا،8591،ص 331-121.
اسلامی،اغوزهایی که مسلمان شده بودند،این نام را به آن دسته از اغوزها که مسلمان نشده بودند،داده بودند.1ولی همین اغوزهای ترکمن نام گرفته،بعد از پذیرفتن اسلام نیز نام ترکمن خود را حفظ کردند.همان طور که از نام ترکمن مشاهده میشود در نام قبایل دیگر ترک نیز از قبیل کومان (Kuman) پسوند(«من»و«مان») (Men -Man) به نام این قبایل در همان قرن اضافه شده است،و قبایل مسلمان شده با این نامها شناخته میشدند.نام ترکمن امروزه در معنای محدود متعلق به یک شاخه از ترکها میباشد که در جمهوری ترکمنستان کنونی و ایران،عراق،افغانستان،سوریه و آناطولی زندگی میکنند. ترکمنها به زبانهای ترکی خراسانی،آذری و استانبولی صحبت میکنند و در کنار آن به زبان ترکمنی که زبان اغوزها میباشد،نیز تکلم میکنند.
نام ترکمن از یک کلمه از زبان اغوزها ریشه گرفته است که برای بار اول در کتیبهای که در نیمهء اول قرن هشتم میلادی نوشته شده و کتیبهء «گوک-تورک»نامیده میشود،بکار رفته است.2
در این کتیبه خاقان«گوک-تورک»از اغوزها به نام خلق من و یا افراد من یاد کرده است.بنا به اطلاعات به دست آمده از کتیبهها، اغوزها به نام شاخته تقسیم میشدند،و بنا به بعضی از مآخذ و منابع معاصر،به 42 شعبه تقسیم میشدهاند.نام شعبات اغوزها چنین است:قایی (Kayi) ،بیات (Bayat) ،القه-اولی (Alka-Evli) ،
--------------
(1). Bertelsmann Atlas Ansiklopedi,Verlag Gmb H,Gstershlah/Munich, Almanya,1993.2 cilt.
(2).ا.م.ن.ارتون،کتیبههای باستان ترک،ج 1،استانبول،0491،ص 84.
قرااولی Kara (Evli) ،یازر (Yazir) ،دو غر (Doger) ،ددورقه (Dodurga) ،یاپارلی (Yaparli) ،افشار (Avsar) ،قزیق (Kizik) ، بیگدلی (Begdili) ،قارقین (Karkin) ،بایندر (Bayuudur) ، بی چنه (Bisene) چاووندور (Cavucdur) چپنی (Cepni) ، سالور (Salur) ،ایمور (Eymur) آلایوندلو (Alayundlu) ، اورهگیر (uregir) ،ایگدیر (Igdir) بوگدوز (Bugduz) ،و ییوه (Yiva) .
به گونهای که از منابع به دست آمده تصویر میشود،شعبههای قوم اغوز در منطقهای وسیع از سیر دریا تا خزر و آرال تا خراسان میزیستهاند.پذیرفتن دین اسلام از طرف اغوزها و ترکمنها و قبول نام ترکمن مصادف با نیمه دوم قرن دهم میلادی تا نیمه دوم قرن یازدهم میلادی میشود.
در ابتدا اغوزها دارای رهبر یا خان نبودهاندو بجای آن کسی با عنوان بیغو (Yabau) رهبریشان میکرده است که این اطلاعات باز هم از همان کتیبههای اورخون به دست آمده است.دولتی که اغوزها به رهبری یبغو تأسیس کرده بودند،پایتختش محلی به نام ینی کنت و یا ینگی کنت (Yengi:Kent) در حوالی سیر دریا بوده است.
دربارهء ورود اغوزها و ترکمنها به صحنهء تاریخ نیز میتوان گفت بین اغوزها حادثهء ناگهانی اولی که اتفاق افتاد حملهء یبغو اغوز به برادران هم نژاد و ترکمن خود بود که اسلام را پذیرفته بودند.ولی سلجوق بیگ که بعدها مؤسس سلسلهای با نام خود شد،به طرفداری از ترکمنهای مسلمان برخاست و با یبغو جنگید و از ترکمنها دفاع کرد.در نتیجهء این جنگ خانگی یا جنگ داخلی بین ترکمنها، ترکمنهای تحت رهبری سلجوق بیگ به سوی غرب خراسان و کنارههای خزر حرکت کردند.در اثنای این حرکت،افراد تحت رهبری
سلجوق بیگ مجبور به مبارزه با ترکمنهای قبچاق و پچنک نیز شدهاند.ترکمنهایی که به سمت خراسان و شمال افغانستان حرکت کرده و در آن مناطق اسکان یافته بودند،بعد از مدتی وقتی که حکومت غزنوی،افغانستان و جنوب ایران را تحت سلطهء خود در آورد،در تنگنا قرار گرفته بین این حکومت و دولت قراخانیان که در ترکستان شرقی حکومت میکرد،راههای بیرون آمدن از این مخمصه را جستجو میکردهاند.در نهایت ترکمنها که زیر بار سلطهء هیچ کدام از دو حکومت قراخانی و غزنوی نرفتند با رهبری دو برادر بنامهای چغری و طغرل غزنویان را در سال 0401 در دندانقان شکسته داده و در آذربایجان و قسمتی از منطقهء آناطولی امروزه اسکان یافتند. حکومتی که این دو برادر پایهگذاری کردند به نام جدشان سلجوق بیگ«حکومت سلجوقیان»نامیده شد.با تأسیس این حکومت فصل جدیدی هم در سرنوشت خودشان و هم در سرنوشت همهء ترکها شروع شد.1
امپراطوری سلجوقیان در منطقهء بسیار وسیعیی بین آمو دریا در شرق تا سواحل دریای مدیترانه در غرب گسترده شده،به صورت حکومت بزرگ و مقتدری درآمد.در ستیز مداوم سلجوقیان با بیزانسیها و صلیبیون در جبهههای غرب دیگر فرصتی به آن صورت پیش نیامد که این حکومت به موطن و منشاء اصلی خود یعنی سرزمین ترکمنستان رسیدگی و توجهی بکند.در نتیجهء این بیتوجهی،گروهی از ترکمنها علیه سلطان سنجر پادشاه سلجوقی بپا خاستند.به دنبال این هرج و مرجو اغتشاشات داخلی،حملهء مغول
--------------
(1).محمد سارای،تاریخ ترکمن،استانبول،3991،ص 041.
باعث تغییرات مهمی در سرنوشت و زندگی حکومت و مردم ترکمن شد.بخشی از ترکمنها در ماوراء النهر خراسان و منقشلاق ماندند،و بعضی دیگر از ترکمنها در آناطولی و آذربایجان مستقر شدند.بعد از این حادثه سرنوشت ترکمنهایی که در ترکمنستان ماندند،با ترکمنهایی که به خاور نزدیک مهاجرت کردند،از همدیگر جدا شد.
در حال حاضر،نوشتن تاریخ کشورهای کنونی ترکمنستان، قرقیزستان،قزاقستان و ازبکستان به صورت مستقل،کار مشکل و احتمالا امکانناپذیری است.زیرا مردمی که تشکیل دهنده این دولتها میباشند،یعنی ازبکها،قزاقها،قرقیزها و ترکمنها با اینکه متعلق به عشیرهها،قبیلهها و شعبات گوناگون و متفاوتی میباشند، ولی در کل همه فرزندان یک ملت بوده و بنابراین تاریخشان در واقع مشترک ویکی میباشد.در صفحات قبلی نام شعبات گوناگون اغوزها ذکرشده بود و در اینجا تقسیم بندیهای متعلق به ترکمنها و قبایل وعشیرتهای عمده را نام میبریم:تکّه یا مرت،گوکلن،یازر، چاولدور،ساریق،سالور،ارسای،و علی الی.از لحاظ حفظ سنتهای ترک،میتوان گفت ترکمنها سن و رسوم ترکها را بهتر از دیگران حفظ کردهاند و در عین حال به صورت قابل ملاحظهای از دیگر گروهها و قبایل ترک از دمکراسی برخوردار میباشند و زندگی دمکراتتری نسبت به بقیه دارند.
قدیمترین اطلاعات مربوط به اغوزها(غزها)
دربارهء منشأ نام و کلمهء اغوز و یا غز عقاید مختلفی ارائه شده است. جی.نمث J.Nemeth از دانشمندان مشهور مجار،کلمهء اغوز را به صورت(اغوز-اوق+اوز)- Oguz تحلیل نموده است.بنا به گفتهء او اوق (Ok) به معنای اصل ونسب و قبیله میباشد و حرف«z»در آخر نیز برای صورت جمع دادن به کلمه میباشد که به این صورت کلمهء اغوز به معنای قبایل میآید.1در حقیقت نیز در زمانهای گذشته از متون مختلف از کلمهء OK به معنای قبیله و عشیره استفاده شده است. دولت گوک-ترک غربی که به ده عشیره یا قبیله تقسیم میشده است، به نام«ko-no»نامیده میشده.یعنی به این ده عشیره یا قبیله ẓOn-okẒ نیز میگفتند.بنا به اطلاعات موثق که از متون چینی به دست آمده است،بنا به اطلاعات موثق که از متون چینی به دست آمده است،اولین امپراطوری قوی و متشکل در آسیای مرکزی توسط قومی به نام هیونگ-نو Hiung-Nu تأسیس شده است.این قوم در اصل قومی با منشأ ترک بوده است که از لحاظ علمی نیز ثابت شده است.باز بنا به منابع چینی ریشهء قبایل«گوک-ترک»،«اویغور»و «قرقیز»به این قوم یعنی«هیونگ-نر»ها میرسد که این نیز دلیلی برای اثبات ادعای ترک بودن قوم هیونگ-نو میباشد.اگر هیونگ-نوها را به عنوان مؤسسان اصلی دولت ترک در نظر بگیریم این قوم حوالی قرن سوم قبل از میلاد از قدرتی برخوردار شدهاند که باعث هراس همسایگانشان شده است.
قوم هیونگ تو از بیست و چهار قبیله یا عشیره به وجود آمده بود. در اسطورهء اغوز یا غز که در اوایل قرن چهاردهم میلادی نوشته شده است،درمورد«اغوزخان»صحبت میکند که اولین امیر و حاکم فاتح ترکها بوده است.2بنا به اطلاعات به دست آمده،قوم اغوز به دو
--------------
(1).برای کسب اطلاعات بیشتر در این مورد نگاه کنید.به:حسین.ن.گون:در«رابطه با اغوزها»،آنکارا،5391،ص 5-4.
(2).فاروق سومر:آثار اسطورهای متعلق به اغوزها،استانبول،ص 983-953.
شاخهء راست و چپ تقسیم شده بودند.به شاخهء راست،بوزاوق Bozok و به شاخهء چپ اوج اوق(kO-cU)گفته میشده است.قوم یا ایل اغوز نیز،از یست و چهار عشیره یا طایفه(قبیله)تشکیل شده بود.به کلمهء اغوز برای اولین بار در کتیبهای«ینی سیی» Yenisey برخورد میشود.اگر این کتیبه به صورت صحیح خوانده شده باشد، نشان دهنده این است که در زمان نوشته شدن کتیبه قوم اغوز به صورت نقش قبیله در منطقه بارلیک Barilik Yoresi زندگی میکردهاند.از روی تخمین،زمان کتیبه حدودا به اوایل یا اواسط قرن هفتم میلادی مصادف میشود.در قرن دهم میلادی در وادی یاتالاس(تلاس)قومی با نام ترکمن زندگی میکردهاند که این قوم اولین قبیلهای از ترکها میباشد که اسلام را به عنوان دین خود پذیرفته بودند.
در نیمهء اول قرن دهم میلادی جهان ترک به صورت ضعیف و از هم پاشیده شده است.بعد از فروپاشی دولت«گوک-ترک»در آسیای مرکزی ترکها،دیگر نتوانستند حکومت و امپراطوری بزرگ و مقتدر به وجود آورند.بین نیمه دوم قرن هشتم تانیمه اول قرن نهم،تنها دولت قوی ترک در منطقه اورخون حکومت خاقانی اویغور بوده است.در اوایل قرن دهم اوغوزها در منطقهای بین دریای خزر تا قسمتهای سواحل میانهای سیحون یا سیر دریا که شهرهایی به نامهای فاراب و اسفیجاب میباشد،و همچنین در مناطق خشک و صحرایی شمال سیر دریا به صورت پراکنده زندگی میکردهاند.1
سرحدات قلمرو اغوزها از طرف غرب به دریای خزر منتهی
--------------
(1). Istahri,(Yazilisi 930-3,kaynagi Belhinin yazilisi 920).s.9.ayrica s.29.
میشده است.در اوایل قرن دهم میلادی مناطق شرقی دریای خزر که تا آن زمان غیرمسکونی بوده و کسی در آنجا زندگی نمیکرده است از طرف اوغوزها اشغال شده و در شبه جزیره قراداغ در منطقهء شرقی خزر اسکان یافتهاند که این منطقه از طرف آنها به نام منقشلاق نامگذاری شده است.
مرز اغوزها با کشورهای اسلامی در غرب یعنی کشور خوارزم شهر جرجانیه و بخصوص در قسمت شمالی این شهر روستای جیت «ژیت» (Jit) بوده است.از قصبههای دیگر مرزی در جنوب دریاچهء آرال شهر باراتکین بوده است.1
ترکمنها از قرن شانزدهم تا استیلای روسیه
ترکمنهایی که در ماوراء النهر و خراسان ماندند،به همراه شعبات (قبایل)دیگری از ترکها مانند ازبکها،قزاقها،قرقیزها وقره قالپاقها ابتدا تحت استیلای مغول و سپس تیموریها به حیات خود ادامه دادند در صورتی که ترکمنهای مستقر در منقشلاق به علت اینکه منطقهای کهدر آن زندگی میکردند در مسیر راههای عبور لشکریان مهاجم نبود،توانستند تا اواسط قرن هفدهم زندگی راحت و مستقلی را بگذرانند.فقط در سالهای 9361 و 0071 میلادی،هجوم قوم قالموق (kalmuklar) که مغول الاصل بودند،مشاهده میشود.که این حمله بخصوص با ضربهای که به قزاقها وارد شد شرایط ورود روسها را به آسیای مرکزی سهلتر کرد.در میان قبایل وقومهای ترکمن که در منطقهء منقشلاق زندگی میکردند،قویترین و بزرگترینشان ترکمنهای
--------------
(1).اصطخری،ص 303،و مقدسی،ص 982.
تکه از قوم سالور بودند که به عنوان پناهگاه به منطقهء کوپت داغی عقبنشینی کرده،و آنجا را به عنوان پناهگاه امنی انتخاب کردند.در آنجا به همراه قبایل یاموت و ایمرلی ودیگر قبایل ترکمن،گاهی با کمی ستیز و اختلاف،زندگی کرده و قویتر شدند.
با قویتر شدن ترکمنها،حکومتهای همسایهء آنها یعنی حکومت خانی یا خاقانی خیوه و شاهنشاهی ایران متوجه خطر قوی بودن ترکمنها شده و برای جلوگیری از هر چه بیشتر قوی شدن ترکمنها شروع به اخذ تدبیرهایی علیه ترکمنها کردند.
امیر حکومت خاننشین خیوه یعنی ابو الغازی بهادر خان،برای روی پا نگاه داشتن یا حفظ اتحادیه ازبک-ترکمن خیوه با حملههای مکرر،به ترکمنها خسارات بسیاری وارد کرد.ابو الغازی بهادر خان در ضمن مورخ مشهوری نیز بوده که کتابهای تاریخی بسیاری از او برجای مانده است.1
ترکمنها هنوز از ضربههای غیرمنتظرهء خیوه قامت راست نکرده بودند که این بار از طرف ایران مورد هجوم و حمله قرار گرفتند.در ایران ترکمنهای افشار زندگی میکردند که از بزرگان قوم آنها نادر قلی خان(نادر شاه)توانست در ایران حاکمیت رابه دست بگیرد. نادر شاه پس از آن درصدد حکومت بر ترکستان بودو چون ترکمنهای آنجا با این امر به مخالفت پرداختند باعث بروز جنگهایی بین طرفین شد که در این جنگها،نادر شاه بسیار بیرحمانه رفتار کرده است.
--------------
(1). Ebul Gazi Bagadir Han,secere-i Terakime,nesr,A.n.kononov,Moskova ve Leningrad.1958.s.7.Ebul Gazi,Bahadir Han,A General History of the Turks, Mogols and Tatars,london.
به طوری که حتی مخدوم قلی شاعر مشهور ترکمنها در شعرهای خود اشارات فراوانی به حمله و غلبهء نادر شاه بر ترکمنها مینماید.1
در نیمهء دوم قرن هیجدهم میلادی،ترکمنها که تا حدودی توانسته بودند خود را بعد از حملههای خیوه و ایران دوباره بازسازی کنند، برای فرار از فشارهای این دو حکومت به سوی منطقه مرز واقع در ترکمنستان شرقی عقبنشنیی کردند.با رهبری ارازخان (Oraz Han) لیدرشان در کنار رود تجن قلعهء تجن را برای حفظ امنیت خویش بنا کردند.ولی با وجود تمامی این تدابیر امنیتی از سالهای 0381 به بعد، حملات خیوه دوباره شروع شد و از طرف غرب نیز با تشویق روسیه، ایران شروع به تهاجم کرد.حرکت و گسترش ایران به طرف هرات با تشویق روسیه بود،علت تشویق ایران به حرکت به طرف شرق از طرف روسها برای جلوگیری از حملات ایران درمنطقهء قفقاز و آذربایجان شمالی بود که در آنجا ایران با سیاستهای ستیزهجویانهای که در قبال مردم ترک آن منطقه به کار گرفته بود،و سپس حرکات خصمانهای علیه گرجستان که به صورت یک حکومت شاهزادهنشین مسیحی بود،باعث شد روسیه که با گرجیها پیمان دوستی امضا کرده بود،در موضوع مداخله کند.
وقتی ایران در هر دو جنگی که با روسیه داشت،شکست خورد، مجبور به امضاء دو معاهده گلستان در سال 3181 و ترکمنچای در سال 8281 میلادی گردید.2
امروزه سرحدات ایران را درمنطقه قفقاز طبق همین معاهدات
--------------
(1). Klassiki Turkmenkie Poezit,Moscow.1955,s.5.
(2). C.H.Rawlinson.England and Russia in the East,London,1895,s.55-57.
مشخص نمودهاند که با انعقاد این عهدنامهها حکومت ایران هم از لحاظ خاک و هم نفوس دچار ضایعات بزرگی شد.رجال ایران که تحمل این شکستهای بزرگ را نداشتند،شروع به طرح نقشههایی برای پس گرفتن مناطق از دست رفتهء خود از روسیه کردند.سفیر دولت روسیه در ایران(سمیوینچ)که متوجه وضع روحی رجال ایران و فشارهای وارده ناشی از انعقاد عهدنامهها با روسیه بود،با گفتن این مسئله که اگر ایران در سیاست گسترش خود در منطقه آسیای مرکزی و ترکستان جدی باشد،دولت روسیه مطابق عهدنامههای گلستان و ترکمنچای از گرفتن غرامات از دولت ایران چشمپوشی خواهد کرد؛ شروع به تشویق آنها به حرکت و پیشروی به سمت ترکمنستان و هرات کرد.دولت ایران نیز اینپیشنهاد را که او را از دادن خسارات و غرامات به دولت روسیه رها میکرد ودر عین حال با الحاق زمینهای واقع در ترکستان و هرات مقداری از شکست در جبهه غرب،یعنی آذربایجان و قفقاز راجبران میکرد،با نظر مثبت ارزیابی کرده و در نتیجه شروع به یک سلسله حملات به ترکمنها کرد.1حکومت ایران که با این حملهء خود،باعث نقض حقوق بین المللی شده بود،اولین حملهء خود را به سمت ترکمنهای خراسان انجام داد.حملات ایران بر روی ترکمنها در مناطق شمال و شمال شرق خراسان ادامه یافت.فقط ترکمنها در یکی از مهمترین مناطق گذرگاهی ترکستان که با نام قراقلعه
--------------
(1). Secret letters and Enclosures from Persia,India office Records Political and secret Memoranda 9145,4 nolu vesika,11Mart 1830.India Office. (نامههای محرمانه و ضمیمهها ویا پیوستها از ایران،بایگانی دفتر هند،یادداشتهای سیاسی و محرمانه 5419.سال 0381،هند.)
یعنی قلعهء سیاه مشهور است،با دفاع نیرومند خود توانسته بودند از پیشروی ایران در این منطقه جلوگیری کنند.1
در این بین قوم یا قبیلهء تکه که جزو قویترین و پرجمعیتترین قبایل ترکمن میباشد با گردآوری و همراهی چند قبیله دیگر ترکمن شروع به یک دفاع سازماندهی شده علیه ایران کرده،و تا حدودی نیز توانستهبودند در مقابل حملات پیاپی ایران مقاومت کنند.به طوری که در سالهای 5481 و 8481 سپاهی که به رهبری والی خراسان از طرف حکومت ایران فرستاده شده بود را به عقب راندند.ولی با هجوم دولت خیوه از شرق،ترکمنها مجبور به دفاع در دو جبهه شده و شکستهای فجیعی را متحمل شدند.بدین گونه در طول سالهای 0381،0481،تا سالهای 0681 ترکمنها با دفاع در جبهههای جنگ با ایران و خیوه برای حفظ موجودیت خود تلاش میکردند.مثلا در سال 5581 سپاه خیوه به رهبری محمد امین خان ضربهء سختی به ترکمنها وارد آورد که گروهی فدایی ترکمن با شبیخون به اتاق محمد امین خان و قتل وی موجب شدند که سپاه خیوه عقبنشینی کند.2در پی این مسئله،پسر محمد امین خان یعنی عبد اله خان بعد از چهار ماه با تجهیز قوا برای گرفتن انتقام پدر به ترکمنها حمله کرد، در این حمله قوای ترکمن به رهبری کوشید خان با پیروزی بر قوای مهاجم،دشمن را تار ومار کرد و عبد اله خان نیز در صحنه جنگ کشته شد.بعد از جنگهایی که درسالهای 65-5581 اتفاق افتاد،و به شکست خیوه انجامید،حکومت خیوه به ترکمنها حمله نکرد.بعد از
--------------
(1). P.sykes,A History of Persia,London,1921,II,s.324.
(2). R.G.Waston,A History of Persia,London,1866,p.205-238.
خیوه،دولت ایران نیز در سال 8581 با شکستی که در نزدیکی فراقلعه در منجوق تپه (Mancuk Tepe) از ترکمنها خورد،حملاتش متوقف شد.در اینجا قبایل ترکمن که بعد از جنگهای پی در پی احتیاج به امنیت و آسودگی داشتند،بیشتر به هم نزدیکتر شدند.1
در میان قبایل ترکمن برای ایجاد صلح و از بین رفتن کدورتها و ایجاد نزدیکی ودوستی نمیتوان از فعالیتها وزحمات نوروردی خان چشمپوشی کرد.از سال 0681 تا 4881 که مصادف با اشغال مرو توسط روسها میباشد ترکمنها به صورت مستقل و آزاد توانستند زندگی کنند.در سالای 65-3581 که روسها در جنگ عثمانی، انگلیس و فرانسه در کریمه شکست خوردند،متوجه این مسئله شدند که امکان پیشروی و گسترش مناطق نفوذ خود را در منطقه خاورمیانه و اروپا از دست دادهاند.بنابراین،برای گسترش مناطق نفوذی خود رو به سوی آسیای مرکزی و مرزهای شرقی خود نهادند.دولت روسیه با نوسازی و اصلاح سپاه خود،در سالهای 8581 تا 0681 بدون رعایت حقوق بین المللی با دستآویزها و بهانههایی که خود آفریده بود،شروع به اشغال مناطق ترکنشین منطقه آسیای مرکزی در فاصله سالهای 4681 تا 3781 نمود.در طی حملات روسها،به این مناطق ضایعات زیادی به خاننشینهای ترک منطقه وارد شد.2و بیشتر از همه خانات خیوه تحمل خسارات شدیدتری شد.همان
--------------
(1). V.Barthold.Four Stadies on the History of central Asia,Leiden,1962, III.p.167.
(2).برای اطلاعات بیشتر رک به:محمد سارای،مناسبات سیاسی بین دول عثمانی و حکومتهای خاننشین یا خانات ترکستان،استانبول،4891.
طوری که میدانیم حکومت خیوه از ترکمنها و ازبکها تشکیل شده است.هنگامی که در آوریل سال 3781 و ماه می همان سال قوای روسیه خیوه را محاصره کرده بودند،ترکمنها از پایتخت خود قهرمانانه مدافعه کردند ولی در مقابل بمباران شدید روسیه نتوانستند مقاومت بیشتری بکنند و بسوی جنوب عقبنشینی کردند.ژنرال کافمن (kaufman) رئیس نیروهای روس طی دستوری که به ژنرال گلوواچف داده بود،قتل عام تمامی ترکمنهایی را که در مقابل قوای روس ایستادگی کرده بودند خواسته بود.قوای روسیه مراکز تجمع و سکومت ترکمنها را یکی یکی به آتش کشیده،و تمام ترکمنها را بدون توجه به زن و مرد،خردسال و بزرگسال بودنشان قتل عام کرده بودند. در میان قوای روس که برای اشغال مناطق ترکمننشین آمده بودند، خبرنگاری آمریکایی به نام مک گاهان Mac.Galan به عنوان ناظر وجود داشت که در خاطرات خود از قتل عام مردم توسط روسها با نفرت یاد میکند.مک گاهان مینویسد:«وقتی کاروان قوای پیروز روس از میان تل اجساد ترکمنها میگذشت،یک عده ترکمن تقاضای ملاقات با فرمانده قوای روس را کرده بود.با اجازهء فرمانده،گروه ترکمنها پیش ما آمد.وقتی فرمانده از آنها پرسید که چه سؤالی و یا چه کاری دارند این طور جواب دادند:ما تاکنون با روسها هیچ وقت نجنگیدیم.چرا روسیها آمدند و کشورها را اشغال کردند؟میخواهیم سبب این مسئله را بدانیم.فرمانده و سربازهای روس برای این سؤال هیچ جوابی ندادند.شاید خودشان نیز نمیدانستند علت این اشغال و جنگ چیست؟»
روسها از لحاظ مادی و معنوی خسارات فراوانی به ترکمنهای خیوه وارد کردند.عدهای از ترکمنها حاکمیت روسها را قبول،وعدهای دیگر نیز راضی به حاکمیت روسها نشدند که آنها با عبور از صحرای قره قوم پیش برادران ترکمنستانی خود که در ترکمنستان زندگی میکردند،پناه بردند.1
--------------
(1). J.A.Mac Gahan,Compaigning on the Oxus on the fall of khiva, London,1874.s.359-366.
منبع: مجله ایران شناخت » زمستان 1376 - شماره 7 (از صفحه 210 تا 233)
لاله ترکمنی...

روایتی درباره ی لاله
طبق روایات مردمی، لاله نام دختری است که بنا به تعصبات
قومی، طایفه ای، به اجبار پدر و مادر در عشق دلداده و یار
خود ناکام مانده بنا به رسم ناخوشایند آن عصر، وی به عقد
فردی از طایفه ی دیگر در فاصله ی دور از ایل خود، در می آید.
لاله در دوری و فراق از یار و دیار خود و در جدایی از دلداده ی
خود به یاد خاطرات کودکی و همبازی ها و دوستان خود میافتد
و اشعار سوزناکی را زمزمه می کند و با آن مویه سر می دهد
و با گذشت زمان، ناله های سوزناک آن به لاله تبدیل می شود
و الگویی برای دختران و نو عروسان بعد از خود می شود که
غبار غربت بر چهره وداغ حسرت و فراق بر دل دارند.
لاله در ترکمنستان :
یکی از جلوه های ادبیات شفاهی و منظوم ترکمن است که
به زنان و دختران اختصاص دارد. لاله ها در قالب رباعی و
اوزان کوتاه سروده شده اند، لاله ها با آهنگ مقبول زنانه،
معمولا شبانه در زیر پرتو ماه خوانده می شود. به دلیل اینکه
آهنگ پذیرفته شده در یک لاله، در تمام فراز و نشیب لاله
خوانی یکسان است.
سروده ( اشعار لاله ) در شکل 4+3 و 3+4 با دو رنگ در هر
مصراع اجرا می شود. زنان و دختران ترکمن در روزگاران
پیشین، آرزوها و محرومیت های خویش را با لاله ها بیان
کرده اند. به این دلیل غالبا دارای موضوعات اجتماعی است:
آی باقار آیا قارشی
(ماه به ماه می نگرد)
گون باقار گونه قارشی
(خورشید به خورشید می نگرد)
غریبا قیز برمزلر
(به فقیر دختر نمی دهند)
چیقارلار بایا قارشی
(دختر به پولدار می دهند)
چنانکه مشهود است، پیام اساسی لاله ها در مصراع سوم
و چهارم هر بند نهفته است، اما نمی توان گفت که مصراع
اول و دوم هر بند، بی مفهوم است یا ارتباطی به محتوای
اساسی لاله ندارد.
محتوای لاله ها با شرایط زندگی اجتماعی ـ تاریخی زنان
و دختران ترکمن کاملا پیوند دارد، در ترکمنستان به دلیل
شرایط زندگی مردان و زنان در نظام سوسیالیستی، محتوا
و پیام لاله ها دگرگونیهایی داشته است. در لاله های معاصر
ترکمنستان ( دوران سوسیالیستی )، سعادت و رفاه زنان
توصیف می شود. این گونه لاله ها غالبا جنبه ی تصنعی
دارد و با مضامین اساسی لاله ها در ادبیات شفاهی زنان
ترکمن مطابقت ندارد و خالقان این نوع لاله ها، شاعران
دوران سوسیالیستی هستند که به جهت تاثیر گذاری در
روحیه ی زنان و میل به اهداف حکومت سروده اند که
می توان از بردی کربابایف نام برد.
ابعاد لاله ها:
لاله ها، بخاطر گستردگی و فراوانی مضامین و مفاهیم و
همچنین بخاطر سوز و دردی که در آنهاست، از غنی ترین
اشعاری هستند که جزء گنجینه ی ماندگار ادبیات زنانند
و در عین گستردگی از محتوای غنی و سرشار برخوردارند.
لاله ها را می توان به دسته های زیر تقسیم کرد:
1- در نکوهش دختر به غریبه دادن
2- در بیان آرزوها و دوری از ایل و سرزمین خود
3- یاد آوری دوستان و همسالان
4- یاد آوری برادران خود
5- در بیان دلتنگی و سوزهای غریبانه
6- لاله های عاشقانه
7- اشارات تاریخی و اوضاع اجتماعی
8- لاله های حماسی
**********
1- در نکوهش دختر به غریبه دادن:
در جای جای لاله ها مخصوصا آنجا که توام با سوز و حرمان
و محرومیت است. پدر و مادرانی که تنها به مادیات و در اثر
نادانی های خود، راقم اصلی سرنوشت مختوم دختران
خود بوده اند و از سوی فرزندان خود مورد مذمت و سرزنش
قرار گرفته اند:
سویت گرک، قایماق گرک
(شیر و سرشیر می خواهم)
قایماغی یایماق گرک
(سر شیر را باید به هم زد)
قیزیزن یادا برن نینگ
(هر کس که دختر به غریبه می دهد)
گوزنی اویماق گرک
(چشمانش را باید از حدقه در آورد)
2- در بیان آرزوها و دوری از ایل و سرزمین خود :
نو عروسان سوخته دل، در دیاری نا آشنا، هماره آرزوی پرواز
به ایل خود را در سر می پرورانند و بال خیال را در آسمان
دیارشان به پرواز در می آورند و کبوتری سفید می شوند
و بال می گسترانند و پرواز می کنند:
آق قوش بولوپ اوچسادیم
(ای کاش کبوتری سفید می شدم)
اوز ایلیمه بارسادیم
(و به ایل خود می رسیدم)
اوز ایلیمینگ سوویندان
(و از آب ایل و دیارم)
یاتیپ یاتیپ ایچسادیم
(کاش سیراب می شدم)
3- یاد آوری دوستان و همسالان و آرزوی دیدار آنان:
در این گونه لاله ها، نو عروسان، خاطرات دوران کوتاه کودکی
خود را به تصویر می کشند و به یاد آوری آن، خاطر آزرده ی
خویش را اندکی شاد می کنند:
المیدان سؤیشام قاچدی
(از دستم شیشه ای افتاد)
بیلمه دیم نیراک دوشدی
(نمی دانم چه شد)
آلا گوزلی بویداش جان
(ای همبازیی زیبای من)
آرامیزا داغ دوشدی
(افسوس که در میان ما کوهها نشسته است)
4- یاد آوری برادران خود:
بعضی از لاله ها بیانگر عشق و صمیمی وصف نشدنی
دختران نسبت به برادران خود هستند آنان با احساسی
پاک، ایام گذشته را در برابر دیدگان به تصویر می کشند
که روزی، گهواره ی برادران کوچکشان را تکان می دادند
و در بالینشان لالایی های وعذه و وعید داری می خواندند
و اکنون از نهایت عشق به آنها، آرزوی دیدار جانانی را دارند
که روزی با جان خود، آنان را می پروراندند:
بوز آطیم بوزا منگزار
(اسب خاکستری من به خاکستر)
بوینی شاهبازا منگزار
(و گردنش به شاهباز می ماند)
دوغان گلیار دیسه لر
(اگر به من بگویند برادرت می آید)
قیش گونم یازا منگزار
(زمستان سردم به بهار تبدیل می شود)
5- در بیان دلتنگی و سوزهای غریبانه:
داغلارینگ باشی یانار
( نخست از هرم آفتاب، فراز کوهها می سوزند )
کوه له نییپ داشی یانار
(و حتی اطراف آن را نیز در بر می گیرند )
کیم ایلیندان آیریلسا
( هر کس از ایل خود دور افتد )
یوره گنینگ باشی یانار
( با تمام وجود خواهد سوخت )
6- لاله های عاشقانه:
این قسم از لاله ها، در بیان عشق و دلدادگی است، خالقان
این نوع لاله ها دختران دلداده ای هستندکه به علت های
مختلف از جمله مهریه ی سنگین، تحمل و فشار خانواده...
در عشق خود ناکام مانده اند:
اتمک چی دیم پاتراق
( می خواستم ذرت بو داده درست کنم )
بوادی باری چاتراک
( اما نتوانستم )
یاریما قاوشیر منی
( مرا به یارم برسان )
دالی دریا اترک
( ای رود دیوانه، اترک )
7- اشارات تاریخی و اوضاع اجتماعی:
خانیمیز عزیز خان دیر
( نام خان ما " عزیز خان " است )
دوقدان آجیمیز کان دیر
( گرسنگان ما بیشتر از سیرها هستند )
موندان بیزه خان بولماز
( از این خان برای ما خان نمی شود )
دؤکیانی ناحق قان دیر
( کارش ریختن خون نا حق است )
8- لاله های حماسی:
در این گونه لاله ها معمولا دختران با حسی ملی ـ مذهبی
به تحریک احساسات مردان ایل خود می پردازند. آنان را به
جوانمردی و جانفشانی در راه دین و استواری و مقاومت در
برابر بیگانگان می خوانند و با تحریک شعور و احساسات،
استواری ملت ها را بیش از پیش استوارتر می سازند و آواز
این نبرد، جهاد، پیکار و پیام مقاومت و سلحشوری دارند:
وفا سیزدان یار بولماز
(از بی وفایان یار نمی شود)
بی نامیسدان عار بولماز
(در ناکسان غیرت و شهامتی نیست)
اؤز واطانین قورانلار
(پاسداران از حریم سرزمین خود،)
یر یوزندا خور بولماز
(هیچگاه در دنیا ذلت نخواهند کشید)
***********
قایرادا مایا بوزلار
(شتر ماده بچه اش را می جوید)
مایا کؤشه گین گؤزلار
(و چشم براه اوست)
اورشا گیدان دوغانیمیز
(ای برادرم که به جنگ رفته ای،)
گؤزلاریم سنی گؤزلار
(چشمهایم تو را می جویند.)
منبع: نغمه های ترکمن، امان قلیچ شادمهر
برگرفته از وبلاگ مینگ صحرام
رونمایی از سرود ((ای ایران)) به زبان ترکمنی در جشن بزرگ انقلاب- دانلود رایگان

برنامه جشن انقلاب با همراهی گروه های هنری اقوام از سوی کمیته فرهنگی هنری ستاد دهه فجر در سالن اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی گنبد کاووس برگزار شد. این جشن که دو ساعت به طول انجامید به صورت زنده از رادیو گلستان پخش شد .
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دانشجویان و دانش آموختگان ترکمن ایرا به نقل از قابوسنامه، در ابتدای این جشن نورالله نوراللهی فرماندار ویژه شهرستان گنبد کاووس ضمن عرض خوش آمد گویی و تبریک ایام مبارک دهه فجر ، گفت : در ایام الله دهه مبارک فجر و با حضور استاندار محترم گلستان ، ۱۱۰ پروژه ی عمرانی در این شهرستان افتتاح شد و به بهره برداری رسید . امید است که در آینده نیز بتوانیم در کنار یکدیگر خدمت رسانی به مردم عزیز خود را افزایش دهیم و آسایش و راحتی را برای آنها فراهم کنیم .
در ادامه ی جشن ، برنامه های متنوعی نظیر تکخوانی خواننده پاپ گنبدی آقای میرحسینی ، نواختن موسیقی سنتی ترکمنی و نواختن موسیقی کرمانجی توسط گروه آوای کوهستان اجرا شد .
حاجی نظر شیرمحمدلی رئیس شورای شهر گنبد نیز ضمن عرض تبریک این ایام خجسته ، گفت : ما در شهری زندگی میکنیم که ایران کوچک نام دارد و از تمام قومیت ها در آن حضور دارند . گوناگونی اقوام مختلف تهدید نیست بلکه فرصتی برای رشد و پویایی شهر گنبد است .
وی افزود : انقلاب اسلامی نماد وحدت اسلامی ایرانی مردم ما است و ما باید از آن الگو برداری کنیم . انقلاب اسلامی پر از برکت است که دهه فجر تنها قسمتی از این عظمت جمهوری اسلامی می باشد .
شیرمحمدلی در پایان گفت : به زودی و با همت دوستان تمام خیابان ها و معابر شهر گنبد را آسفالت میکنیم و برنامه داریم که پارکینگ های متعددی را در جای جای شهر بسازیم تا مردم به راحتی به امورات خود برسند .
حجت الاسلام علی فتحی رئیس سازمان تبلیغات اسلامی گنبد نیز گفت : ما در این ایام برنامه های مختلف و متنوعی را در شهر اجرا کرده و خواهیم کرد . حضور پر شور مردم در این برنامه ها نمایانگر علاقه آنها به انقلاب و اسلام است .
وی افزود : وحدت بین اقوام در شهرستان گنبد کاووس مثال زدنی است و باید الگویی برای همگان شود .
در ادامه جشن انقلاب برنامه هایی برگزار شد که بخشی از آن اشاره می کنیم ، اجرای سرود و موسیقی سیستانی ، اجرای جنگ زنده توسط آقایان اسماعیلی و صیادی ، اجرای سرود ” ای ایران ” به زبان ترکمنی توسط گروه سرود سایرا و ایراد اشعار انقلابی شاعران گنبدی آقایان نعمان نظری قوجق و محمد حسن زاده .
در پایان نیز محمدرضا داورزنی رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت : گنبد را می توان به عنوان پایتخت تمدن شمال کشور نامید زیرا که سرشار از آثار باستانی و مفاخر هنری می باشد . وجود این همه ظرفیت برای پیشرفت این شهر بزرگ خوب است و کار ما را آسان می کند .
سرود ای ایران توسط یکی از شاعران گنبدی بنام ˈمنصور طبریˈ به زبان ترکمنی ترجمه شد و توسط گروه سرود ˈسایراق اجرا گردید.
متن سرود ای ایران به زبان ترکمنی
ای ایران سرحدینگ گووهر
ای توپر اغئنگ هونارلی جووهر
اربت اوی دان داش غالسئن گولوم
اوزاق یاشا ، یاشماسئن گونونگ
ای دوشمان بولسانگ مرمر داشی منگ دمیر تنیم
جانئم سانگا غوربان ، توپراق دونلی واطانئم
سنینگ ماهرینگ منینگ غانئم
سندن آیری دالدیر آنگثم
سنگ یولونگا غویساق دگرلی هاچان جانئمئز
غالسئن مثدام دیری ایرانئمئز
داغلانگ داشی دور بیلن آلتئن
ساچیار صحرانگ توپراغی یالقئم
هاچان ماهرینگ دن دانسه یورک
سن سیز یاشامان ، اولسه گرک
تا دورسا دونیا ، آیلانایسا آسمانی ، پری
سالغی بریار یالقائم ساچئپ تانگری نئنگ نوری
سنینگ ماهرینگ منینگ غانئم
سندن آیری دالدیر آنگثم
سنگ یولونگا غویاق دگرلی هاچان جانئمئز
غالسئن مئدام دیری ایرانئمئز
ایرانئم ای اوچماخ سارغئدئنگ
آیدئینگ سندن گلجک یازغثدئم
اود لووورداپ یاقسا هیکلیم
سندن اوزگا سایراماز دیلیم
اوز توپراق سووونگ ،ماهرینگ بیلن یوغروالان یورک
عشقئنگ چثقسا ،جانا گلمز سوغرولان یورک
سنینگ ماهرینک منینگ غانئم
سندن آیری دالدیر انگثم
ستگ یولونگا غویساق دگرلی هاچان جانئمئز
غالسئن مثدام دیری ایرانئمیز
برای دانلود رایگان و مستقیم سرود ای ایران به زبان ترکمنی بر روی لینک زیر کلیک نمایید:
ای_ایران www.mehdigonbad.blogfa.com.mp3
راستی منتظر نظرات شما هستیم...
آی سلطان - نرکمنی
آی سلطان

(((هر کس واقعه غم انگیز نبرد گوگ تپه را بخواند و اگر قلبی در درون قفسه سینه اش می تپد، از شدت غم و ناراحتی، پاره پاره خواهد شد و قطرات اشک از دیدگانش بر صفحه گونه هایش جاری خواهد شد.واقعه جانگداز گوگ تپه، یک تراژدی غمبار و اندوهناک ترین واقعه ترکمن صحراست! دلاوری ها و پیکارهای آی سلطان نیز گوشه ای از واقعه گوگ تپه را تشکیل می دهد)))
در سال 1873قشون روس به سرزمین ترکمن صحرا حمله ور شد و در ابتدا شهر خیوه را تصرف نمودند.در آن زمان فرمانده لشکر روس ها، «لوماکین»(Lomakin)نام داشت. آن ها از خیوه قصد عزیمت به گوگ تپه را داشتند. لوماکین در برابر سپاهیانش ظاهر شد و گفت: دشمنی که ما با آنها قصد جنگ داریم، اگر چه سازمان یافته نیستند وفقط تسلیحات ضعیف و ابتدایی ، اما آن ها، با شجاعت،انرژی و ایمانشان و با داشتن اسبهای تندرو وخستگی ناپذیر ، میتوانند ناگهان از همه جا ظاهر شده و ما را غافلگیر کنند. مبادا با آن ها تن به تن ظاهر شوید. زیرا جنگجویان ماهر و خطرناکی هستند.
ترکمن ها در مقابل لوماکین و افرادش جانانه ایستادگی کرده و آن ها را وادار به عقب نشینی کردند. در نوامبر 1881ژنرال اسکوبلوف با ارتشی معادل 11000 نفر به سوی گوگ تپه حمله ور می شود. در آن زمان در ترکمن صحرا دلاورانی مانند قاراباطر، دقماسردار،مرگن،آی سلطان و ... می زیستند و رهبری ترکمن ها را شخصی به نام بردی محمدخان برعهده داشت.
گوگ تپه دارای قلعه بزرگ و مستحکمی بود که ارتفاع دیوارهای آن به 6 متر و ضخامت آن به 60 تا 90 سانتیمتر می رسیده است. ترکمن ها برای مقابله با سربازان روس که بیشتر آنها را سربازان اجیر شده قزاق تشکیل داده بودند، خندق هایی به عمق 12-10متر دور قلعه حفاری کرده بودند.
بیشتر ترکمن های گوگ تپه از تیره «تکه» بودند. طولی نمی کشد که قشون روس ها وارد گوگ تپه می شود.ترکمن های تکه، به فرماندهی دقما سردار، مقاومت جانانه ای از خود بروز دادند.
خبر نگاری به نام «گولوس»، صحنه اولین برخورد بین دو طرف را اینطور توصیف می کند: انبوه مردم تکه ملبس به خلعت های رنگارنگ بودند. بسیاری از آن ها عمامه سفید یا کلاههای پوستی بزرگ و شمشیر های کج بدست و تفنگهای دولول بر دوش داشتند و با فریادهای الله اکبر، خود را به روی قزاقها می انداختند. سواران مجرد ( ییگیت ها )پیشاپیش همه همچون سواران سیرک، برق آسا در مقابل ستونها ظاهر شده و آن گاه پیش از آن که هدف قرار گیرند، با حرکتی ماهرانه دور می شدند وبه زودی به قزاقها می رسیدند وجنگ تن به تن آغاز می شد.

در جنگ تن به تن، همیشه پیروز میدان، ترکمن ها بودند و حتی یک نفر از روس ها و سربازان قزاق، از دست آن ها جان سالم به در نمی برد. اگر فرمانده روس ها فرمان شلیک چند گلوله توپ به میان مهاجمان صادر نمیکرد، تمام سربازان قزاق قطعه قطعه شده بودند. پس از چندین روز نبرد و مقاومت سرسختانه ترکمن ها، روس ها نتوانستند وارد قلعه شوند. این بود که به فکر حفر کردن تونل افتادند.
روس ها تونلی طویل حفر کرده و به امتداد قلعه رسیدند و در کنار دیوار قلعه حدود دو هزارکیلو دینامیت کار گذاشتند. طولی نکشید که انفجار مهیبی رخ داد. قسمت بزرگی از دیوار قلعه کاملا ویران شد. در این انفجار ده ها ترکمن جان خود را از دست دادند و پس از آن سربازان روس وارد قلعه شدند و ترکمنان را که اکثریت آن ها زن و کودک بودند، به توپ بستند.
برخی زنان و کودکان در مسجد پناه گرفته بودند. زنان، کودکان شیر خواره خود را به روس ها نشان می دادند وفریاد می زدند: همه مارا بکشید لااقل به این موجودات کوچک رحم کنید.اما روس های از خدا بی خبر به فریاد آن ها اهمیت نداده و بی رحمانه شلیک می کردند.حدود هشتصد نفر زن و کودک نیز محل شکاف قلعه قصد فرار داشتند که به دستور اسکوبلوف، در نهایت بی رحمی قتل عام شدند.
در آن زمان در در گوگ تپه زنی به نام آی سلطان وجود داشت که بسیار شجاع و بی پروا بود. در حالی که کودکش را به پشتش بسته بود، شجاعانه به رزمنده های ترکمن یاری می رساند و حتی با سربازان روس درگیر می شد و کوچکترین ترسی از آنان نداشت. شوهرش که مرگن نام داشت، یکی دیگر از دلاوران گوگ تپه بود. آنها دو تفنگ سرپر داشتند. وقتی مرگن با یکی شلیک می کرد، آی سلطان تفنگ دیگری را برای او پُر کرده و آماده شلیک می ساخت.
مرگن در حال شلیک به سوی دشمن بود. در همین لحظه ناله کودک به هوا خاست. قطرات اشک بر گونه های آی سلطان سرازیر شد و خطاب به کودکش گفت: صالح جان! فرزندم!گریه نکن ! اکنون هنگامه پیکار است. گریه،سودی ندارد. بنگر به پدرت و مردانگی را از او بیادبگیر. و سپس مشغول پر کردن تفنگ شد تا به مرگن برساند.
ناگهان یکی از افسران روس متوجه مرگن شد. به آرامی از پشت سر به او نزدیک شده و اسلحه خود را به سمت مرگن نشانه گرفت و آتش گشود. گلوله از پشت مرگن وارد شده و از سینه او خارج شد. مرگن ناله ای کرد و بر زمین افتاد.
آی سلطان سری جنباند و متوجه مرگن و افسر روس شد.نفس در سینه اش بند آمد. کودکش به شدت می نالید. تفنگ را در دستانش محکم کرد.برخاست و به سرعت تمام شلیک کرد. گلوله بر سینه افسر روس نشست و او را نقش زمین کرد.
آی سلطان بی درنگ به سوی مرگن شتافت. سر او را بر روی زانوی خود نشاند. خونی سرخ رنگ و غلیظ از سینه مرگن می چکید.طولی نکشید که آرامش مرگ، او را فرا گرفت و متعاقب آن فریاد آی سلطان، سینه آسمان را شکافت. لحظه جانگدازی بود.قطرات اشک، سیل آسا از چشمان آی سلطان خارج شده و بر روی گونه هایش جاری می شد.
لحظاتی بعد اشکهایش را پاک کرد و خطاب به همسر قهرمانش گفت: ای مرد من! ای سلطان من! شهادتت مبارک. و بعد خطاب به کودکش گفت: فرزندم! صالحم! ما باید زنده بمانیم تا روزی انتقام پدرت و دیگر دلاورمردان غیور ترکمن را از روس ها بگیریم. سپس فرزندش را محکم به پشتش بست. تفنگش را آماده شلیک کرد و تفنگ مرگن را نیز بر دوش خود انداخت.پیشانی مرگن را بوسید و با ندای الله اکبر برخاست و به سوی مسجد گوگ تپه راهی شد.
آی سلطان بخاطر فقدان مرگن بسیار اندوهگین بود اما از طرفی هم خوشحال بود که شوهرش به درجه والای شهادت رسیده است. وارد مسجد شد.در آنجا زنان و کودکان ناله کنان و دعاگویان نشسته بودند. آی سلطان خطاب به زنان فریا زد: برای چه نشسته اید؟! اکنون لحظه نبرد و پیکار است! نبرد مسلمان با کافر است. برخیزید. شوهران و برادرانتان همه به خون آغشته شدند.

بیشتر زنان به تحریک آی سلطان از مسجد بیرون آمدند.بعدها آن ها در بالای پشت بام ها مستقر شده و بر روی سربازان روس، آب جوش می ریختند و یا به سوی آن ها سنگ پرتاب می کردند.آی سلطان نیز با شجاعت تمام در حالی که کودش نیز همچنان بر پشتش بسته شده بود، در کنار مردان، به دفاع از گوگ تپه پرداخت.
سرانجام جنگ در 9 سپتامبر 1879 به پایان رسید.بیشتر ترکمن ها به شهادت رسیده بودند که اکثریت آن ها را زنان و کودکان تشکیل می دادند. تمام سطح گوگ تپه را اجساد مردگان فرا گرفته بود گوگ تپه که تپه سبز بود، اینک به تپه سرخ بدل گشته بود. خورشید غروب کرد. غروب غمباری بود.. نیروی های روس و بازماندگان ترکمن ها‘ اجساد سربازان خود را از روی زمین جمع آوری می کردند.
سکوت اندوه باری سراسرگوگ تپه را فرا گرفته بود. هر از چندگاهی ناله کودکی مادر مرده یا فریاد جگرسوز مادری که کودکش را از دست داده بود، سکوت گوگ تپه را در هم می شکست. تنها چیزی که در آن لحظه، به دل های داغدیده آرامش داد، نوای دل انگیز اذان مغرب بود.
(((حدود پنجاه سال بعد جنگ سختی بین روسیه و آلمان رخ داد. بندر لنینگراد تقریبا به ویرانه ای تبدیل شده بود. در بیمارستان ها جایی برای زخمی ها نمانده بود. پزشک جوانی مشغول معاینه بیماران بود. در همین لحظه اعلام شد که دکتر صالح به اتاق عمل برود. پزشک جوان سریعا به سوی اتاق عمل شتافت. یک افسر روس شدیدا زخمی شده و نیاز به عمل فوری داشت. دکتر صالح یاد سخن مادرش آی سلطان افتاد که گفته بود به هیچ روسی رحم نکند. لحظه ای درنگ کرد و سپس لبخندی زد و زیر لب خطاب به مادرش گفت:
إنه جان! قُوی مِردلیگ بیزدِن و ناماردلیق، دوشماندان یَأدیگأر قالسین
مادرم! بگذار مردانگی، از ما و نامردی، از دشمن، به یادگار بماند.)))
(حمد و سوره نثار تمام شهدای گوگ تپه)
نگارش و تألیف: اسفندیار قرنجیک
منبع: توفیق صحرا
http://www.khanbs.blogfa.com
لغات تخصصی ویژه کتب علوم اجتماعی
هنجار اجتماعی(social norm) شیوه های رفتار، عمل یا اندیشه که در جامعه پذیرفته شده و فرد با فرآیند اجتماعی شدن با انها منطبق می شود. عدم رعایت آن باعث واکنش های مانند تعجب، فشار و یا الزام اجتماعی می شود.
هنجار(norm) قاعده و قانونیست که مرجع عمل است. هنجار اصل و قاعده ای است که باید رفتار را هدایت و رهبری کند.
بی هنجاری(Anomie) رفتارهای که با قواعد و هنجارهای مورد قبول جامعه مغایرت دارد، شخص دچاربی سازمانی شخصیتی شده و متمرد و منحرف در برابر قوانین است، شرایطی که در ان هنجارها در تنازع با یکدیگرند و افراد به سختی می تواند خواسته ها و اهداف متناقص محیط اجتماعی سازگاری پدید آورند. انتظارات فرهنگی با واقعیات اجتماعی ناسازگار باشد وضع یا شرایطی که فاقد هنجار است.
نابهنجار(Abnormal) فاقد سازگاری با نظام، مضر در کارآیی یک نظام، مغایر با انتظارات مردم، متمایز از آنچه معمول و طبیعی است. آنکه از هنجارها و میانگین ها انحراف دارد.
نابهنجاری اجتماعی(social Abnormal) اختلال در رابطه یک فرد یا گروه و محیط اجتماعی خود و ساخت و کارکرد جامعه .
ارزش(value) بنیادی ترین عامل تعیین کننده اندیشه و عمل و یا اعمال فرد و همچنین شکل گیری حیات اجتماعی است 1- ممکن ملاک ارزش همان مورد آرزو بودنباشد2- دارای قیمت زیاد و قابل مبادله 3- ذاتا ازشمند بودن 3- بواسطه ای رفع نیاز ها و بر آورده کردن اهداف خاص . مورد اول و چهارم به مفهوم ارش در جامعه شناسی نزدیکتر است.
هر موضوعی که مورد نیاز و نگرش یا ارزو باشد. پارسونز: ارزش عنصری از دستگاه نمادین مشترک است که ملاک و معیار برای انتخاب است. معادل هنجار های بنیادی و هدایت کننده است. احساسات ریشه دار وعمیقی است که اعضای جامعه در ان شریکند. این ارزش ها اعمال و رفتار جامعه راتعیین می کند.
ضد اجتماع (Antisocial) کسی که آگاهانه یا نااگاهانه به عمد و غیر عمدی علیه نظم جامعه فعالیت می کند( دزدان و جنایتکاران) .
پرخاشگری( Aggression): رفتارهای که با هدف ترساندن دیگران و تخطی از مرزهای حقوقی انجام می گیرد. توام با کاربرد قدرت بوده و بر علیه موازین اجتماعی انجام می گیرد.
از خود بیگانگی( Alienation) در لغت به معنای بیگانه ساختن است. تجربه خاصی که موجب می شود شخص خود را همچون بیگانه حس کند. بین اجزاء مختلف شخصیت فرد تجزیه حاصل می شود. کل شخصیت از معنی بیافتد مانند بیگانگی با محیط( فرد ارزش های مسلط محیط را نفی و با ان بیگانه می شود و بین او و جامعه خلاء بوجود می اید).
درونی شدن – نهادی شدن( internalization) یادگیری، نمادسازی. حالتی است که یادگیرنده نسبت به شرلیطی که او را وادار کرده است تحت تآثیر قرار می گیرد و بقرانگیخته وناهشیار وناخواگاه آن ر نجام می دهد.
کنترل اجتماعی(social control) محدو شدن اعمال و افعال فرد از طرف گروه یا جامعه ای که به ان تعلق دارد کنترل اجتماعی می گویند.
مجازات( sanction) عقوبت یا پاداشی است که هدف ان تآمین همرنگی با استاندار های رفتاری و امور مطلوب وپسندیه یک گروه اجتماعی می باشد.
انحراف(Deviance) هر گونه رفتاری که منطبق بر انتظارات جامعه نباشد.
هدف( goal) در روانشناسی منظور از هدفهمان نتیجه نهایی عمل یا مجموعه ای از اعمل است. هر نوع دگرگونی موقعیتی است که شخص یا گروه از راه اعمال خویش قصد پدید آوردن ان را دارد(899). هدف از عناصر اصلی نظام اجتماعی است.
تقلید(imitation) کوشش هشیار یا ناهشیار فرد و گروه در زمینه یکسان کردن رفتار و اندیشه خود با افراد و گروه های دیگر. تقلید کوششی در همسان و یا همسان نمایی است. کوششی است که برای گزینش برخی از جنبه های اندیشه و رفتار دیگری.
سازگاری(Adjstment ) جاری دادن اجزاء در یک مجموعه بنحوی که وظیفه خود را درست انجام دهد.
همانند گردی (assimilation) فرآینی است که طی ان اشخاص یا گروه ها احساسات، آموخته ها و طرز تلقی های اشخاص یا گروه ها را کسب می کنند و در جریان زمان و به طور تدریجی با ان یکی شده در ان ذوب شد و کل واحد را تشکیل می دهند. معادل تطبیق و همسازی است. در سطح جهانی بیانگر تلاش کشورهای جهان سوم برای همانندی با غرب است.
همسازی(Accommodation) فرآیندی آگاهانه یا نااگاهانه که به دگرگونی متقابل بین افراد یا گروه ها منجر می شود و باعث رفع و یا کاهش تعارض و تشنج می شود.
انطباق(Adaption) سازگاری اجتماعی و شامل فرآیندی که فرد یا گروه روابط اجتماعی خود را با محیط اجتماعی هماهنگ می کنند.
همنوایی(conformism) انطباقی صرفا و عمدا بطور مصلحتی( برای گلیم خود را از آب بیرون کشیدن) انجام بگیرد. اگر انطباق بعد دستوری داشته با سازگاری نامیده می شود. حالتی است که فرد الگو های وارزش های مسلط محیط پیرامون خود را به چونو چرا می پذیرد و رفتار خود را با منطبق می کند. همنوایی افراطی همان تسلیم و محاغظه کاری و انفعال است.
رفتار(Behavior) رفتار همان واکنش به دیگران است که دارای ابعاد عینی، ذهنی،کمی وکیفی است. دگرگونی یا حرکت یا پاسخ هر موجود یا واحد و یا مجموعه پاسخ ها در برابر وضع موجود و شرایط پیرامون است.
طرز تلقی(Attitud) مابین عقیده و عمل قرار دارد. آمادگی روانی بالفعل جهت انجام عمل، گرایش یا جهت گیری مثبت و منفی در برابری یک امر اجتماعی، مجموعه ای از فرآیندهای عاطفی، انگیزشی و شناختی فرد است. همیشه در فرد وجود دارد بر خلاف انگیزه که بعضی مواقع بوجود می اید.
دوگانگی روانی(Ambivalence )همزیستی دوحالت عاطفی متناقض در یک فرد مانند عشق و تنفر ، دو حسی بودن، دورویگی
تمایل( conation) حالت های ذهنی که همراه با میل به عمل و گرایش اگاهانه به عمل است که باعث شروع فعالیت های عمدی است.
تقلید(imitation) کوشش هشیار یا ناهشیار فرد و گروه در زمینه یکسان کردن رفتار و اندیشه خود با افراد و گروه های دیگر. تقلید کوششی در همسان و یا همسان نمایی است. کوششی است که برای گزینش برخی از جنبه های اندیشه و رفتار دیگری.
هویت یابی (identification ) یک عمل روانی است که بوسیله آن شخص، خودآگاه یا ناخودآگاه خصوصیات فرد یا گروهی را به خود نسبت می دهد. کودکان از طریق هویت یابی به این باور می رسند که خصوصیاتی مشابه مدل مورد تقلید خود دارند. هنگامی که با مدل شایسته هویت یابی می کنند احساس غرور و خرسندی به آنها دست می دهد.
نظام شخصیت(personality system) از نظر جامعه شناسانی شامل رفتارها حاصل از تجربه اجتماعی است که تکامل می یابند و بوسیله اهداف محدود می شوند. سازمانی پویا ازنطام های روانی و جسمانی است که از درون فرد سبب سازگاری های بی همتا و بی نظیر او با محیط می شود. پیکره ای کم و بیش وحدت یافته از عادات، نگرش ها، صفاتی است که بطور اگاهانه در چهارچوب تصورات و ارزش ها، اهداف و مقاصد شکل گرفته است. پارسونر: نظام نسبتا مشخص، معین و ثایتی از تمایلات وابسته به نیازها است که فرد از میان واکنش های مختلفی که از طریق موقعیت هدف به وی عرضه انتخاب می شود.
شخصیت(personality ) نقابی که بازیگران در اجرای نقش به صورت می زنند. مجموعه ویژگی های روان شناختی وغیر محیطی رفتار فرد است و است که باعث سازگاری منحصر به فرد شخص با محیط پیرامون می شود و شامل عادات، احساسات، طرز تلقی ها، باورها و تمایلات است.
خود شناسی( self- knowledge) شناخت خویشتن از نظر جسمانی، اجتماعی و روانی که مقدمه ای فعلیت یافتن شخصیت است.
نظام جهت گیری(system of oriention)امیزه ای از شناسائی ، ارزش ها و افسام گوناگون هنجار هایی است که بر حسب انها گروه یا فرد جهت خود را نیبت به موقعیت تعیین و عمل مناسب را بر می گزیند.
ایثار( Abnegation)مقدم شمردن دیگران بر خود، در برابر خودخواهی، قومر مرکزی و خود گرایی قرار دارد.
تحجر گرایی( Fixism) در برابر تبدیل گرایی و آینده نگری قرار دارد و نشان دهنده اندیشه جزمی و خشک و انعطاف ناپذیر است. شیوه ای از تفکر است که بن بست اجتماعی و رکود اجتماعی منجر می شود.
تحجر اجتماعی(social assification) سخت شدن سنت ها، عادات یا الگو و قوانین اجتماعی آنچنانکه در برابر روند های تازه مقاومت ورزند و تآخر یا دیرکرد اجتماعی را به بار می آورد.
تقدیر گرایی(Fatalism) پذیرش بی چون چرای وایع و تسلیم در برابر ان است. این نوع نگرش از ایناندیشه ناشی می شود که بیشتر وایع از حیطه تسلط انسان خارج است.
متعصب- جمود فکری(Fanaticism ) دارای عقاید کلیشه ای و قالبی و تغیی ناپذیر و جزمی است.
تعصب گروهی( Esprit group) داشتن پیوندی سخت و عاطفی با گروه، نشان دادن وفاداری به آن.
غرض ورزی(Favoritism) نشان دهنده روابطی شخصی است که بر اساس شایستگی نمی باشدصورتی از تبعیض(discrimiation) است و چنانچه برتری فامیل خوشان را به همراه داشته بهخویشاوند گرایی(Nepotism) تبدیل می شود(ساروخانی، 264).
کارکرد مطلوب(Eufunction) زمانی که عملکرد اجزاء با اهداف نظام اجتماعی منطبق باشد و نیاز های اساسی ان را پاسخ دهد.
کارکرد نامطلوب(Dysfunction) زمانی که عملکرد اجزاء با اهداف نظام اجتماعی منطبق نباشد و نیاز های اساسی ان را پاسخ ندهد.
فرقه(Faction)گروهی ویژ ه ای است که در محدوده زمان بوجود می آید و هدف ان تامین خواست های گروهی است و بر ساس جانبداری غرض الودو برای تحقق اهداف خاص شکل می گیرد و اهداف آنها با اهداف کل جامعه مغایر است. نوعی گروه مذهبی است که در اعتراض به گروه مذهبی دیگر پدید می اید و معمولا از ان جدا می شود. گروه نو ظهور که عقائد و اعمالی را ابداع می کند ومخالف افکار و اعمال گروه یا گروه های سازگار جامعه است. هم کاربرد سیاسی و هم مذهبی دارد.
مد ( Fashion ) دگرگونی های که زود رواج می یابند و عمر نسبتا محدود دارند. هر چهره ای از فرهنگ که جنبه ای ناپایدار دارد. افراد به جهت اعتباری که به آن وابسته است به طور سطحی به آن گرایش پیدا می کنند. الگو های غیر منطقی و ناپایدار رفتار را که به طور مکرر در جوامعه بوجود می ایند و دارای پایگاه ثابت نبوده و با استفاده از تقلید جهت دار گشترش می یآبد.
رسوم(Customs) شیوه های از اندیشه و عمل که اعضای گروه به عنوان سنت آن را رعایت می کنند و به عنوان عادت آنرا فرا می گیرند..
مراسم(ceremony) بیان احساسات و افکار مشترک از طریق انجام اعمال کم و بیش رسمی به بعد نمادی در زمان و مکان معین. رسم یا آیینی که بیانگر احساسات و نگرش های مشترک بوده و در موقعیت های مناسب و خاص به مرحله عمل در می آیند و سرشتی نمادین دارد.
سرمایه(apitalism-capital) هر کالا، پول یا ثروتی که قابلیت نگهداشت و افزایش داشته باشد ودارایی های دیگری به هرشیوه از ان به دست بیاید. سرمایه به همراه زمین،کار، سازمان و مدیریت از عوامل اصلی تولید است. سرمایه داری به نظامی گفته میشود که معتقد به مالکیت وسایل تولید در بخش خصوصی بوده ورقابت آزاد را باعث تنظیم بازار می داند، معتقد به تخصص گرایی و دخالت اندک دولت در اقتصاد است(سرمایه داری بازرگانی، صنعتی و مالی) .
بورژوا و بورژوازی(Bourgeoisie-Bourgeois ) ساکن شهر آزاد که دارای منزلتی خاص و جدا از قلمرو قضایی و حاکمیت فئودال ها بود. این مفهوم شامل طبقه متوسط مخصوصا بازرگانان را در هر کشور شامل می شد. این افراد متکی به کار خود بوده اند و همانند فئودال ها خدمه و خدمتگذار نداشتندۀ کار را عبادت تلقی می کردن و به سرمایسه گذاری علاقمن بودندو نه به نصرف. اناه در تلاش بودن به وسایل تولید دست پیدا کنند. اول به قدرت اقتصادی رسیدن و سپس به قدرت سیاسی دست یافتنتد. ار قرن نورده به عنوان قدرت مسلط و طبقه مسلط بر گارگران شناخته شدند. و مظهر سرمایه لیبرل به حساب امدند. در قرن بیستم این واژه محتوایی نامطلوب پیدا کرد وامروزه به کسی می گویند که به رفاهی غیر موزون بیشتر از کار علاقه دارند.
مسئله اجتماعی( social problem) موقعیتی موثر که به گمان عده قابل توجهی از مردم جامعه یا عده ای قابل توهی از مردمان جوامع دیگر، سرچشمه سختی و بدبختی به شمار می آید ولی قابل بهبود است.هم عینی است و هم از تفسیر ذهنی حاصل می شود.
موسسه(association) گروهی که برای تعقیب علاقه یا علائق مشترک سازمان یافته باشد و نتیجه هم پیمانی رسمی است.
همچشمی(Emulation) سبقت جویی در جهت وصول به هدف های پذیرفته شده از جانب عامه مردم. آمیزه ای از تقلید و رقابت است.
گروه قومی(Ethnic Group) شامل مردمی با ویژگی های خاص دینی، نژادی،جغرافیایی و یا عدات و رسوم مخصوص به خود بوده و در داخل یک مجمموعه ای اجتماعی و فرهنگی گسترده تر جاری گرفته است.
تضاد طبقاتی( class struggle) کشمکش بین طبقات اجتماعی در زمین ههای اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی را شامل می شود. از نظر مارکس این کشمکش و درگیری میان بهرهکشان و استثمار شدگان و کارگان و سرمایه داران است و یک نبرد دائمی است.
کشمکش( conflict) به معنای مبارزه کردن، برخورد،ضربه زدن است. حالتی است که دو نفر یا دو گروه یا چند گروه به دلائل مادی یا غیر مادی با یکدیگر در ستیزند. طرفین می خواهد دیگری را وادار به تسلیم کند.
رقایت( Competitiion) عمل و تعقیب هدفدار که آگاهانه یا نا آگاهانه به طور مشترک انجام می گیرد. رقابت صورتی از تقابل و کشمکش و تقابل است که در آن دو یا چند نفر و گروه جهت دست یابی به خواسته های چند با یکدیگر با خشونتی کمتر و یا بدون خشونت مبارزه می کنند. در جریان ان توجه همه بیشتر به هدف است تا شکست رقبا.
فاشیسمFascism) ) ریشه این کلمه از لغت(fascis) به عبارت بود از دسته ای چوب درخت نارون که بوسیله ریسمانی قرمز به هم بسته شده بود و در روم باستان مآموران اجراء به نشانه ای وادار کردن مردم برای اطاعت از قانون ان را با خود حمل می کردند. یک جنبش است که هدف ان استقرار یک رژیم دیکتاتوری بوده و ضد دمکراسی و ازاد اندیشی و سوسیالیم است برای اولین بین سالهای ۱۹۲۲ تا ۱۹۴۳ در ایتالیا و به وسیله موسولینی رهبری شد. موسولینی در سال 1919 این جنبش را در ایتالیا طراحی و اجرا نمود و خواهان بازگشت به افتخارات روم قدیم بودند. مخالف سازمان سیاسی و حق اعتصاب، دخالت در اقتصاد، عدم اعتقاد به صلح، رسوخ در اندیشه طرفداران و سعی برای تجلی درقالب یک اندیشه سیاسی با تکیه بر تبلیغات، متکی بر قدرت فرهی و کاریزماتیک به عنوان نماد.
اقلیت یا گروه اقلیت(minority Group) گروه اقلیت گروهی است که اعضای آن توسط دیگران مورد تبعیض قرار میگیرند و در وضع نامناسبتری قرار دارند. اعضای گروههای اقلیت نوعی حس همبستگی گروهی، وفاداری و احساس تعلق و علایق مشترک زیاد با هم دارند.
اقلیتهای قومی از نظر قومی با گروه اکثریت متفاوتهستند. اقلیتها ممکن است هم از نظر فیزیکی و هم از نظر قومی از گروه اکثریت متمایز باشند. اهالی هند غربی و آسیاییها در بریتانیا، سرخپوستان در آمریکا، و سیاهان در آمریکا از این گونه اقلیتها هستند.چنانچه گروه اقلیت از نظر ویژگیهای نژادی مانند رنگ پوست از گروه اکثریت متمایز باشد؛ اقلیت نژادی نامیده میشود.
اقلیتهای مذهبی گروهی هستند که به مذهبی غیر از مذهب اکثریت اعتقاد دارندو به این دلیل از مزایای نابرابر با اکثریت بهرهمند هستند. یهودیان در آلمان، مسیحیان در ایران و مسلمانان در بریتانیا
اسرف(diseconomy) تآثیرات نامطلوبی است که در نتیجه توسعه فالیت های اقتصادی اعم از تولیدی یا مصرفی بروز می کند. اسراف باعث افزایش مخارج تهیه وتولید ومصرف می شود.
اسطوره(myth) افسانه یی روایتی است که موضوع ان به خدایان وطبیعت، معنی جهان وانسان مربوط است. تصویر کلی را که یک گروه اجتماعی در ذهن دارد ونظام ازشی مندرج در ان را شامل می شود. اسوره جزء از فرهنگ است بعضی ها ان خرافه یا دورغ می دانند. از نظرشیلز اسطوره مجموعه ای از هدف های دوردست، حالات تشدید شده اخلاقی، انتظار توفیق وحیانی و یک نظام ارزشی است وتصویری از جهان است که الهامبخش و راهنمای فرمانروایان و یا مشتاقان فرومانروایی است.
دسته ) Gang گروه های کوچک مرکب از جوانان ونوجوانان در شهرهای بزرگ هستند که در برابر هنجارها مقاومت می کننئ مانند تدی بویز ها در انگلستان؛ سیاه جمگان در فرانسه و گوساله های کوچک در ایتالیا.
گروه ما( we-group) گروهی که مادر ان ما به جای من بنشیند و فرد خود را در آن ذوب می سازد. در چنین گروهی هنجار ها عمیقا توسط اعضا پذیرفته و دقیقا اجرا می شوند.
باند( band) در زبان ایتالیابه معنی بیرق است. گروهی که به طور طبیعی و بدون تمهیدات قبلی به عنوان واکنش در برابر محیط پیامون تشکیل می شود و دارای نوعی همبستگی پیرامون سر دسته پدید می اید( 58).
شناخت(cognition) واژ ه ای است که از افلاطون و ارسطو که استعداد وتوان درک کردن را می رساند. تمامی جهات گونانگون دانایی را چون ادراک،داوری،استدلال، تخیل ، یادآوری و تصور را می رساند.
الگوی رفتار( ( Behavioir patterningگونه ای های از رفتار که یه عنوان مدل شناخته می شود.
باورو اعتقاد(Belief ) پذیرش گزاره ای خاص به عنوان حقیقت که رنگ عاطفی و هیجانی دارد. نحوه عمل یا ترک عمل را معین می کند.
دیوان سالاری( (Bureaucracy حکومت ادرات، کاربه شیوه منطقیو عقلانی در تقسیم کار، استقرار روایط غیر شخصی در جریان کنش کتقابل، اعمل قوانین خشک و ظاهرآرا، پیدایش هرم قدرت از بلا به پایین..
کنش(Action) از نظر پارسونز تمامی رفتارهای انسانی اعم از فردی یا جمعی، آگاه یا ناخود آگاه است که شامل رفتار های بیرونی و قابل مشاهده و تفکرات، احساسات، تمایلات و امیال و غیره می باشد.
کنش اجتماعی( social act) هر گونه فعالیتی که در نتیجه گرایش های فکری سازمان می یابد و دارای هدف مشخص است. کنش اجتماعی متضمن بیش از یک نفر است .
کنش متقابل ( Interaction) عمل متقابل دو یا چند موجد زنده بر یکدیگر .
تعامل اجتماعی( social intearation) نشان دهنده انواع کنش و واکنش میان انسان ها است که در یک گروه یا جامعه هستند. شامل میزان و شدت نیز است. تعامل بین انسان ها با استفاده از نماد ها انجام می گیرد. تعامل مودت آمیز، تعامل دوری، تعامل تفرقه آمیز
درونی ساختن( Internalization)روندی است که هنجار ها و ارزش ها جذب و مورد پذیرش قرار گرفته و با فرد یکی می شود. در نهایت نفس لوامه
را تقویت می کند و جزء هسته اصلی شخصیت فرد می شود. نیاز به کنترل اجتماعی را جهت تحقق هنجار ها کاهش می دهد.
قبیله( tribe) مشتمل بر بر مکان، زبان و فرهنگ مشترک است ومبتی بر احساسات اولیه است و از چند قبیله باعث ایجاد طایفه می شوند..
ملت(nation) بزرگترین اجتماع مردم که از طریق فرهنگ و آگاهی مشترک با یکدیگر متحد شده اند و دارای آب، خاک مشترک هستند وبه خوآگاهی رسیده اند. ملت ممکن است یک اجتماعی تاریخی وپیوند فرهنگی داشته باشد بدون اینکه دارای استقلا سیاسی ویا دولت باشد.
ملیت(nationality) تعهد قانونی که مبتنی است بر واقعیت اجتماعی همبستگی، ارتباط اصیل هستی، علائق و احساسات، همراه با وجود حقوق و وظلیف متقابل. ملیت تعبیر قضائی این واقعیت به شمار می رود که فردی که ملیت با او اعطا می شود درواقع با اهالی کشور اعطاکننده ملیت، ارتباط نزدیکتری دارد تا ملت های دیگر.
مالیات و مالیات بندی( tax) دادن کمک اجباری به حکومت با توجهی نه چندان زیاد به منافعی که از ان حاصل می شود.مالیات بندی عبارت از تحمیل دولت به گرفتن کمک از کسانی که( افراد،گروه ها وشرکت ها) در حیطه ای قدرت او هستند با توجهی نه چندان زیاد به منافعی که در مقابل به انان اعطا می شود. همکاری اجباری فرد با دولت برای به عهده گرفتن هزینه های که در جهت نفع عمومی صرف می شود بدون توجه به منافع خاصی که به وی اعطا می شود.
اقتصاد (Economics) علمی است که رفتار انسان را در رابطه با استفاده از وسایل کمیاب جهت رسیدن به اهداف معین( رفع نیازها و حداکثر کردن درآمد) مطالعه می کند.
تورم( inflition) افزایش واقعی یا بالقوه سطح عمومی قیمت وکاهش قوه( قدرت) خرید واحد پولی را تورم می گویند که با افزایش تقاضا نسبتبه تولید همراه است.
نوآوری(innovation) هر نوع فکر، رفتارهائی که به دلیل تمایز کیفی اش با صور موجود، نو محسوب می شود. کشف هدفمند و نیتمند را اختراع می گویند.
نیاز( ( needهز چیزی که فرد در طی زمان با استواری کافی خواهان ان است و مورد توجه او می باشد. نیاز زیستی: هر آنچه برای سلامتی جسمی انسان ضروری است و فقدان آن باعث اختلال درونی می شود. فرد به ان اگاهی دارد.
نهاد(instituttion) به معنای ساختن است. نظام سازمانیافته ای از روابط اجتماعی که برای براوردن نیازهای گروه یا جامعه بوجود آمده است. از نظر پارسونز نهاد مجموعه از نقش ها یا پایگاه های مختلف است. در بین جامعه شناسان فرانسوی به معنای تشکیلات و سازمان های اجتماعی است. نهاد جنبه ای از حیات اجتماعی است که بر پایه ارزش ها شکل گرفته و در محور آن سازمان های گونا گون بوجود می اید.
نظام اجتماعی(social system ) نظام اجتماعی دستگاهی از کنش و وکنش های افراد می باشد که واحدهای اصلی ان نقش های اجتماعی می باشد. نظامی از کنش و واکنش های افراد که به سمت کانون مشترک و به هم پیوسته حرکت می کند و دارای پیچیده گی؛ تطور و به هم پیوستگی عناصر متشکله و ابعاد کیفی است.
تعادل اجتماعی(social equilibrium) وجود توازن و تعادل میان پدیده های اجتماعی وابسته به هم در یک نظام.
نقش(role social)مجموعه ای رفتارهای که فردی با پایگاه معین باید انجام دهد نقش نامیده می شود. جنبه ای از ساختار اجتماعی است و موقعیت اجتماعی است که دارای مجموعه ای از فعالیت ها و وظایف مورد انتظار است.
نقش های اجتماعی رفتارهای مورد انتظار جامعه اند که پیرامون یک وضع اجتماعی جای دارند. جنبه ای پویای یک پایگاه اجتماعی نقش است که حقوق و وظایف آن را اعمل می کند..... نقش های اجتماعی" جمعی، پویا، متنوع، عدم انجام ان باعث تعجب دیگران و درگیری نقش ها مشکل آفرین است. نقش های اجتماعی در عمل به صورتی یکسان اعمال نمی شوند. در حقیقت الگوی آرمانی یک نقش که توسط جامعه وضع می شود، به هنام عمل با شخصیت فرد می آمیزد و در هر فرد چهره ای خاص به خود می گیرد.
پایگاه اجتماعی(social status) پایگاه اجتماعی مشخص کننده جایگاه فرد یا گروه در نظام اجتماعی است. نشان دهنده شآن اجتماعیس و میزان حقوق، مسئولیت ها، قدرت و اقتدار در چهار چوب نظام اجتماعی است.... ارزشی که یک جمع یا جامعه برای نقش خاص قائل هستند پایگاه اجتماعی نامیده می شود. پایگاه مجموعه حقوق وظایف است ما نقش اعمال حقوق و وظایف است. پایگاه اجتماعی نشان دهنده ثروت، احترام، آموزش ، درامد و غیره است. پایگاه اجتماعیهمان جایگاه فرد در گروه و مرتبه ای اجتماعی اوست و مشخص کننده حقوق و مزیای فرد است.
پایگاه اجتماعی محقق(Achieved social status ) تحقق عملی پایگاه توسط فرد یا هر عامل و یا کارگزار اجتماعی را می گویند. بر بروز استعدادها و مهارت های که خود فرد استوار است.
پایگاه اجتماعی محول(Ascriptive social status ) پایگاه تفویض شده، است که استعداد و تلاش فرد در آن تآثیر ندارد و مبتنی بر زمینه های خانوادگی، زیستی و نسب است. بیشتر در جوامع کاستی وجود دارد.
کاغذ بازی( Red tape) تمای شیوه ها و اقدامت غیر لازم و ظاهرا تکراری و وقت گیر که در نظام دیوان سالار انجام می گیرد.
دانش یا علم( seience) جزیی از شناخت یا معرفت( knowledge) است که شامل مجموعه از فعالیت ها جهت بیان منظم احتمال وقوع فرضی یا واقعی پدیده های با توجه به هدف مورد نظر است. دنش مجموعه ای از روش های دقیق است که در پی کشف روابط بین پدیده بوده و باعث تسلط انسان به جهان پیرامون می شود.
پدیده اجتماعی( social phenomena) وقایع یا هر امر اجتماعی که قابل توصیف و تبیین علمی باشد و موضوع دانش آجتماعی است.
نماد و نماد اجتماعی( symbol – social symbol) نشانه ای است که حامل معنا و پیام است. هر نمادی که حامل ارزش یا پیام یا معنا برای جمع یا گروه خاص باشد نماد اجتماعی نامیده می شود.
فساد( corruption) بهره گیری از قدرت عمومی برای نفع شخصی و گروهی( ارتقا مقام، کسب شهرت و پول و غیره...) به طریقی که موجب نقض قانون یا زیر پا نهادن معیار های اخلاقی شود.
استثمار(Exploitation) هر گونه استفاده و نامشروع از دیگری را می گویند. می تواند به صورت تملک حاصل کار دیگری و یا به شکل های دیگر انجام گیرد.
آپارتایدapartheid)) نظامی در آفریقایی جنوبی بود که محور اصلی ان جدایی انسان ها بر اساس نژاد بوده است. اقلیت سفید بر اگثریت سیاه حکومت می کردند و در سال 1948 با قدرت رسیدن حزب ملی گرا تآسیس شد.
فئودالیسم( feudalism) نظام سیاسی و اجتماعی و اقتصادی مبتنی بر معیشت دهقانی است. وجه تمایز آن پراکندگی قدرت در املاک مستقل و نیمه مستقل است. این املاک فیف( تیول، اقطاع) نامیده می شود و در برابر تعهد خدمت واگذار می شد. در این نظام بزرگ مالکان مسلط بر جامعه هستند. ریردستان هیچ اعتراض ندارند، ارثی بودن مناسب و آمیختگی قدرت. بر پایه اقتصاد زراعتی و بر اساس فیف می باشد. فیف یا تیول یک قطعه زمین، منصب، یک منبع درآمدی است که حق دریاف مالیات به صورت پول یا کالا دارد. هر تیول در قلمرو یک واسال بوده و از جانب ارباب برای تقبل خدمات نظامی قول وفاداری و اطاعت محض به او تفویض می شد.
کمون ها( communes) به گروه های کوچکی گفته می شود که عضویت در ان اجباری نیست و در انی گروه ها نیاز هالی اساسی اعضا توسط خود انان و با همکاری اعضاء رفع می شود. در گروه های مذکور مالکیت شخصی نیست و اساس زندگی بر تعاون است.
کمونیسم ( Communism) یک ایدئولوژی است که میکوشد بر اساس مالکیت مشترک روشها وابزارهای تولید و در غیاب مالکیت خصوصی به یک سازمان اجتماعی ضد دولتگرایی و فاقد طبقههای اجتماعی برسد.
توتالیتاریسم (Totalitarianism) اصطلاحی در علوم سیاسی است که برای توصیف حکومتهایی میرود که معمولاً خصوصیت های مانند"یک ایدئولوژی کلی و سیستم تک حزبی متعهد به آن ایدئولوژی با رهبری یک نفر، دارای پلیس مخفی گسترده، انحصار در استفاده وسایل ارتباط جمعی، انحصار اقتصادی" است در اینگونه حکومتها دولت تقریباً بر تمام شئون زندگی عمومی و رفتارهای خصوصی شهروندان نظارت و کنترل دارد.
امپریالیسم( Imperialism ) معادل جهانگشایی،جهانخوارگی، فرمانروایی یک امپراتوری. در سال های 1870 تا 1880 در انگاستان به کسی گفته می شد که در جهت متحد نگداشتن قلمرو امپراتوری فعالت می کرد. در بین سال های 1880 تا 1890 بعدد اقتصادی داشت و به معنی تسلط کشور های اروپایی به افریق و آسیا بود. در اغاز قرن نوردهم با رقابت اروپایی ها جهت نفوذ در مناطق دیگر بعد سیاسی و اقتصادی پیدا کرد. هر نوع سلطه جوئی در روابط بین الملل و توسعه طلبی برای ایجاد روابط حاکم و فرمانبر در جهان امپریالیسم نامیده می شود. مانند امپریالیسم سیاسی، اقتصادی، فرهنگی( 345).
احزاب سیاسی(parties ( political گروهی سیاسی که بر پایه ایئولوژی شکل گرفته و هدف آ تحقق اندیشه و مرام و عقیده حزب در جامعه است. مبتنی بر عضویت گروهی و درصدد بازیابی قدرت و تسلط بر بر امور جهت دگرگونی نظام و انطباق با مرام خویش است( تک حزبی، دو حزبی و چند حزبی).
مشروطه خواهی(constitutionalism ) به محدویت ها و قیودی که به طور موثر و منظم تصمیم گیرندگان حکومت را تحت کنترل در آورد. همان حاکمیت قانون یا حکومت محدودد و با شرط است. نقطه مقابل حکومت استبدادی و مابین عدم کنترلو کنترل کامل قرار دارد.
مشارکت سیاسی(political participation) مجموعه فعالیت های که در امور سیاسی و برای گزینش رهبران سیاسی از طریق تبلیغات، رای دادن و شرکت در احزاب و غیره انجام می گیرد.
نمایندگی( Repesentation) نظامی است که از طریق ان مردم به انتخاب رهبران سیاسی دست می زنند تا انان به تدوین و تهیه قوانین و اجرای ان به پردازند.
تبلیغ(propaganda) به معنای پخش کردن و شناساندن است، به فنونی گفته می شود که با بهره گیری از نمادهای مختلف برای تآثیرگذاری، کنترل طرز تلقی ها، عقائد و رفتار انسانها انجام می گیرد. به دنبال جذب افکار عمومی است.
احزاب جناح راست(rights ( political در مجالس اوپایی اعضا سنت گرا در سمت راست رءیس مجلس می نشستند انها جناح راست می گفتند که ازانبه رایج شده است. انه خواهان حفظ وضع موجود، محافظه کار و همنوا هستند. بعضی از این ها خواهان بازگشت به گذشته هستند که مرتجع نامیده می شوند..
کمیسیون( commission) به هیاتی از افراد که وظیفه ای عمومی به آن ها واگذار شده کمیسیون نمیده می شود. مانند کمیسیون هماهنگ کننده یا کمیسیون تحقیق.
قانون(Low) قاعده ای از کردار آدمی است که قسمت اعظم ان توسط اعضای یک جامعه سیاسی معین برای همه اعضای جامعه الزام آور شناخته شده است.
قانون اساسی ( constitutional law) مقرراتی است که ساختار و اختیارات سازمان های دولتی و حقوق ملت را تعیین و تجدید می کند.
کابینه( cabinet) به اطاقی که فارغ از اغیار است و وزیران دور هم گرد می آیند. گروهی از وزیران که مورد اعتما بوده و همراه با رئیس کشور زمام عالی کشور را در دست می گیرند کابینه نامیده می شود.
اتئلاف(coalition) اتحاد موقت گروه ها و نیروهای سیاسی یا کشورها برای رسیدن به هدف های معین را می گویند. پیوند نیروها یا گروه ها را در کوتاه مدت به منظور تحقق رهدافی چند را می رساند. هر چند انی مفهوم بیشتر در مورد احزاب سیاسی است ام در مواردی بین چند ملت نیز وقوع می پیوند.
کودتا(Coup detat ) بدست آوردن قدرت به صورت سریع با اعمال قدرت توسط فرقه ای سیاسی را کودتا می گویند. کودات قیام یک گروه از حاکمیت بر علیه گروه دیگر می باشد. انی کار معمولا ب.سیله نظامیان و یا به کمک اناه انجام می گیرد و یکی از شیوه های دست یابی به قدرت است.
لایحه(bill) پیش نویس قانون و پیشنهادی است که برای تصویب به مجلس مقننه تقدیم می گردد.
مستعمره(colony) سکونت گروهی از اتباع یک دولت در کشور خارجی همراه با حفظ ارتباط اداری یا قانونی میان دولت اصلی و سکونت گاه جدید. مستعمره تابع دولت اصلی است.
توسعه( Development) گسترش، شکوفایی، بسط ورشد. رشد هماهنگ و همیشه موزون در همه ابعاد زندگی مادی، روانی.
بیعت Allegince)) قبول تابعیت یک فرد و گروه و تعهد و وفاداری نسبت بدان و استقرا پیوند عاطفی و قانونی.
خودکامگی، حکومت مطلقه(Absolutism) پایان یافته، کامل شده. نظامی است که در ان قدرت در اختیارفرد یا گروهی خاص قرار گیرد و بی چون چرا اعمال شد. نه محدویتی برای قدرت وجود دارد نه حد و حصری و نظارتی بود . محدویت های عرفی، قانونی برای اقتدار حکومت، وجود حوزه قدرت فوق العاده وسیع و دستگاه متمرکز که به اتوکراسی( استبداد فردی) نزدیک است.
دیکتاتور(Dectateur) این واژه از زبان فرانسه گرفته شده است و معنی لغوی ان خودکامه، مستبد است. در روم قدیم دیکتاتو قضاتی بودند که که در مواقع بحرانی برای 6 ماه برای اداره امور کشور انتخاب می شدند. در معنای امروزی فرمانروا یا حاکم بی رحم و ستمگر را می گویند. دیکتاتوری ها معاصر اغلب یا به عنوان رهبر یک حزب یا به کمک پیروان خود از طریق شورش یا کودتا حکومت را بدست می گیرند و یا از طریق قانوان اساسی بر سر کار می ایند و به تدریج حکومت دیکتاتوری بوجود می اورند. نوعا دیکتاتور ها به اتکائ حزب رسمی و به کمک پلیس مخفی و تبلیغات شدید به حکومت ادامه می ند.
سلطه(Domination) گونه ای از روابط اجتماعی که در آن معیار پذیرش میزان قدرت باشد و خواست و اراده قدرتمند و سلطه گر بر افراد مورد سلطه تحمیل می شود.
استبداد(Desideratum) به معنای ارباب آقا که از زبان یونانی گرفته شده است. اعمال قدرت به صورت نامحدود و فقدان شیوه های مردم سالاری استبداد نامیده می شود.
مجمع( assembly) گردهمایی مردم در یک محل که غالبا منظور از آن بیان نظر سیاسی، مشورت یا تظاهرات است. معنی خاص: هیئت قانوگذاری و مشورتی مانند مجمع تشخیص مصلحت.
اثبات گرایی( Positivism) نظریه ای که تجربیات حسی، آزمایش منطقی وکمی را منبع هر آگاهی و اطلاع درست می داند. مخال کشف و شهود است و تمایز بین علوم انسانی و طبیعی قائل نیست و دارای ویژگی های مانند" حقیقت جزء در علوم تجربی نیست، به کار گیری شیوه دقیق علوم تجربی در علوم انسانی، دوری از تبیین خرافی، تلا برای پیدا کردن روابط ثابت در بین پدیده ها" .
مکتب تفهمی( comprehensive School) مخالف استفاده علوم طبیعی در علوم اجتماعی است و معتقد به مشارکت محقق اجتماعی در درک مسائل جامعه است. دیلتای علوم را به روانی و طبیعی تقسیم کردو معتقد بود موضوع علوم روانی انسان است و لذا ابعاد ذهنی و پیچیدگی و آزادی او مانع به کارگیری روش های علوم طبیعی در آن است. در این مکتب به ذهنی، کیفی و عمقی بودن پدیده ای اجتماعی تآکید می شود.
شهود گرایی( Intuitionalism) آیینی است که ادراک حقیقت را از طریق درک دل و شهود ممکن می داند. مکتب تفهمی بر شهود توجه دارد ام اگر به افراط برود به شهود گرایی منجر شده واز واقعیت دور می شود.
جامعه شناسی انتقادی(critical sociology) در برابر دیدگاه های محافظه کارانه که مخالف دگرگونی های اساسی هستند و وضعیت موجود را قبول توجیه می کنند، قرار دارد و اصل را بر نقد نهادها، سازمان های اجتماعی و یادآوری ابعاد منفی و غیرمنطقی می نهادند و مخالف تدوام انها هستند.
دگرگونی خطی(lineal change ) معتقد به حرکت پدیده ها در یک خط بدون بازگشت و انحراف. این نوع اندیشه جامعه با شکست مواجهه می کند.
دگرگونی اجتماعی( social change) به معنای گذشتن از حالتی به حالت دیگر است که هر استحاله ای که در ساخت و کارکرد جامعه پدید می آید دگرگونی اجتماعی گکفته می شود. دگرکونی ابعاد مادی سریعتر از ابعاد غیر مادی جامعه است. مفهوم تغییر فاقد بعد ارزش گذاری است.
سکولار و سکولار کردن( Seclar and Secularization) غیر دینی و دنیوی، غیر روحانی. جداسازی دین از دنیا یا دیانت زدایی: فرآیندی است که یک سازمان دینی و مقدس به صورتی غیر مقدس ،طبیعی و مادی تبدیل می شود- شیوه ای که بر حسب ان جدایی دین از کار سیاسی تجویز می شود.
محیط(environment) همه منابع و عوامل خارجی که شخص یا اشخاص به گونه بالفعل یا بالقوه در برابر ان واکنش نشان میدهند. مانند محیط فیزیکی، فرهنگی، اجتماعی.
محیط اجتماعی( social environment) مجموعه به هم پیوسته است که شامل نهادها، سازمان ها و تاسیسات اجتماعی، افراد و گروه های اجتماعی بوده و بر رفتار انسان تآثیر می گذارد.
محیط شناسی(Ecology) مطالعه روابط بین گروه های انسانی و محیط آنان.
برخی اصطلاحات تخصصی جامعه شناسی
کنش(Action) از نظر پارسونز تمامی رفتارهای انسانی اعم از فردی یا جمعی، آگاه یا ناخود آگاه است که شامل رفتار های بیرونی و قابل مشاهده و تفکرات، احساسات، تمایلات و امیال و غیره می باشد.
کنش اجتماعی( social act) هر گونه فعالیتی که در نتیجه گرایش های فکری سازمان می یابد و دارای هدف مشخص است. کنش اجتماعی متضمن بیش از یک نفر است . کنش متقابل (Interaction) عمل متقابل دو یا چند موجد زنده بر یکدیگر .
تعامل اجتماعی( social intearation) نشان دهنده انواع کنش و واکنش میان انسان ها است که در یک گروه یا جامعه هستند. شامل میزان و شدت نیز است. تعامل بین انسان ها با استفاده از نماد ها انجام می گیرد. تعامل مودت آمیز، تعامل دوری، تعامل تفرقه آمیز.
دانش یا علم( seience) جزیی از شناخت یا معرفت( knowledge) است که شامل مجموعه از فعالیت ها جهت بیان منظم احتمال وقوع فرضی یا واقعی پدیده های با توجه به هدف مورد نظر است. دانش مجموعه ای از روش های دقیق است که در پی کشف روابط بین پدیده بوده و باعث تسلط انسان به جهان پیرامون می شود.
جامعه شناسی خرد( micro sociology) موضوع آن گروهای کوچک و روابط متقابل بین انها است.
جامعه شناسی کلان(macro sociology) موضوع آن پدیده تام و کلی و ساخت کلی است و انها را در سطح جوامع بررسی می کند.
اثبات گرایی( Positivism) نظریه ای که تجربیات حسی، آزمایش منطقی وکمی را منبع هر آگاهی و اطلاع درست می داند. مخالف کشف و شهود است و تمایز بین علوم انسانی و طبیعی قائل نیست و دارای ویژگی های مانند" حقیقت جزء در علوم تجربی نیست، به کار گیری شیوه دقیق علوم تجربی در علوم انسانی، دوری از تبیین خرافی، تلاش برای پیدا کردن روابط ثابت در بین پدیده ها.
مکتب تفهمی( comprehensive School) علوم طبیعی را از نظر موضوع با علوم روحی و روانی جدا می کند و معتقد به مشارکت محقق اجتماعی در درک مسائل جامعه است. دیلتای علوم را به روانی و طبیعی تقسیم کرد و معتقد بود موضوع علوم روانی، انسان است و لذا دارای ابعاد ذهنی و کیفی است و پیچیدگی و آزادی انسان مانع به کارگیری روش های علوم طبیعی در آن است. در این مکتب تبیین از طریق فهم پدیده های اجتماعی انجام می گیرد اما در اثبات گرایی تبیین با روش های علوم طبیعی انجام می گیرد و به علت ها ی عینی پرداخت می شود. ماکس وبر ترکیبی از این دو را مطرح می کرد. مکتب تفهمی بر شهود نیز توجه دارد اما اگر به افراط برود به شهود گرایی منجر شده و از واقعیت دور می شود .
ذهنی( subjective) در برابر عینی قرار دارد و به معنای غیر مادی و ناملموس است اگر به افراط به ان تآکید شود به عقائد قالبی و تحریف واقعیت منجرمی شود.
شهودگرایی( Intuitionalism) آیینی است که ادراک حقیقت را از طریق درک دل و شهود ممکن می داند.
جادو( Magic) به معنی مجموعه ای از باورها و اعمالی است که در جهت تآثیر گذاری بر نیروه های ماوراءالطبیعه و همچنین کنترل و دست کاری انها پدید امده است.
اسطوره(myth) افسانه و روایتی است که موضوع آن به خدایان و طبیعت، معنی جهان وانسان مربوط است. تصویر کلی را که یک گروه اجتماعی در ذهن دارد ونظام ارزشی مندرج در ان را شامل می شود. اسطوره جزئی از فرهنگ است بعضی ها ان راخرافه یا دورغ می دانند. از نظرشیلز اسطوره مجموعه ای از هدف های دوردست، حالات تشدید شده اخلاقی، انتظار توفیق و یک نظام ارزشی است وتصویری از جهان است که الهامبخش و راهنمای فرمانروایان و یا مشتاقان فرومانروایی است.
جامعه شناسی انتقادی(critical sociology) در برابر دیدگاه های محافظه کارانه که مخالف دگرگونی های اساسی هستند و وضعیت موجود را توجیه می کنند، قرار دارد. نقد نهادها، سازمان های اجتماعی و یادآوری ابعاد منفی و غیرمنطقی را اصل می داند و مخالف تدوام انها هستند.
دگرگونی خطی(lineal change ) معتقد به حرکت پدیده ها در یک خط بدون بازگشت و انحراف. این نوع اندیشه جامعه را با شکست مواجهه می کند.
دگرگونی اجتماعی( social change) به معنای گذشتن از حالتی به حالت دیگر است که هر استحاله ای که در ساخت و کارکرد جامعه پدید می آید دگرگونی اجتماعی کفته می شود. دگرکونی ابعاد مادی سریعتر از ابعاد غیر مادی جامعه است. مفهوم تغییر فاقد بعد ارزش گذاری است.
سکولار و سکولار کردن( Seclar and Secularization) غیر دینی و دنیوی، غیر روحانی. جداسازی دین از دنیا
دیانت زدایی: فرآیندی است که یک سازمان دینی و مقدس به صورتی غیر مقدس، طبیعی و مادی تبدیل می شود- شیوه ای که بر حسب ان جدایی دین از کار سیاسی تجویز می شود.
پدیده اجتماعی( social phenomena) وقایع یا هر امر اجتماعی که قابل توصیف و تبیین علمی باشد و موضوع دانش آجتماعی است.
نماد و نماد اجتماعی( symbol – social symbol) نشانه ای است که حامل معنا و پیام است. هر نمادی که حامل ارزش یا پیام یا معنا برای جمع یا گروه خاص باشد نماد اجتماعی نامیده می شود.
نظام اجتماعی(social system ) نظام اجتماعی دستگاهی از کنش و واکنش های افراد می باشد که واحدهای اصلی ان نقش های اجتماعی می باشد. نظامی است که از کنش و واکنش های افراد تشکیل شده که به سمت کانون مشترک و به هم پیوسته حرکت می کند و دارای پیچیده گی، تطور و به هم پیوستگی عناصر متشکله است و دارای ابعاد کیفی می باشد.
تعادل اجتماعی(social equilibrium) وجود توازن و تعادل میان پدیده های اجتماعی وابسته به هم در یک نظام.
هنجار اجتماعی(social norm) شیوه های رفتار، عمل یا اندیشه که در جامعه پذیرفته شده و فرد با فرآیند اجتماعی شدن با انها منطبق می شود. عدم رعایت آن باعث واکنش های مانند تعجب، فشار و یا الزام اجتماعی می شود.
ارزش(value) بنیادی ترین عامل تعیین کننده اندیشه و عمل و یا اعمال فرد و همچنین شکل گیری حیات اجتماعی است 1- ممکن ملاک ارزش همان مورد آرزو بودن باشد2- دارای قیمت زیاد و قابل مبادله 3- ذاتا ازشمند بودن 4- بواسطه ای رفع نیاز ها و بر آورده کردن اهداف خاص . مورد اول و چهارم به مفهوم ارزش در جامعه شناسی نزدیکتر است. هر موضوعی که مورد نیاز و نگرش یا ارزو باشد. پارسونز: ارزش عنصری از دستگاه نمادین مشترک است که ملاک و معیار برای انتخاب است. معادل هنجار های بنیادی و هدایت کننده است. احساسات ریشه دار وعمیقی است که اعضای جامعه در ان شریکند. این ارزش ها اعمال و رفتار جامعه راتعیین می کند.
تقلید(imitation) کوشش هشیار یا ناهشیار فرد و گروه در زمینه یکسان کردن رفتار و اندیشه خود با افراد و گروه های دیگر. تقلید کوششی در همسان و یا همسان نمایی است. کوششی است که برای گزینش برخی از جنبه های اندیشه و رفتار دیگری.
باورو اعتقاد(Belief ) پذیرش گزاره ای خاص به عنوان حقیقت که رنگ عاطفی و هیجانی دارد. نحوه عمل یا ترک عمل را معین می کند.
آپارتایدapartheid)) نظامی در آفریقایی جنوبی بود که محور اصلی ان جدایی انسان ها بر اساس نژاد بوده است. اقلیت سفید بر اکثریت سیاه حکومت می کردند و در سال 1948 با قدرت رسیدن حزب ملی گرا تآسیس شد.
نژاد پرستی( race ) برتری ذاتی قائل شدن به یک نژاد که می تواند بعد فرهنگی،زبانی،قومی و مذهبی باشد.
فرهنگ(culture ) فرهنگ نظامینسبتا منسجم متشکل از اجزایی غیر مادی شامل ارزشها، هنجارها، نمادها و باورها واعتقادات، آداب و رسوم، دانش، اطلاعات رایج، هنرها و شیوه های استفاده از کالاهای مصرفی، ابزارها ( تکنولوژی )، میراث فرهنگی نسبتا مشترک بین اعضا ی یک گروه، اجتماع یا جامعه است که از طـریق یادگیری از نسلی به نسلی دیگر منتقل شده است و ماهیت نمادین دارد.
تهاجم فرهنگی، اشغال فرهنگی(cultural Invsion) تلاش فرهنگی جامعه ای برای تغییر هویت جوامع و گروه های دیگر در جهت مورد نظر خود با بهره گیری از ابزارهای مختلف فرهنگی و فارغ از کنترل های دولت ها را می گویند.
کشمکش فرهنگی(cultural conflict) زمانی که دو یا چند گروه از نظر فرهنگی در تماس با یکدیگر باشند و به رقابت یا ستیز پردازند، در حالیکه عناصر فرهنگی رقیب را با افراد آنها یکسان تلقی کرده و انها را خطرناک و نامیمون بشناسند.
رقابت فرهنگی(cultural competion)رقابت عناصر گوناگون یک فرهنگ با یکدیگر( رقایت درونی). رقابت بین فرهنگ های مختلف برای بقاء و نفوذ در یکدیگر. رقابت نابرابر فرهنگی در بین کشورهای صنعتی و غیر صنعتی جامعه جهانی منجر به هژمونی سلطهفرهنگی(culturalhegemony)کشورهای صعنتی شده و باعث اشغال فرهنگی جهان سوم و در مواردی به نابودی فرهنگ انان می انجامد( شبیه به تهاجم فرهنگی).
استعمار فرهنگی(cultural colonialism) مسخ انسانها، زدایش هویت آنان و در نتیجه محو وحدت و ریشه های تاریخی ملل مستمره بوسیله استعمارگران را استعمار فرهنگی می گویند.
یکپارچگی فرهنگی (cultural integratioin) اضمحلال محدوده های بسته و
فرهنگی های خرد (sub culture) در یک مجموعه کلی و یکیانگی درونی فرهنگ را می گویند.
ناهمگنی فرهنگی(cultural heterageneity) ناهمگونی فرهنگ های مختلف در یک جامعه و در داخل مرز های ملی را می گویندکه در مقابل همگنی فرهنگی قرار دارد. می تواند به تجزیه طلبی و نفی تعلق ملی منجر شود.
جابجایی فرهنگی(cultural displacement)در برابر پیوند فرهنگی قرار دارد و به معنای ورود عنصر ونو جدید به فرهنگ و طرد عناصر دیگر قبلی است. تآخر، دیرکرد و یا پسافتادگی فرهنگیcultural lag)) نوعی عدم تعادل فرهنگ است که در طی ان اجزاء یک فرهنگ از نظر آهنگ حرکت با اجزاء دیگر ناهماهنگ است. بعضی از اجزاء با آهنگ بیشتر و بعضی دیگر با اهنگ کمتر تغییر می کند و بین ان عدم تعادل بوجود می اید.
فرهنگ پذیری(acculturaion) تغییرات فرهنگی که در اثر تماس فرهنگی جوامع مختلف بوجود می اید و باعث دگرگونی فرهنگی هر دو آنها و یا یکی از انها می شود. نوعی خاصی از دگرگونی فرهنگی که در اثر تماس مستمر و مستقیم میان گروه ها و افراد مختلف از فرهنگ های مختلف بوقوع می پیوند. ممکن است منجر به الحاق، خاموشی، انطباق و یا اختلاطو جذب می شود.
ارتباط فرهنگی(cultural communication) فرآیند تماس با فرهنگ دیگری که می تواند یکسویه یا دوسویه باشد. در حالت دوسویه داد و ستد فرهنگی و مبادله فرهنگی بوجود می اید.
صهیونیسم: عنوان صهیونیسم از نام تپه ای در نزدیکی شهر بیت المقدس معروف به صهیون اخذ شده است .تپه صهیون یکی از اماکن مقدس یهودیان جهان است که بسیاری از آثار مذهبی و تاریخی دین یهود در آن واقع شده است ؛ این کوه سمبل یهودیت است، همانگونه که کعبه سمبل اسلام است. یکی از دلایل نامگذاری مکتب سیاسی یهود بر منبای نام تپه صهیون اعتقاد به ظهور منجی آخر الزمان بر بلندای کوه صهیون و تشکیل حکومت جهانی توسط اوست. گروهی از یهودیان با سوء استفاده از این سمبل تلاش می کنند به نظام خویش مشروعیت بخشند.در قرن ۱۹ با افزایش فشار تزارهای روس به یهودیان، ایشان وادار به مهاجرت دسته جمعی به فلسطین شدند. افزایش مشکلات یهودیان در کشورهای اروپایی و مهاجرت دسته جمعی آنها از روسیه به فلسطین، روشنفکران یهود را به تلاش برای تشکیل کشوری با اکثریت یهود رهنمون ساخت وبر این اساس و مبنا، صهیونیسم در قرن ۱۹ شکل گرفت. در این زمان یک روزنامه نگار یهودی مجاری الاصل مقیم اتریش به نام "تئودور هرتسل" کتابی با عنوان "دولت یهود" را منتشر ساخت که در این کتاب مسئلهتشکیل دولت یهودی به گونه ای سیستماتیک مطرح شده بودو تشکیل کشوری یهودی تنها راه نجات قوم یهود از رنج تاریخی خویش بر شمرده بود. بازتاب گسترده این کتاب در بین یهودیان جهان، مشوق هرتسل در تشکیل کنگره صهیونیسم در شهر وال سوئیس بود.
پست صهیونیسم (Postzionism): یک اعتراض یهودى است که بر پایه آن برخى از یهودیان، صهیونیسم را از بعد مذهبى و غیرمذهبى رد مى نمایند. پست صهیونیست ها، اساس اندیشه هاى خود بر برقرارى نوعى صلح ادعایى گذاشته اند، این اندیشه ابتدا در میان روشنفکران و نویسندگان شکل گرفت، اما این فکر، در حال حاضر در میان دولتمردان یهود، نیز در حال جا باز کردن است. پست صهیونیست ها، به دنبال سرزمین موعود نیستند. آن ها معتقدند تجمع یهودیان در هر جاى دیگر نیز، امکان پذیر است و یهودیان مى بایست به جاى برترى طلبى، راه برترى اقتصادى را در پیش گرفته، و در مقام گسترش سلطه اقتصادى باشند. یهودیانى که صهیونیسم را از بعد مذهبى و غیر مذهبى رد مى کنند به سه دسته تقسیم مى شوند که عبارتند از: یهودیان ارتدوکس، اصلاح طلبان، مخالفان صهیونیسم از بعد مذهبى.
عنوان سازمان:Association of Southeast Asian Nations (ASEAN) اتحادیه کشورهای آسیای جنوب شرقی (آ.سه.آن) موضوع فعالیت: توسعه، همکاری منطقهای، همکاری اقتصادی مقر سازمان: جاکارتا- اندونزی نشانی الکترونیکی: www.aseansec.org
معرفی سازمان: اتحادیه کشورهای آسیای جنوب شرقی (آ.سه.آن) یک سازمان سیاسی و اقتصادی کشورهای مستقر در این منطقه از قاره آسیاست. این سازمان در 8 اوت 1967 توسط کشورهای فیلیپین، مالزی، تایلند، اندونزی و سنگاپور به عنوان نمایش همبستگی بر علیه گسترش کمونیسم ویتنام در درون مرزهای خود و جلوگیری از ناآرامیها تأسیس شد. در پی برگزاری کنفرانس سران پنج کشور یاد شده در شهر بندری بالی اندونزی در سال 1976، این سازمان وارد برنامه همکاری اقتصادی شد که در اواسط دهه 1980 دچار ضعف بود و تنها در سال 1991 با پیشنهاد کشور تایلند در زمینه تأسیس یک منطقه تجاری آزاد احیا شد. کشورهای عضو این سازمان هر ساله تشکیل جلسه میدهند. اعضای کنونی این اتحادیه عبارتند از کشورهای: اندونزی، کامبوج، برونئی، لائوس، مالزی، میانمار (برمه سابق)، فیلیپین، سنگاپور، تایلند و ویتنام. این سازمان منطقهای دو هدف عمده را پیگیری میکند: - شتاب بخشیدن به رشد اقتصادی، پیشرفت اجتماعی و توسعه فرهنگی منطقه - ارتقای آرامش و ثبات منطقهای از طریق پیروی از عدالت و قانون در روابط منطقهای و همچنین تبعیت از اصول منشور سازمان ملل متحد
سازمان صلح سبز بین الملل: یکی از این تشکلها و سازمانها، سازمان صلح سبز بینالملل است. اولین بار اندیشه ایجاد سازمانی جهانی و سازمانی که جهان را به شکل سبز و همراه با آرامش تبدیل کند، در سال 1970 به فکر تعدادی صلح جو از برخی کشورها همچون ایالات متحده، کانادا و... افتاد، لذا در راستای تحقق اولین فکر خود، کمیته"آشوب بپا نکنید" را ایجاد کردند. این کمیته در شهر ونکور کانادا توسط پنج نفر صلح جو ایجاد گردید. در سال 1971 اعضای این کمیته پنج نفره به فکر افتادند تا نام خود را تغییر دهند و هدف وسیعتری را مد نظر بگیرند و آن هدف چیزی نبود جز «یک جهان سبز و صلح آمیز»، لذا تعداد اعضای خود را با پیوستن 7 عضو دیگر به 12 رساندند و با یک قایق کوچک اولین اقدام خود را انجام دادند. و بعدا نام کمیته خود را به Greenpeace تغییر دادند. به تدریج سازمان در کشورها و مناطق مختلف نیز دارای شعباتی شد لذا برای اینکه تداخل اسامی بین سازمان مرکزی و شعب آن واقع نشود، سازمان مرکزی را به"Greenpeace International" اسم نهادند و سایر شعب را به نام همان کشور یا منطقهای که در آن قرار دارد. مقر سازمان صلح سبز مرکزی در شهر آمستردام هلند است. اهداف سازمان صلح سبز: اهدافی را که این سازمان بدان منظور بوجود آمده است از قرار زیر است: 1- حمایت، حفظ و توسعه محیط زیست طبیعی 2- تشویق خلع سلاح هستهای و گسترش صلح 3- تاسیس یک صندوق عمومی بنام "Greenpeace Trust" جهت جلب حمایتهای خاص برای کمک به محیط زیست.
تِروریسم(terrorism) تِروریسم که در فارسی از آن با عنوان دهشتافکنی یا هراسافگنی نام برده شدهاست، به هرگونه عملکرد یا تهدید برای ترساندن و یا آسیب رساندن به شهروندان، حکومت و یا گروهها و شخصیتهای سیاسی گفته میشود. این کلمه در فرانسه به معنای وحشت و خوف آمده و حکومت ترور هم اصول حکومت انقلابی است که پس از سقوط ژیروندنها (از ۳۱ مه ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۴م) در فرانسه مستقر گردید و اعدامهای سیاسی فراوانی را متضمّن بود. ترور سیاسی: در سیاست به کارهای خشونت آمیز و غیر قانونی حکومتها برای سرکوبی مخالفان خود و ترساندن آنهاترور دولتی میگویند و نیز کردار گروههای مبارزی که برای رسیدن به هدفهای سیاسی خود دست به کارهای خشونت آمیز و هراس انگیز میزنند، تروریزم نامیده میشود. حملاتی مانند اقدام تروریستها در منهدم کردن برجهای دوقلوی سازمان تجارت جهانی در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ عملیاتی تروریستی به شمار میرود. تروریسم دولتی: واژه تروریسم دولتی واژهای جنجال بر انگیز است.
تروریسم دولتی: اصطلاحی است که برای دخالت دولت یا دولتهایی در امور داخلی یا خارجی دولتی دیگر که به وسیله اجرا یا مشارکت در عملیات تروریستی یا حمایت از عملیات نظامی برای زوال، تضعیف و براندازی دولت مذکور یا کل دستگاه حاکمه آن کشور انجام میشود. کمکهای مادی و معنوی (مثل حمایت سیاسی) به گروههای مخالف و مشارکت در عملیاتی چون بمبگذاری، مین گذاری بنادر و سواحل، آدم ربایی، هواپیمادزدی و ترور مقامهای عالی مملکتی، نمونههایی از تروریسم دولتی است.
افکار عمومی( Public Opinions): افکار عمومی، عکس العمل بخش عمدهای از جامعه ، در برابر حوادثی که برای جامعه رخ میدهد، می باشد. بیشتر ناشی از احساس است تا استدلال. افکار عمومی دربارۀ موضوعات خاص و مجموعه عقاید همه افراد، در یک جامعه معیّن بحث میکند، و موضوع آن را بیشتر امور مربوط به عامۀ مردم و مسایل مرتبط با سیاست اجتماعی تشکیل میدهند. برخی اندیشمندان نیز گفتهاند؛ افکار عمومی چیزی جز صدای مردم نیست که با پویایی توانمند خود، سرنوشت جامعهها را رقم میزند. افکار عمومی گروههای مختلف جامعه نسبت به امری خاص، مانند: پدیدههای مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و ...دارای جلوههای مثبت یا منفی است؛ که گاهی با ابزار و وسایل ارتباط جمعی مانند روزنامهها، رادیو و تلویزیون، منعکس میشوند و گاهی نیز انعکاس نمییابند. همچنین از افکار رایج تمایز دارد؛ چرا که افکار رایج عبارت از شیوۀ قضاوت یا نگرشی نسبتاٌ گسترده و لیکن بدون پویائی و با حالتی خنثی میباشد. امّا افکار عمومی تشکیل دهندۀ نیرویی جمعی است که قادر به اعمال فشار میباشد.
منابع:
- ساروخانی، باقر (1370)، در آمدی بر دایره المعارف علوم اجتماعی، انتشارات، کیهان، تهران
- محمد سعید، ذکایی(1385)، فرهنگ مطالعات جوانان، انتشارات، اگه، تهران
- گولد، جلیوس و همکاران(1384)، فرهنگ علوم اجتماعی، ترجمه: با کوشش محمد جواد زاهدی و همکاران، انتشارات، مازیاد، تهران
- سایت های مختلف اینترنتی
حجاب
راهکارهای مقابله با بی حجابی و بد حجابی:
به صورت کلی جامعه شناسان در برخورد با ناهنجاری های رفتاری در سطح جامعه دو راهکار مهم رشد و توسعه فرهنگی و برخورد های قانونی را مطرح می کنند.
در بخش اول می توان به شاخص های کار فرهنگی اشاره کرد:الف: اطلاع رسانی و آگاهی زنان و مردان به جد می توان گفت در بسیاری موارد بی حجابی ریشه در عدم آگاهی فرد دارد که گاهی با یک تلنگر متوجه عواقب آن شده و با میل و رغبت آنرا می پذیرد.
در عرصه فرهنگی مهم ترین بخش های جامعه عبارتند از رسانه های گروهی، صدا و سیما، مطبوعات، نشریات ، سخنوران ، نویسندگان ، اولیاء و مربیان . نقش هنرهایی چون شعر و نقاشی و مقالات بویژه هنرهای تصویری مثل فیلم ها و سریال ها و سینماها بی بدیل است بویژه با توجه به مولفه الگو پذیری برای نسل جوان از این ابزارها. تعیین روزی بنام حجاب آن هم نه در حد شعار مثل روز 22 تیر که مردم در دفاع از حجاب اسلامی در مسجد گوهرشاد توسط عمال رضا شاه کشته شدند موثر خواهد بود.
ب: ترویج فرهنگ غیرت و تحکیم بنیه تقوا بی تردید خانم ها با هر سلیقه شخصی و تفکری که باشند نظر و سلیقه همسر خود را ترجیح می دهند از جمله در وضع ظاهری ، اینجاست که غیرت ناموسی مردان نقش مهم خود را باز می یابد؛ در این قسمت نیز استفاده از ابزارهای تبلیغی در قسمت الف مهم و سرنوشت ساز است نقش طلاب علوم دینی در این بخش و نیز بخش الف غیر قابل انکار است.
ج: تقویت بخش نظارتی دستگاه حاکم بر رسانه های جمعی امروزه نقش صداو سیما در تغییرات فرهنگی جامعه حتی تغییرات ارزشی از نظر دین غیر قابل انکار است. نقشی که گاهی در سایر عرصه ها مثل سیاست و اقتصاد نیز به روشنی مشهود است. گاه تبلیغات یک جنس و یک شخص چنان موجی در جامعه ایجاد می کند که از آن نمی توان به سادگی گذشت.
د: معرفی الگوهای مناسب پوششی و رفتاری قبلا هم متذکر شدیم که انسان بخصوص نقش الگو پذیری را همواره مد نظر دارد . تشویق هم در روانشناسی آنچنان مهم است که قرآن کریم با ذکر نعمات بهشتی سعی در ایجاد انگیزه انسانها برای انجام اعمال خیر دارد. در مواردی نیز قرآن به ارائه الگوهای عملی و رفتاری انسان های شایسته می پردازد البته در این مهم یعنی الگو ها و تشویق دختران جوان بخصوص به امر حجاب باید از راهکارهای ظریف روانشناسی استفاده کرد. در بحث ارائه الگوی برتر جامعه و نهادهای مرتبط به این امر باید چنان عمل کنند که از دید افراد جامعه حجاب یک ارزش ملی و دینی و انسانی و بی حجابی یک ضد ارزش اجتماعی محسوب شود چنانکه اول انقلاب اسلامی نیز چنین بود. آموزش حجاب در مدارس و ارائه الگوهای عملی رفتاری مثل خود معلمان نقش مهمی در این رابطه دارد تعلیمات دینی بایداز حد یک کتاب فراتر رود چرا که لا اکراه فی الدین شیوه ای که خود اولیاء دین هم بکار بردند همین بود. وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِک 12 . نمونه ای از همین شیوه زیبای تبلیغی است. اسلام مهم ترین الگوی عملی حجاب را در شخصیت بی نظیر حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها نشان داد و به این هم بسنده نکرد و شخصیت بی نظیر حضرت زینب سلام الله علیها را در سخت ترین شرایط اجتماعی به نمایش گذاشت تا بهانه را از دست برخی بهانه جویان بگیرد. نقش خانواده ها نیز در این میان کم نظیر است. دختری که تا سن 9سالگی هیچ گونه حد و مرزی در پوشش نداشته و گاه مثل یک عروسک آرایش شده به عرصه جامعه و محافل خانوادگی کشانده می شود چگونه می تواند به یکباره این مهم را رعایت کند.
ه: انسجام فرهنگی راه مقابله با تهاجم فرهنگی امروزه بحث تهاجم یا شبیخون یا غارت فرهنگی از بحث های مهم جامعه شناسی است که در تمام کشورها به ویژه کشور اسلامی ما مطرح است. در این بین شاید بتوان گفت کارهای فرهنگی موازی زیادی از سوی نهادهای فرهنگی صورت گرفته اما آنچه تاثیر این عملکرد ها را کم رنگ می کند و گاه از فرصت ها تهدید درست می کند عدم انسجام درونی بین این نهادها است. با سرعت سرسام آور تحولات فرهنگی و علمی و تکنولوژیک نیاز به این انسجام بیش از پیش احساس می شود. خانم بهزادپور در کتاب نقش حجاب در توسعه از زبان " کی روشه" نقل می کند :« چنانچه همبستگی متقابل میان اجزای نظام فرهنگ برقرار نباشد فرهنگ کارائی خود را از دست می دهد زیرا هر جزء در فرهنگ در عین پویا بودن باید بر سایر عناصر و امور دیگر تاثیر گذار باشد و مجموعا وحدت، نظم فرهنگی را بوجود می آورد تا بتواند همبستگی میان عناصر مادی و معنوی را بوجود آورد. گاه شده که با رشد نرم افزاری فرهنگ و عدم رشد بخش سخت افزاری به قول جامعه شناسان (مثل آقای اُکبرن) پس افتادگی فرهنگی بوجود می آید.در بحث تهاجم فرهنگی این نقاط باید مد نظر قرار گیرد: زمینه های تهاجم فرهنگی، ضعف برنامه ریزی های فرهنگی، سرعت تغییرات فرهنگی، عناصر منفی فرهنگ، راه مبارزه با تهاجم فرهنگی، بررسی علل شکاف فرهنگی، مهندسی اجتماعی، شیوه های تبلیغ فرهنگی ، اهداف و برنامه ها ، نگاه کوتاه مدت و بلند مدت.15 نکته مهم در کار فرهنگی بررسی سه لایه شناختی (معرفتی) ، عاطفی و رفتاری با هم است و پرداختن به هر لایه بدون در نظر گرفتن سایر لایه ها کاری از پیش نمی برد. در بخش دوم یعنی برخوردهای قانونی کوتاه مدت و مقعطی دو مرحله قابل ذکر است: الف: مرحله توصیه و تذکر: این مرحله غیر از بحث مهم نظارت، آن هم در قالب امر به معروف و نهی از منکر دینی است بلکه حاکمیت در چارچوب قانون، گروهی را طبق ضوابط مامور توصیه و تذکر این مهم می کند. این شیوه منظم دیگر نقائص برخوردهای اجتماعی و خروج از حد و مرز قانون و شریعت را نخواهد داشت و قابل پی گیری قانونی خواهد بود. البته می توان این قسمت را هم در کار فرهنگی بخش اول لحاظ کرد. ب: برخوردهای امنیتی و پلیسی: در مواردی که یک ناهنجاری رفتاری به نظم عمومی و عفت اجتماع لطمه بزند، یا ترویج یک فکر و ایده خاص غیر اخلاقی و غیر دینی باشد، بخصوص که در قانون تعریف روشن و حد و مرز مشخص داشته باشد چاره ای جز برخوردهای فیزیکی و انضباطی نیست البته پر واضح است این راه دوم و این بخش کار در درجه دوم راهکارهای برخورد با بی حجابی قرار دارد و آنچه مهم است استفاده از راهکارهای فرهنگی است که در بخش اول کاملا به آن پرداختیم. نکته مهم در برخوردهای امنیتی پرداختن به سرچشمه ها و ریشه های اصلی این مساله است نه فقط عرصه خیابانها و جامعه، مثلا برخورد با شبکه های توزیع این مدها و بی حجابی ها ، کارگاهها و کارخانجات تولید اسباب بی حجابی و سازندگان فیلم های غیر اخلاقی و پخش کنندگان محصولات غیر اخلاقی. روانشناسی بد حجابی . . .
منبع:www.basijblochi.persianblog.ir
.jpg)
.jpg)



مدیر وبلاگ